شاخصه‌های اعتدال در مکتب امام خمینی(ره)

کوتاه آمدن در مقابل دشمن نقطه مقابل تفکر امام است

 
نه تنها دولت اعتدال بروز عینی داشته بلکه حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری دو الگوی حقیقی مشی اعتدال و میانه روی بوده و هستند.
 

 این روزها بازار تعریف از «اعتدال و اعتدالگرایی» داغ است و بسیاری سعی دارند متناسب با شرایط زمانی و منافع خود به ارائه تعریف دلخواه خود از این واژه بپردازند. در حالی که تعریف باید دارای ویژگی فرازمانی و فرامکانی باشد تا در هر شرایطی از عهده معرفی معرف خویش برآید. برخی با نگاه گفتمانی تلاش می کنند دال‌های مورد نظر خود چون «عقلانیت و میانه روی» را به عنوان دال‌های برتر این گفتمان گنجانیده و با قرار دادن آنها در برابر انقلابیگری و معنویت در واقع آن را به سود جریان سیاسی خویش مصادره کنند. از این نوع تعریف می‌توان به عنوان «اعتدالگرایی اصلاح طلبانه» یاد کرد.

در مقابل، عده ای با نگرانی از موفقیت دسته اول و نهایتا تبدیل اعتدالگرایی به افراطی گری، با این استدلال که گفتمان اعتدال تاکنون مابه ازاء خارجی نداشته و هر چیزی را می‌توان در پوشش آن به عنوان اعتدالگرایی معرفی کرد، سعی می‌کنند تا اصول و ویژگی های این گفتمان را به عنوان یک روش ارائه نمایند که می توان از آن با عنوان «اعتدالگرایی اصولگرایانه» نام برد.

در این میانه دسته سومی وجود دارند که هم عقلانیت را از دال های اصلی اعتدالگرایی می دانند و هم آنرا با انقلابیگری و عدالت خواهی و معنویت گرایی در تضاد نمی بینند. اینها معتقدند نه تنها دولت اعتدال بروز عینی داشته بلکه حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری دو الگوی حقیقی مشی اعتدالگرایی و میانه روی بوده و هستند. اینکه عده ای شاخصه‌های مدنظر خود را به اعتدال تحمیل می‌کنند از آن روست که امام راحل را فردی انقلابی دانسته و اساسا انقلابیگری را نقطه مقابل اعتدالگرایی می‌دانند و این در حالی است که سلطه جویی و سلطه پذیری هر دو مسیر افراط و تفریطی هستند که راه میانه و اعتدال بین آنها داشتن روحیه انقلابی برای ایستادن در برابر استعمار و استبداد و در عین حال رعایت عدالت در منصب قدرت است. لذا مشی سیاسی حضرت امام (ره) را باید بهترین روش اعتدال و اعتدالگرایی دانست.

اعتدالگرایی رهبر معظم انقلاب نیز بر همین مبنا استوار است که ممشای حیات فردی و اجتماعی خویش را مشی حضرت امام (ره) قرار داده و معتقد است «مکتب سیاسى امام داراى شاخص‌هایى است… یکى از خطوط این است که در مکتب سیاسى امام، معنویت با سیاست در هم تنیده است. در مکتب سیاسى امام، معنویت از سیاست جدا نیست؛ سیاست و عرفان، سیاست و اخلاق. امام که تجسم مکتب سیاسى خود بود، سیاست و معنویت را با هم داشت و همین را دنبال مى‌کرد؛ حتى در مبارزات سیاسى، کانون اصلى در رفتار امام، معنویت او بود. همه‌ى رفتارها و همه‌ى مواضع امام حول محور خدا و معنویت دور مى‌زد.»

معظم له افراط و تفریط را دو راه انحرافی از صراط مستقیم دانسته و راه نغلتیدن در گرداب انحراف را تاسی به مکتب حضرت امام(ره) می‌دانند. لذا می‌فرماید: «مکتب امام یک بسته‌ى کامل است، یک مجموعه است، داراى ابعادى است؛ این ابعاد را باید با هم دید، با هم ملاحظه کرد. دو بُعد اصلى در مکتب امام بزرگوار ما، بُعد معنویت و بُعد عقلانیت است. بُعد سومى هم وجود دارد، که آن بُعد عدالت است.»

رهبر معظم انقلاب غفلت از هر کدام از این ابعاد سه‌گانه به بهانه یک بعد دیگر را موجب انحراف از این مکتب خوانده و شاخصه‌های هر یک از پایه‌های سه گانه عقلانیت، معنویت و عدالت را به مناسبت سالگرد ارتحال آن بزرگوار در سال ۱۳۹۰ تشرح فرمودند:

 

الف- شاخصه های عقلانیت در مکتب حضرت امام (ره):

۱)   قانون اساسی: یک مظهر دیگر، تدوین قانون اساسى بود. امام خبرگان ملت را از طریق انتخابات مأمور کرد که قانون اساسى را تدوین کنند. آن تدوین‌کنندگان قانون اساسى، با انتخاب ملت این کار را انجام دادند. اینجور نبود که امام یک جمع خاصى را بگذارد که قانون اساسى بنویسند؛ به عهده‌ى ملت گذاشته شد. ملت خبرگانى را با شناسائى خود، با معرفت خود انتخاب کردند و آنها قانون اساسى را تدوین کردند. بعد امام همین قانون اساسى را مجدداً در معرض آراء مردم قرار داد و رفراندوم قانون اساسى در کشور تشکیل شد. این، یکى از مظاهر عقلانیت امام است.

۲)   استکبارستیزی: یک نکته‌ى اساسى دیگر در مورد خط امام و راه امام این است که امام بارها فرمود قضاوت در مورد اشخاص باید با معیار حال کنونى اشخاص باشد. گذشته‌ى اشخاص، مورد توجه نیست. گذشته مال آن وقتى است که حال فعلى معلوم نباشد. انسان به آن گذشته تمسک کند و بگوید: خوب، قبلاً اینجورى بوده، حالا هم لابد همان جور است. اگر حال فعلى اشخاص در نقطه‌ى مقابل آن گذشته بود، آن گذشته دیگر کارائى ندارد.

۳)   مردم سالاری دینی: انتخاب مردم‌سالارى، یکى از مظاهر روشن عقلانیت امام در مکتب حیاتبخش و نجاتبخش او بود…. از جمله‌ى مسائلى که مظهر عقلانیت امام بزرگوار بود، این بود که ایشان به مردم تفهیم کرد که آنها صاحب و مالک این کشورند. مملکت صاحب دارد…امام به مردم تفهیم کرد که مملکت صاحب دارد و صاحب مملکت، خود مردم هستند.

۴)   وحدت گرایی: توحید، یکى؛ خدا، یکى؛ نبوت، یکى؛ معاد، یکى؛ قرآن، یکى؛ بیشترین احکام شریعت اسلامى، یکى؛ همه مشترک، اما دشمن مى آید روى نقاط افتراق انگشت مى گذارد و دلها را پُر از کینه ى به یکدیگر مى کند؛ براى این که بتواند به هدفهاى خود برسد. امام بزرگوار ما که این همه روى وحدت مسلمین تأکید مى کرد، به خاطر این بود که این خطر را مى دید و مى شناخت. در کشور ما و سایر کشورهاى اسلامى، انگلیسى ها و دستگاه جاسوسى انگلیس میان شیعه و سنى اختلاف ایجاد کردند؛ آنها تجربه ى زیادى در این کار دارند؛ همه باید مراقب باشند

۵)   ایستادگی در برابر دشمن در عین توجه به منافع ملی: آن کسانى که خیال کردند و خیال میکنند عقل اقتضاء میکند که انسان گاهى در مقابل دشمن کوتاه بیاید، امام درست نقطه‌ى مقابل این تصور حرکت کرد. عقلانیت امام و آن خرد پخته‌ى قوام‌یافته‌ى این مرد الهى، او را به این نتیجه رساند که در مقابل دشمن، کمترین انعطاف و کمترین عقب‌نشینى و کمترین نرمش، به پیشروى دشمن مى‌انجامد. 

۶)   اعتماد به نفس و خود اتکایی: یک مظهر دیگر عقلانیت امام، تزریق روح اعتماد به نفس و خوداتکائى در ملت بود.  پیشرفتهاى ما در زمینه‌ى علمى، در زمینه‌ى صنعتى، در انواع و اقسام عرصه‌هاى زندگى، معلول همین اعتماد به نفس است. امروز جوان ایرانى ما، صنعتگر ایرانى ما، دانشمند ایرانى ما، سیاستمدار ایرانى ما، مبلّغ ایرانى ما احساس توانائى میکند. این شعار «ما میتوانیم» را امام بزرگوار در اعماق جان این ملت قرار داد. این، یکى از مظاهر مهم عقلانیت امام بزرگوار بود.

۷)   انتقاد پذیری: همه‌ى مسئولین طراز اول کشور این را از امام شنیده بودند که بایستى آماده باشیم؛ اگر چنانچه از ما عیب گرفتند، نگوئیم ما بالاتر از اینیم که عیب داشته باشیم، بالاتر از اینیم که به ما انتقادى وارد باشد. خود امام هم همین جور بود.

 

ب- شاخصه های معنویت در مکتب حضرت امام (ره):

۱) اخلاق محوری:خود او اهل رعایت اخلاق بود، دیگران را هم به اخلاق سوق میداد. بخش مهمى از معنویت در اسلام عبارت است از اخلاق، دورى از گناه، دورى از تهمت، دورى از سوءظن، دورى از غیبت، دورى از بددلى، دورى از جداسازى دلها از یکدیگر. خود امام بزرگوار این چیزها را رعایت میکرد.

۲) انتقاد پذیری و اعتراف به اشتباه: ایشان، هم در نوشته‌هاى خود – بخصوص در اواخر عمر شریفش – هم در اظهارات خود، بارها گفت من در فلان قضیه اشتباه کردم. اقرار کرد به این که در فلان قضیه خطا کرده است؛ این خیلى عظمت لازم دارد. روح یک انسانى باید بزرگ باشد که بتواند یک چنین حرکتى را انجام دهد؛ خودش را منسوب کند به اشتباه و خطا.

۳) اخلاص و توکل: بنابراین مظهر مهم معنویت در رفتار امام، اخلاص او بود. براى خاطر تعریف و تمجید این و آن، حرفى نزد، کارى نکرد، اقدامى نکرد. آنچه که براى خدا انجام داد، به وسیله‌ى خداى متعال به آن برکت داده شد؛ ماندگار شد. خاصیت اخلاص این است. امام همین توصیه را به مسئولین هم تکرار می‌کردند.      

۴) ساده زیستی: امام خودش از این آفت بکلى برکنار ماند و مسئولین کشور را هم بارها توصیه میکرد که به کاخ‌نشینى و به اشرافیگرى تمایل پیدا نکنند، سرگرم مال‌اندوزى نشوند، با مردم ارتباط نزدیک داشته باشند.

 

ج- شاخصه‌های عدالت در مکتب حضرت امام(ره)

۱)   رسیدگی به محرومین: از اول پیروزى انقلاب، امام تکیه‌ى بر طبقات ضعفا را اصرار کردند، تکرار کردند، توصیه کردند. تعبیر «پابرهنگان» و «کوخ‌نشینان» جزو تعبیراتى بود که در کلام امام بارها و بارها تکرار شد. به مسئولین اصرار داشتند که به طبقات محروم برسید. به مسئولین اصرار داشتند که از اشرافیگرى پرهیز کنند.

۲)     مقابله با اشرافی‌گری و روحیه کاخ نشینی: از اول پیروزى انقلاب، امام تکیه‌ى بر طبقات ضعفا را اصرار کردند، تکرار کردند، توصیه کردند. تعبیر «پابرهنگان» و «کوخ‌نشینان» جزو تعبیراتى بود که در کلام امام بارها و بارها تکرار شد. به مسئولین اصرار داشتند که به طبقات محروم برسید. به مسئولین اصرار داشتند که از اشرافیگرى پرهیز کنند. 

منبع:بصیرت

اولین اسکناس با عکس امام(ره)

تصویر دیده نشده آیت الله خامنه ای در سفر به چین + خاطره شنیدنی

 غذایی که رهبر انقلاب از پذیرش آن امتناع کردند

 
آیه الله خامنه ای در سال ۶۸ و در مقام رئیس جمهور ایران به چین سفر کردند. در این سفر بود که ایشان به دور از تشریفات مرسوم دیپلماتیک به یک رستوران عمومی با غذای حلال مراجعه نمودند.
 آیه الله خامنه ای در سال ۶۸ و قبل از رحلت حضرت امام خمینی (ره) به عنوان رئیس جمهور کشور ایران به چین سفر کردند. در این سفر که به منظور پیگیری همکاری های فیمابین در عرصه سیاسی و اقتصادی صورت گرفته بود، ایشان برای صرف غذا از تشریفات معمول و مرسوم دیپلماتیک پرهیز کرده و به یک رستوران عمومی مراجعه می کنند. 
با توجه به اینکه در کشور چین غذاهای مختلفی پخت و پز می شود که با احکام اسلامی همخوان نیست، آیه الله خامنه ای و تیم همراه تصمیم می گیرند به رستوران عمومی “المطعم الاسلامی” که فقط غذای حلال تهیه و آماده می کند بروند. به گزارش دیدبان، مدیریت این رستوران زمانی که متوجه حضور یک هیأت عالی رتبه سیاسی در این مکان می گردد غذای ویژه ای آماده می کند که آیت الله خامنه ای ضمن تشکر، از پذیرش آن امتناع می کند و همان غذای معمولی را که همه مردم از آن تناول می کردند، ترجیح می دهد. این تصاویر برای اولین بار منتشر می گردد:

گفتنی است این رستوران که با نام چینی “هونگ بین لوو” فعالیت می کند در یک بخش از نمای رستوران، تصویر فوق را در کنار تصاویر سایر شخصیت های چین و کشورهای دیگر که به این رستوران مراجعه کرده اند، به نمایش گذاشته است. در این تصویر و در کنار حضرت آیت الله خامنه ای، دکتر ولایتی وزیر امور خارجه وقت نیز حضور دارد.

از نکات قابل توجه در این سفر، حضور دکتر حسن روحانی در تیم همراه آیه الله خامنه ای بوده است. هاشمی رفسنجانی در خاطرات زمستان سال ۱۳۶۷ خود می نویسد: «دکتر روحانی آمد. درباره سفر به چین – که دعوت شده – پرسید؛ موافقت کردم.» این سفر در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ماه ۱۳۶۸ مطابق با ۹ ماه مه ۱۹۸۹ میلادی به مدت ۶ روز برنامه ریزی شده بود و از آن به عنوان آخرین سفر خارجی آیت الله خامنه ای یاد می شود.

این سفر با حاشیه هایی همراه بود که جذابیت رسانه ای نیز دارد از جمله آنکه قبل از نشستن هواپیمای حامل تیم ایرانی به فرودگاه پکن، اعلام می شود که به دلیل بیماری رهبر چین، دیدار وی با رئیس جمهور ایران و هیأت همراه لغو شده است. از ابتکارات آیه الله خامنه ای این بود که پس از اطلاع از این موضوع، دیدار با مقامات دیگر چینی را لغو کردند تا به صورت غیر مستقیم این پیغام را به چینی ها بدهند که سطح نمایندگان ملت ایران کمتر از رهبر چین نیست. این مسئله باعث شد که نخست وزیر چین شخصا برای عذرخواهی به حضور آیه الله خامنه ای برسد. دکتر علاءالدین بروجردی سفیر وقت ایران در چین ماجرا را اینگونه روایت می کند: «نخست وزیر چین از محل کنگره خلق به محل اقامت رئیس جمهور ایران آمد و از همان دور، با صدای بلند گفت: کوچکتر به دیدار بزگتر آمده است! بعد وارد اتاق شد. حدود یک ربع با آقا صحبت کرد و گفت: ما نهایت احترام به مهمان را، به خصوص شخصیتی مثل جناب عالی، وظیفه خود می دانیم. مشکل بیماری رهبر چین جدی است و پزشکان ایشان را ممنوع الملاقات کرده اند. با این حال، ما موضوع ملاقات را بررسی می کنیم تا حل شود.»

گفتنی است این ابتکار و شجاعت آیه الله خامنه ای جدا از اینکه باعث شد همگان به جایگاه هیأت عالی رتبه ایرانی سر تعظیم فرود آورند، موجب شد رهبر چین به صورت جداگانه و دوبرابر زمان تعیین شده پذیرای رئیس جمهور ایران و هیأت دیپلماتیک همراه باشد. 

منبع: دیده بان
 

روزی که آیت‌الله خامنه‌ای ممنوع‌التفسیر شد

خاطرات روزهای انقلاب اسلامی 


آن کسانى که آن روز درس‌هاى من مى‌آمدند، بعدها همه‌شان جزو کسانى بودند که در

به مجرد ورود به مشهد که سال چهل‌وسه بود، جوانها و روشنفکرها و یک عده از افرادى که خب دورادور با ما یک آشنائی‌هایى داشتند و اینها، شنیدند من آمدم مشهد و بناست بمانم، آمدند دور و ور ما و از من خواستند که من برایشان جلسات درس و این چیزها درست کنم. ما هم شروع کردیم. از سال چهل‌وسه چندین اقدام من کردم. یک اقدام، شروع یک درس قرآن بود، که درس تفسیر بود، براى یک عده‌اى از مردم که جوان‌ها و دانشجوها و محصلین و اینها مى‌آمدند، بعد درس‌هایى در حوزه شروع کردم؛ درس‌هاى فقه و اصول براى طلاب، که اگر چه که درس فقه و اصول بود، واقعاً هم فقه و اصول بود، اما در لابلاى مباحث فقهى و اصولى، مباحث سیاسى اینها را مطرح مى‌کردیم و شاگردهاى من، آن کسانى که آن روز آن درس‌هاى من مى‌آمدند، بعدها همه‌شان جزو کسانى بودند که در میدان‌هاى سیاست و مبارزه و کارهاى انقلابى جزو افراد برجسته و نام‌آور بودند، الان هم هستند. الان هم در مشهد شاگردهاى آن روزِ ما خوشبختانه هر کدامى مسؤولیت مهم ارزنده‌اى را از کارهاى انقلابى و پرزحمت بر دوش دارند. بعد، یک درس تفسیر شروع کردم، که در حوزه‌ى علمیه‌ى مشهد هیچ درس تفسیرى تا آن وقت نبود و لااقل به طور عمومى نبود.

بعد از این‌که من درس تفسیر را شروع کردم که سال چهل‌وهفت بود خیال مى‌کنم یا چهل‌وشش بود یا چهل‌وهفت بود، که درس تفسیر شروع کردم، بعد البته یک درس تفسیر ارزنده‌ى خوبى از طرف یکى از علماى بزرگ مشهد شروع شد لکن تا آن زمانى که ما شروع کردیم درسى نبود و آن درس هم مجمع طلاب و فضلا و جوانهاى پرشور حوزه‌ى علمیه بود و این درس پنج سال ادامه پیدا کرد یعنى از سال چهل‌وهفت یا چهل‌وشش، چهل‌وهفت این درس شروع شد تا سال پنجاه‌ویک ادامه داشت.

 

روزی که آیت‌الله خامنه‌ای ممنوع‌التفسیر شد

 

سال پنجاه‌ویک ساواک این درس را تعطیل کرد که من بعد تبدیلش کردم به درسى از عقاید، یعنى کلام جدید شروع کرده بودم. بعد باز پیرو این دیدم که جوان‌هاى دانشجو کمتر مى‌توانند به این درس طلبه‌ها که در حوزه‌ى علمیه و در مرکز حوزه، مدرسه‌ى میرزاجعفر، میرزاجعفرِ آن روز، تشکیل مى‌شد که مرکز و قلب حوزه‌ى علمیه بود، کمتر مى‌توانند آن‌جا بیایند، من یک درسى مخصوص دانشجوها شروع کردم، درس تفسیر قرآن که بسیار پرشور و جالب بود و بیشترِ آن کسانى که در آن درس‌ها شرکت مى‌کردند،بلکه همه‌شان شاید، آن عده‌ى چند صد نفرى که شرکت مى‌کردند، بعدها همه جزو این گروههاى مبارز و انقلابى بودند، البته بعضى راه درست را تا امروز هم ادامه دادند، بعضى هم در این ریخت و پاشهاى انحرافى که ما در این مدت داشتیم، بدبختانه دچار انحراف شدند و از راه‌هاى دیگر رفتند، به‌هرحال آن‌جا یک پایه‌ى متینى بود براى ارائه‌ى تفکر اسلامى و آشنایى جوان‌ها با قرآن. ساواک هم مرتباً مزاحم بود دیگر، یعنى مسأله‌ى یک بار و دوبار و ده بار نبود، مرتب اذیت مى‌کردند، مزاحمت مى‌کردند، درس را تعطیل مى‌کردند، من را مى‌خواستند، شاگردها را مى‌خواستند، اندک چیزى را بهانه مى‌گرفتند. بالأخره هم بعد از مدتى آن درس را تعطیل کردند، این درس تفسیر جوان‌ها را هم مثل آن درس دیگر تعطیل کردند و بنده ممنوع‌التفسیر شدم در مشهد، یعنى سخنرانى اگر مى‌کردم یک جایى اشکال نداشت اما تفسیر قرآن حق نداشتم بگویم.

 

روزی که آیت‌الله خامنه‌ای ممنوع‌التفسیر شد

من بعد از این‌که این درس‌ها تعطیل شد، نماز جماعت مى‌رفتم در یکى از مساجد مشهد به نام مسجد کرامت و همچنین مسجد دیگرى به نام مسجد امام حسن، امام جماعت بودم در دو مسجد. آن‌جا بعد از نماز، هر شب بدون هیچ تعطیلى و وقفه‌اى ما معارف اسلامى را از روى متون اسلامى بیان مى‌کردیم، چه حدیث و چه نهج‌البلاغه به خصوص و چه قرآن و این شیوه‌ى تخته‌نویسى را یعنى بردن تخته سیاه توى مسجد و نوشتن روى تخته و ارائه‌ى به مردم از طریق سمعى و بصرى این را ما در مشهد باب کردیم که خیلى هم علاقه‌مند پیدا کرد، جمعیت‌هاى زیادى جمع مى‌شدند

آن زمان‌هاى دوران اختناق که خب جمعیت‌ها مثل امروز، امروز جمعیت‌ها صحبت یک میلیون و پانصد هزار و اینهاست، آن وقتها هزار نفر، دو هزار نفر، سه‌هزار نفر، پنج‌هزار نفر جمعیت جمع مى‌شد، اما آن جلسات ما گاهى چند ده هزار نفر جمعیت جمع مى‌شدند، توى خیابانها پر مى‌شد دور و ور و جلسات خیلى موفق و خوبى بود، بالأخره آنها را هم تعطیل کردند، یعنى ساواک باز بنده را خواستند و گفتند که این مسجد کرامت باید تعطیل بشود، آن هم تعطیل شد.

منبعمشرق

مبارزه با قانون منع حجاب در اروپا

عکس العمل دختران اروپا به حجاب برای خود!+تصاویر

 

شماری از جوانان مسلمان انگلیسی، به تازگی ویدیو کلیپ جالبی تهیه و منتشر کرده‌اند که در آن، واکنش دختران غیرمسلمان که خود را با حجاب در آینه می بینند، به تصویر کشیده شده است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه العالم، هدف این جوانان مسلمان، بررسی واکنش زنان و دختران غربی به “درخواست پوشیدن حجاب برای نخستین بار” بوده است؛ و این که آنها با دیدن چهره محجبه خود چه احساسی پیدا می کنند. این دختران از آسیا و کشورهای غربی و از ادیان مختلف هستند.

جالب آنکه اغلب این دختران نه تنها از مشاهده چهره خود با حجاب آزرده نشدند، بلکه واکنش آنها حاکی از رضایت بود و برخی هم احساس می کردند که با حجاب، احترام بیشتری در جامعه خواهند داشت.

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بیشتر این دختران وقتی خود را با حجاب در آینه دیدند، گفتند: “این نوع پوشش را دوست دارم!”

ماجرای تکان دهنده نامه سردار قاسم سلیمانی به وزیر دفاع آمریکا

ماجرای تکان دهنده نامه حاج قاسم سلیمانی به وزیر دفاع آمریکا(این اتفاق بعد از نامه اول و تهدید آمیز اوباما به امام خامنه ای(حفظه الله) اتفاق افتاده است.



سازمان ادارای پنتاگون از ۷ لایه حفاظتی تشکیل شده است که از این میان ۴ لایه به طور خاص مربوط به کنترل ارتباطات با شخص وزیر دفاع یا رییس پنتاگون میباشد. کمی بعد از نامه اوباما نامه ای از تمام این لایه های امنیتی ، اطلاعاتی و حفاطتی عبور کرده و مستقیم ، روی میز کار وزیر دفاع یعنی لئون پانتا قرار میگیرد.

ظاهر ساده نامه که هیچ آرمی از سازمان های مرتبط با پنتاگون در آن به چشم نمیخورد توجه وزیر را جلب کرده و وی آن را از روی میز برمیدارد … با باز کردن نامه و خواندن آن عرق سردی بر چهره پانتا مینشیند !

یک نامه با سربرگ رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران … نامه حاوی عبارتی بود که قطعا برای رییس پنتاگون با آن عظمت حفاظتی باورکردنی نبود !


 ” اگر لازم باشد از این هم نزدیک تر خواهیم شد ”

امضا : قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران


چرا قاسم سلیمانی خطرناک ترین مرد سال از نگاه آمریکاست؟

اولین بیوگرافی مفصل سردار سلیمانی/ یاران عصر ظهور نهضت روح الله

چرا قاسم سلیمانی خطرناک ترین مرد سال از نگاه آمریکاست؟

 

 اشاره:

 هر قدر او آرام و بی‌سر و صدا می‌رود و می‌آید و کار‌هایش را انجام می‌دهد، بیرون از مرزهای جمهوری اسلامی در مورد او، خیلی خبر‌ها هست. آن‌ها از او و سپاه تحت امرش می‌ترسند و همین ترس سرآغاز خبرهای بعدی است، آن‌ها او را تروریست می‌خوانند، بار‌ها و بار‌ها تحریمش می‌کنند، به او اتهام دخالت در امور سایر کشور‌ها را می‌زنند، او را فردی بسیار قدرتمند در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی در خاورمیانه توصیف می‌کنند، او را متهم پرونده ترور رفیق حریری می‌دانند و سرانجام آنکه، آن‌ها در کنگره امریکا، صریحاً و رسماً پیشنهاد ترور او را می‌دهند! شاید این همه تعارضات رفتاری و گفتاری برای قاسم سلیمانی تعجبی هم نداشته باشد.

 و این البته همه آن چیزی نیست که در مورد او گفته می‌شود. روزنامه انگلیسی گاردین در مورد قاسم سلیمانی می‌نویسد: «حتی کسانی که سلیمانی را دوست ندارند، او را فردی با هوش می‌دانند. بسیاری از مقامات امریکا که این چند ساله را صرف متوقف کردن سلیمانی کرده‌اند، می‌گویند مایل هستند او را ببینند و معتقدند که مبهوت کارهای او شده‌اند».

 شاید از سر همین بهت است که یکی از مقامات بلندپایه ارتش امریکا عاجزانه می‌گوید: «من اگر او را ببینم، خیلی ساده از او خواهم پرسید که از ما چه می‌خواهد؟»

 

  

 

از رابر تا بغداد

 سردار سلیمانی متولد اسفند ۱۳۳۶است. روستای کوهستانی و دورافتاده رابُر در استان کرمان در جنوب شرقی ایران زادگاه اوست که ساختاری طایفه‌ای دارد. شاید همین ویژگی و شناخت یگانه او یکی از دلایل اصلی انتخابش برای فرماندهی نیروی قدس بوده است.وی در ۱۲سالگی، پس از پایان تحصیـلات دوره پنج ساله دبستان، روستای رابُر را ترک کرد و مشغول به کار بنایی در کرمان شد و به عنوان پیمانکار در سازمان آب مشغول به کار شد و در‌‌ همان سال‌ها نیز فعالیت‌های انقلابی خود را شروع کرد.

 بنا به گفته خودش، وی پس از پیروزی انقلاب، در عین ادامه کار در سازمان آب کرمان، به عضویت مجموعه «سپاه افتخاری» که به وسیله پدر شهید قاضی تاسیس شده بود، درآمد.با شروع جنگ، وی راهی جبهه شد و کمی بعد، این جوان بسیجی فرمانده بسیجی‌های هم‌ولایتی‌اش شد و سپس لشکری از همین بسیجی‌های آفتاب سوخته کویر تشکیل داد که لشکر ۴۱ثارالله نام گرفت.با پایان جنگ، لشکر ۴۱ثارالله به فرماندهی سردار سلیمانی به کرمان بازگشت و درگیر جنگ با اشراری شد که از مرزهای شرقی کشور هدایت می‌شدند.مردم سیستان و بلوچستان و کرمان خوب می‌دانند که در سال‌های فرماندهی او، امن‌ترین دوران زندگی خود را سپری کردند.

 قاسم سلیمانی یکی از امضا کنندگان نامه تهدید آمیز فرماندهان سپاه در جریان وقایع ۱۸تیر۱۳۷۸به محمد خاتمی رئیس جمهوری وقت ایران بود. قاسم سلیمانی پس از دوران دفاع مقدس تا زمانی که به سمت فرماندهی سپاه قدس منصوب شد، با باندهای قاچاق مواد مخدر در نزدیکی مرزهای ایران و افغانستان جنگید و سال ۱۳۷۹، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، فرماندهی کل قوا، او را به تهران فراخواندند و مسوولیت سپاه قدس را به او سپردند مسوولیتی که قاسم سلیمانی را به کابوسی در ذهن آمریکایی‌ها بدل کرد. آن‌ها از او و سپاه تحت امرش می‌ترسیدند و همین ترس سرآغاز توطئه‌های آن‌ها علیه سلیمانی شد.

 پس از طرح ادعاهایی واهی مبنی بر دست داشتن نیروهای ایرانی در اتفاقات داخلی سوریه، اتحادیه اروپا و آمریکا در اقدامی نام سه نفر از فرماندهان سپاه را در فهرست تحریم خود قرار داد که سلیمانی هم در آن فهرست قرار داشت.همچنین وزارت خزانه‌داری آمریکا پس از اتهام‌زنی دولت این کشور به ایران مبنی بر دخالت در توطئه انفجار سفارت عربستان در واشنگتن دوباره سلیمانی را تحریم کرد.اما ماجرا به این تحریم‌ها ختم نشد و او را متهم پرونده ترور رفیق حریری معرفی کردند و سرانجام در کنگره آمریکا، واضح و آشکار پیشنهاد ترور او را دادند.

 

  

 

نقش انکار ناشندنی سردار سلیمانی در بحران جهانی عراق

 سردار سلیمانی در ژانویه سال ۲۰۰۵، زمانی به عراق آمد که عراقی‌ها برای نخستین بار پس از سقوط صدام حسین، به پای صندوق‌های رأی می‌رفتند. در حالی که امریکا حمایت شدیدی از نخست‌وزیر شدن ایاد علاوی می‌کرد، سلیمانی فعالیت خود را در حمایت از شیعیان آغاز کرد و به راهنمایی آنان برای پیروزی در انتخابات پرداخت. پس از انتخابات، بوش انگشت‌های رنگی مردم عراق را پیروزی بزرگی برای دمکراسی دانست، اما علاوی و متحدانش شکست خوردند.» 

 این روزنامه با تمرکز بر سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس می‌نویسد:«ژنرال پترائوس مدیرکنونی سازمان سیا علاقه دارد داستان را از زمانی بازگو کند که یک ژنرال ۴ستاره در عراق بود. اوایل سال ۲۰۰۸زمانی که مجادله بین گروه شبه نظامی شیعه از یک طرف و ارتش آمریکا و عراق از طرف دیگر شعله ور بود، به پترائوس یک تلفن داده شد که در آن یک اس‌ام اس از سردار ایرانی بود، آن سردار ایرانی از آن به بعد تبدیل به الهه انتقام شد.»

 این مسیج از فرمانده سپاه قدس، قاسم سلیمانی آمده بود، و توسط یکی از رهبران عراقی منتقل شده بود، در آن پیغام نوشته شده بود:  ژنرال پترائوس! شما باید مرا بشناسی، من قاسم سلیمانی هستم، کسی که سیاست‌های ایران را در عراق، لبنان، غزه و افغانستان تدوین می‌کند و صد البته سفیر ایران در بغداد نیز عضو سپاه قدس است و کسی که جایگزین او می‌شود نیز عضو سپاه قدس است.

 گاردین می‌نویسد:«پترائوس بشدت نیاز داشت که به او گوشزد شود، بسیاری از نظامیان آمریکا که با عراقی‌های شیعه کار می‌کنند، توسط قاسم سلیمانی و افراد وابسته به سپاه قدس به تحلیل برده می‌شوند، آنچنان که تلاش‌های دیپلماسی آمریکا در سایر نقاط خاورمیانه به تحلیل برده می‌شود، خصوصا در لبنان. پترائوس سال گذشته به ارگان تحقیقاتی مربوط به جنگ گفت که مشکلی که سلیمانی برای او درست کرده بوده است، چه بوده است.»

 عادل عبدالمهدی، معاون رئیس‌جمهور عراق در این باره می‌گوید: آمریکایی‌ها از یک طرف از این جریان خوشحال بودند، چرا که بن بست به پایان رسیده بود و از سوی دیگر، ناراحت که سلیمانی را در منطقه سبز می‌دیدند.

 در این باره زلمای خلیل‌زاد نیز می‌گوید: در آن زمان، صحبتهایی از ورود وی به منطقه سبز بود. همان‌قدر که مقامات آمریکایی سلیمانی را به جنگ افروزی متهم می‌کنند، او در ایجاد صلح نیز برای رسیدن به اهدافش فعال بوده است. او ماه گذشته در پایان دادن به درگیری‌های نیروهای مقتدی صدر و نیروهای عراقی در بصره، نقشی حیاتی داشت؛ تهدیدی که می‌رفت ناآرامی‌های آن گسترش یافته و پیامدهای وخیمی به ویژه برای منابع نفتی عراق در پی داشته باشد.

 جک کین رییس سابق نیروی زمینی ارتش آمریکا با اعلام چنین پیشنهادی در جلسه استماع کنگره در این­باره به نمایندگان آمریکایی گفت: «چرا مسوولان ایرانی را نمی‌کشیم؟ چرا ما آن‌ها را ترور نکنیم؟ نمی‌گویم اقدام نظامی کنیم ولی عملیات ترور را پیشنهاد می‌کنم.»

 در نشست مهم دیگری که در نقطه مرزی ایران و عراق در مریوان انجام شد و به گفته منبعی که نخواست نامش فاش شود، در این دیدار، جلال طالبانی، درخواستی به ژنرال قاسم داده است، مبنی بر این‌که نبرد‌ها و ناآرامی‌ها متوقف شود. به گفته این مقامات، سلیمانی نیز روز پس از آن، پیامی می‌فرستد و بلافاصله نبرد‌ها متوقف می‌شود…»

   

نامه محرمانه سردار سلیمانی برای وزیر دفاع آمریکا

 سازمان ادارای پنتاگون از ۷لایه حفاظتی تشکیل شده است که از این میان ۴لایه به طور خاص مربوط به کنترل ارتباطات با شخص وزیر دفاع یا رییس پنتاگون میباشد. کمی بعد  از نامه اوباما نامه ای از تمام این لایه های امنیتی ، اطلاعاتی و حفاطتی عبور کرده و مستقیم ، روی میز کار وزیر دفاع یعنی لئون پانتا قرار می­گیرد.

 ظاهر ساده نامه که هیچ آرمی از سازمان های مرتبط با پنتاگون در آن به چشم نمیخورد توجه وزیر را جلب کرده و وی آن را از روی میز برمیدارد  با باز کردن نامه و خواندن آن عرق سردی بر چهره پانتا مینشیند!

 یک نامه با سربرگ رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران  نامه حاوی عبارتی بود که قطعا برای رییس پنتاگون با آن عظمت حفاظتی باورکردنی نبود ! : «اگر لازم باشد از این هم نزدیک تر خواهیم شد.»

 امضا : قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران

 

  

 

جایگاه تصور نشدنی سردار سلیمانی در تحلیل­های جهانی

 زلمای خلیل‌زاد، سفیر سابق امریکا در افغانستان درباره سردار سلیمانی می‌گوید: «همان‌قدر که مقامات امریکایی سلیمانی را به جنگ افروزی متهم می‌کنند، او در ایجاد صلح نیز برای رسیدن به اهدافش فعال بوده است. او در پایان دادن به درگیری‌های نیروهای مقتدی صدر و نیروهای عراقی در بصره، نقشی حیاتی داشت، تهدیدی که می‌رفت ناآرامی‌های آن گسترش یافته و پیامدهای وخیمی به ویژه برای منابع نفتی عراق در پی داشته باشد.»

 روزنامه انگلیسی اضافه می‌کند:«قدرت و وجهه قاسم سلیمانی به عنوان کسی که قدرتمند‌ترین بازیگر عرصه منطقه است، در سه سال گذشته کاهش نیافته است و در برخی از مولفه‌ها، افزایش نیز یافته است. قدرت ارتباط‌های سلیمانی طی هفته‌ها مصاحبه با مقامات عراقی مشخص شده است، برخی از مقامات عراقی او را ستایش می‌کنند. »

 به گزارش روزنامه مذکور، گاردین آنگاه از قول صالح المطلک (از عناصر بعثی و مستخدم سازمان سیا که با استخبارات سعودی نیز همکاری می‌کند)، نوشت: «سلیمانی قدرتش را مستقیماً از آیت الله سید علی خامنه‌ای می‌گیرد. تمام مقامات مهم عراقی سلیمانی را به شکل یک فرشته می‌بینند و با او رایزنی دارند.»

 یکی از مقامات بلندپایه رسمی آمریکا می‌گوید: «او مانند قیصر سوزو هراس انگیز است، او همه جا هست و هیـچ جـا نیست.»

 مارک گرچت به صراحت به نام سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران اشاره و تصریح کرده بود: وی را باید بکشیم. او در این خصوص گفته بود: ق«اسم سلیمانی بسیار سفر می‌کند… تکان بخورید… تلاش کنید او را بکشید.»

 «علی آلفونه» یک پژوهشگر در مرکز پژوهشی «آمریکن اینترپرایز اینستیتو» می‌گوید قاسم سلیمانی در سال‌های جنگ ایران و عراق به عنوان فرمانده لشکر ۴۱سپاه پاسداران و به خاطر موفقیت عملیات‌های شناسایی و غافلگیرانه این لشکر در پشت خطوط دشمن به شهرت رسید. نقش وی تا حدی اهمیت یافت که ارتش عراق در برنامه‌های رادیویی خود به کرات از وی نام می‌برد.

 به گفته «رایان کراکر» سفیر سابق آمریکا در عراق، برای قاسم سلیمانی جنگ ایران و عراق هیچگاه پایان نیافت. هیچکس پس از سال‌ها درگیر بودن در آن جنگ که شبیه جبهه‌های نبرد جنگ جهانی اول بود، نمی‌تواند تاثیرات آن را به فراموشی بسپارد. هدف استراتژیک قاسم سلیمانی یک پیروزی کامل بر عراق بود!

 اما در هر صورت برخی غربی‌ها او را ستایش می‌کنند. زلمای خلیل‌زاد، سفیر سابق آمریکا در افغانستان درباره‌اش می‌گوید: «بر خلاف نظر مقامات آمریکایی که سلیمانی را به جنگ‌افروزی متهم می‌کنند، او در ایجاد صلح برای رسیدن به اهدافش فعال بوده است. او در پایان دادن به درگیری‌های نیروهای مقتدی صدر و نیروهای عراقی در بصره، نقشی حیاتی داشت؛ تهدیدی که می‌رفت ناآرامی‌ها گسترش یافته و پیامدهای وخیمی بویژه برای منابع نفتی عراق در پی داشته باشد.»

 روزنامه انگلیسی گاردین نیز در مورد قاسم سلیمانی تاکید می‌کند: «حتی کسانی که سلیمانی را دوست ندارند، او را فردی باهوش می‌دانند. بسیاری از مقامات آمریکا که این چند ساله را صرف متوقف کردن کار افراد وفادار به سلیمانی کرده‌اند، می‌گویند مایل هستند او را ببینند و معتقدند که مبهوت کارهای او شده‌اند.»

  «ژنرال سلیمانی» برای غربی‌ها شبحی مرموز است که سایه وار در کمین دشمنان می‌نشیند و ناگهان چون صاعقه فرود می‌آید. این جنگاور تحت تعقیب آمریکا و اسراییل، برای فرزندان این آب و خاک‌‌ همان «حاج قاسم» بسیجی آفتاب سوخته کرمانی است که چشم به آزادی قدس شریف دارد.

 

  

 

سردار سلیمانی خطرناک ترین مرد جهان از دید مجله آمریکایی «وایرد»

 مجله آمریکایی «وایرد» در جدید‌ترین گزارش خود با تیتر ۱۳فرد بسیار خطرناک دنیا، به بررسی ۱۳چهره پرداخته است که به عنوان چهره‌های شناخته شده، «محمد مرسی» رئیس جمهور فعلی مصر و «بشار اسد» رئیس جمهور سوریه جزء این ۱۳نفر به حساب می‌آیند.

 آنچه از نگاه این مجله آمریکایی جالب و کمی تعجب آور به نظر می‌رسد، نام سردار «حاج قاسم سلیمانی» است که به عنوان خطرناک‌ترین و مرموز‌ترین فرد در دنیا شناخته شده است؛ حاج قاسم در این گزارش به ادعای وایرد، خطرناک‌ترین فرد در خطرناک‌ترین کشور معرفی شده است که می‌تواند تنها تهدیدکننده نظامی آمریکا در غرب آسیا و سراسر دنیا باشد.

 در این گزارش آمده است: اگر بخواهیم به دنبال خطرناک‌ترین کشور سیاره زمین بگردیم، به نام ایران برخورد می‌کنیم که ممکن است جرقه جنگ جهانی را بزند و اگر بخواهیم در این کشور مرموز‌ترین و خطرناک‌ترین فرد را نامگذاری کنیم، به نام ژنرال قاسم سلیمانی خواهیم رسید که چهره‌ای مرموز دارد.

 

لقب شهید زنده شایسته ترین لقب سردار سلیمانی

 حضرت آیت الله خامنه‌ای چهار مرتبه سردار سلیمانی را شهید و شهید زنده خطاب کرده و راجع به ایشان و همرزمانشان فرموده‌اند: خدای متعال می‌خواست این‌ها زنده بمانند و برکاتشان برای کشورشان و دنیای اسلام ادامه پیدا کند.

 مطلب فوق در سال ۷۶و در دیدار اعضا و مسئولان ستاد برگزاری کنگره بزرگداشت سرداران و۸هزار شهید استان‌های کرمان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان با مقام معظم رهبری بیان شده است.

 معظم‌له در این دیدار خطاب به سردار سلیمانی می‌فرمایند: خود شما هم که آقای سلیمانی باشید در نظر ما شهیدید. شما شهید زنده هستید. بله، شما هم شهیدید. شما بار‌ها در میدان جنگ به شهادت رسیدید.

 

  

 

ملت ایران تنها ملتی در جهان است که لیاقت شکست تاریخی آمریکا را دارد

 حاج قاسم سلیمانی زمانی در یکی از معدود اظهارنظرهای آشکارش گفته بود ملت ایران تنها ملتی در جهان است که لیاقت شکست تاریخی آمریکا را دارد. حدود ۵سال پیش که این جمله از قول حاج قاسم نقل شد بسیاری آن را یک آرزوی بزرگ، شیرین و البته دور دانستند، امروز چه طور؟ امروز که نتانیاهو هم از بیخ گوش خود صدای امام خمینی‌رحمت‌الله‌علیه را می‌شنود و رابرت گیتس می‌گوید درگیر شدن با ایران به معنای آن است که فردا آمریکا ناچار باشد درون خاک خود با فرزندان انقلاب ایران بجنگد، آیا باز هم می‌توان گفت که جمله حاج قاسم بیان یک آرزوی دور بوده است؟

تاريخچه پدافندهوايي ارتش


بسم الله الرحمن الرحيم
تاريخچه پدافند هوايي در ايران از بدو تشكيل
اگر چه دورترين‌ يا قديمي‌ترين‌ نشانه‌ي‌ پدافند هوايي‌ در ايران‌، وجود آتشبار‌هاي ضد طياره‌ در نيروي‌ زميني‌ ارتش‌ و مجهز به‌ توپ‌هاي 57 ميلي‌متري‌ ساخت‌ كارخانه‌ بوفرس‌ سوئد مي‌‌باشد. اما  در واقع در سال‌ 1297 خورشيدي‌ پس‌ از ظهور هواپيما با قدرت‌ آتش‌ و احساس‌ خطر از سوي‌ آسمان‌ در جنگ‌ اول‌ جهاني  فكر دفاع‌ هوايي‌ در ايران‌ نيز به وجود آمده است. حكم‌ عمومي‌ قشوني‌ (فرمان‌ همگاني‌ ارتش‌) نمره‌ 1825 ماده‌ يك‌، نخستين‌ دليل‌ و نشانگر اين‌ است‌ كه‌ در سال‌ 1312 حداقل‌ دو آتشبار بنام‌ " آتشبار ضد طياره‌ " در نيروي‌ زميني‌ ارتش‌ ايران‌، مجهز به‌ توپ‌ 75 ميلي‌متري ساخت‌ كارخانه‌ بوفرس‌ سوئد وجود داشته ‌است.
بررسي نمودار‌ ساختار سازماني‌ يگان‌هاي زميني‌ ارتش‌ مستقر در تهران‌ در سال‌ 1312 خورشيدي‌ نشان‌ مي‌‌دهد كه‌ تيپ‌ مستقل‌ توپخانه‌ صحرايي‌، در كنار لشگر‌هاي 1 و 2 مركز سازماندهي‌ گرديده‌ و اين‌ تيپ‌ علاوه بر 2 هنگ‌ توپخانه‌ 105 م.م‌، داراي‌ آتشبار‌هاي شماره‌ 1 و 2 ضد طياره‌ بوده‌ است‌. آتشبار‌هاي ضد طياره‌ بعدي‌ به‌ ترتيب‌ در سال‌ 1315 در لشكر 6 خوزستان‌، در اوايل‌ بهار سال‌ 1316 در لشكر 4 شمال غرب و در تابستان‌ سال‌ 1316 در لشكر 9 شرق تشكيل‌ گرديدند و تعداد آتشبار‌هاي تهران‌ نيز به‌ 4 آتشبار افزايش‌ يافته‌ و عنوان‌ «آتشبار ضد هواپيما»
جايگزينِ «آتشبار ضد طياره‌«گرديد. در بعد آموزش‌هاي يگان‌هاي ضد طياره‌ در آن‌ زمان‌، نخستين‌ دانشجوي‌ خارج‌ از كشور تقي‌ خان‌ رياحي‌ است‌، كه‌ پس‌ از دوره‌ سه‌ ساله‌ رياضيات‌ عالي‌ و دوره‌ دو ساله‌ مدرسه‌ دارالفنون‌ فرانسه‌ و ديدن‌ دوره‌ عملي‌ دو ساله در يگان‌هاي ضد طياره فرانسه‌، در تاريخ‌ 6 مهر ماه‌ 1313 با درجه‌ ستوان دومي به‌ خدمت‌ آتشبارهاي‌ مزبور درآمده است. در تاريخ‌ 7/2/1314 چهار نفر محصل‌ نيز براي آموزش‌ توپ‌ ضد طياره به‌ كشور آلمان‌ اعزام‌ گرديدند، لذا آموزش‌ خارج‌ از كشور براي‌ اين‌ رسته‌ كم‌كم‌ رواج‌ پيدا كرد . نخستين‌ فرمانده‌ آتشبار ضد طياره ياور (سرگرد) ابراهيم خان ارفع‌ (بعدها با درجه‌ سرتيپي‌ و فرمانده‌ لشگر 2 مركز، در بازديد از جبهه‌ متفقين‌ در مصر در سانحه‌ هوايي‌كشته شد( 28/10/1321) بوده‌ است‌ . نخستين‌ آتشبار ضدطياره‌ در تهران‌ و بعد به‌ ترتيب‌ در لشگر 6 خوزستان‌ در مورخه‌ 19/12/1315 و در مورخه 1/1/1316 در لشگر 4 شمال‌ غرب‌ تشكيل‌گرديد.
 در سال‌ 1317 به‌ هر يك‌ از لشكر‌هاي 1 و 2 مركز يك‌ گروهان‌ ضد هوايي‌ اختصاص‌ يافته‌ و توسعه‌ آتشبار‌هاي ضد هواپيما ادامه‌ يافت‌. در سال‌ 1320 سازمان‌ ضد هوايي‌ در قالب‌ هنگ‌ و متشكل‌ از گردان ها ي ضد هوايي‌ شكل‌ گرفته‌ كه‌ يكي‌ از گردآن ها ، گردان‌ نورافكن‌ ضد هوايي‌ و يك‌ گردان‌ مستقل‌ شامل‌ 4 گردان‌ مسلسل‌ ضد هوايي‌ بوده‌ است ‌.
«با سرايت‌ آتش‌ جنگ‌ جهاني‌ به‌ ايران‌ ( سوم‌ شهريور 1320 )، بمباران‌ شهر تهران‌ و چند شهر ديگر آغاز گرديد. بر مبناي‌ اعلاميه‌ شماره‌ يك‌ ستاد ارتش‌، يك‌ فروند هواپيماي‌ مهاجم‌ شوروي‌ در ناحيه‌ تبريز بر اثر تيراندازي‌ توپخانه‌ ضدهوايي‌ سرنگون‌ گرديد .در همين‌ ايام‌ در جهت‌ پدافند غيرعامل‌ نيز تلاشهائي‌ براي‌ آموزش‌ مردم‌ صورت‌ گرفت‌« .
پس‌ از ورود متفقين‌ به‌ ايران‌، يگان هاي ضد هوايي‌ رو به‌ ضعف‌ نهادند و توپ‌هاي ضد هوايي‌ بوفرس‌ در سال‌ 1322 از رده‌ عملياتي‌ خارج‌ شدند . در سال‌ 1333 يگان هاي ضد هوايي‌ از نيروي‌ زميني‌ ارتش‌ منتزع‌ و به‌ نيروي‌ هوايي‌ ملحق‌ گرديده‌ و به‌ توپ‌هاي 40 م.م ضد هوايي‌ مجهز شدند ولي‌ پس‌ از حدود 2 سال‌ اين‌ يگان ها مجدداً به‌ تابعيت‌ نيروي‌ زميني‌ در آمدند و پس‌ از مدتي‌ با انجام‌ تغييراتي‌ در سازمان‌، توپخانه‌ ضد هوايي‌ ارتش‌ متشكل‌ از 3 گردان‌ ضد هوايي‌ تأسيس‌ گرديد.
 در سال‌ 1336 تعدادي‌ از افسران‌ جمعي‌ توپخانه‌ ضد هوايي‌ ارتش‌ كه‌ به‌ تيپ‌ مستقل‌ توپخانه‌ ضد هوايي‌ تغيير نام‌ داده‌ بود جهت‌ آموزش‌ به‌ كشور آمريكا اعزام‌ گرديدند و در همين‌ زمان‌ آموزشگاه‌ توپخانه‌ ضد هوايي‌ در نيروي‌ زميني‌ و كميته‌ ضد هوايي‌ در مركز توپخانه‌ وجود داشت‌.
 توپ‌هاي 40  م.م‌ نيز بعد‌ها از رده‌ عملياتي‌ خارج‌ گرديده‌ و كليه‌ يگان هاي ضد هوايي‌ منحل‌ شده‌ و كاركنان‌ آن ها به‌يگان‌هاي‌ توپخانه ‌صحرايي ‌منتقل‌گرديدند و همزمان ‌با جنگ ‌ويتنام‌، تشكيل‌ مجدد يگانهاي ضد هوايي‌ در  ارتش‌ مدّنظر قرار گرفته‌ و با بكارگيري‌ توپ‌هاي 23 م‌م‌ و 57 م.م‌ روسي‌ عنصر ضد هوايي‌ مجدداً در نيروي‌ زميني‌ به‌ وجود آمد و بعداً توپ‌هاي كنترل‌ با رادار شليكا نيز به‌ تعداد كمي‌ به‌ خدمت‌ گرفته‌ شدند و تغيير عمده‌اي بجز افزايش‌ تعداد آتشبار‌هاي ضد هوايي‌ در نيروي‌ زميني‌ صورت‌ نگرفت‌.
 در سال‌ 1336 تعدادي‌ از افسران‌ فني‌ هوايي‌ جهت‌ طي‌ دوره‌ آموزشي‌ رادار به‌ انگلستان‌ اعزام‌ گرديده‌ و زمينه‌ ايجاد سازمان‌ دفاع‌ هوايي‌ در نيروي‌ هوايي‌ ارتش‌ فراهم‌ گرديد.
 در سال‌ 1337 آموزشگاه‌ رادار در تيپ‌ تعليمات‌ نيروي‌ هوايي‌ تشكيل‌ گرديد و افسران‌ اعزامي‌ به‌ خارج‌ از كشور پس‌ از مراجعت‌، به‌ آموزش‌ كاركناني‌ كه جديد استخدام‌ مي‌‌شدند، پرداختند.در
سال‌ 1337 يك‌ سامانه‌ راداري‌ متحرك‌ در فرودگاه‌ دوشان‌تپه‌ مستقر گرديد كه‌ ضمن‌ بهره‌برداري‌ از آن‌ در امر آموزش‌، به‌ عنوان‌ اولين‌ سامانه‌ راداري‌ كشور، عهده‌دار مراقبت‌ هوايي‌ گرديده‌ و پوشش‌ راداري‌ تهران‌ را در ساعات‌ روشنايي‌ روز تأمين‌ نموده‌ و در بقيه‌ ساعات‌ شبانه‌ روز به‌ صورت‌ خاموش‌ نگهداري‌ مي‌‌گرديد.
 در شهريور ماه‌ سال‌ 1338 تيپ‌ آموزش‌ و پشتيباني‌ دفاع‌ هوايي‌ با تركيب‌ آموزشگاه‌ رادار و تجهيزات‌ راداري‌ موجود و در تابعيت‌ تيپ‌ تعليمات‌ نيروي‌ هوايي‌ تشكيل‌ گرديده‌ و پس‌ از مدتي‌ به‌ عنوان‌ تيپ‌ مستقلِ آموزش‌ و پشتيباني‌ دفاع‌ هوايي‌ از تابعيت‌ تيپ‌ تعليمات‌ نيروي‌ هوايي‌ خارج‌ و در تابعيت‌ مستقيم‌ فرمانده‌ نيروي‌ هوايي‌ قرار گرفت‌. در سال‌ 1339 سازمان‌ موردبحث‌، توسعه‌ يافته‌ و به‌ تيپ‌ هفتادم‌ مستقل‌ دفاع‌ هوايي‌ تغيير نام‌ داد. اين‌ تيپ‌ شامل‌ يك‌ ستاد، آموزشگاه‌ رادار، سلاح هاي ضد هوايي‌ و دو ايستگاه‌ رادار در حال‌ احداث‌ در تبريز و بابلسر بود كه‌ اين‌ دو ايستگاه‌ بين‌ سال‌هاي 1340 تا 1342 تكميل‌ و راه‌اندازي‌ گرديدند.
 در شهريور ماه‌ سال‌ 1343 «تيپ‌ هفتادم‌ مستقل‌ دفاع‌ هوايي‌« به‌ «فرماندهي‌ دفاع‌ هوايي‌« تغيير نام‌ داد و زمينه‌ توسعه‌ بيشتر آن‌ با برخورداري‌ از محل‌هاي سازماني‌ سپهبدي‌ و سرلشكري‌ فراهم‌ گرديد .
 در سال‌ 1345 فرماندهي‌ دفاع‌ هوايي‌ به‌ موشك‌هاي زمين‌ به‌ هواي‌ سي‌ كت‌ و تايگر كت‌ و توپ‌ 23 م‌م‌ ضد هوايي‌ روسي‌ مجهز گرديده‌ و كليه‌ جنگ‌افزار‌هاي دفاع‌ هوايي‌ در سازماني‌ تحت‌ عنوان‌ گروه‌ توپخانه‌ دفاع‌ زمين‌ به‌ هوا منسجم‌ گرديدند. در همين‌ سال‌ خريد سامانه‌ موشكي‌ هاگ‌ از آمريكا مدّ نظر قرار گرفت‌ كه‌ توافقات‌ به‌ عمل‌ آمده‌ بعداً ملغي‌ گرديد. با شروع‌ حركتي‌
جهت‌ جايگزين‌ نمودن‌ واژه هاي فارسي‌ به‌ جاي‌ كلمات‌ بيگانه‌ به‌ ويژه‌ در ارتش‌، در اوايل‌ فروردين‌ ماه‌ سال‌ 1348 فرماندهي‌ دفاع‌ هوايي‌ به‌ فرماندهي‌ پدافند هوايي‌ تغيير نام‌ داد.
 فرماندهي‌ پدافند هوايي‌ داراي‌ يك‌ ستاد و دو قسمت عمده بود‌.  يك‌ قسمت‌، ايستگاه هاي رادار، كه‌ از نظر تابعيت‌ به‌ طور مستقيم‌ زير نظر فرمانده‌ پدافند هوايي‌ بودند و يك‌ قسمت‌ يگان هاي پدافند زمين‌ به‌ هوا كه‌ خود تشكيل‌ يگاني‌ تحت‌ عنوان‌ گروه‌ جنگ‌افزار‌هاي پدافند زمين‌ به‌ هوا را مي‌‌دادند و اين‌ گروه‌ داراي‌ يك‌ ستاد بود و در تابعيت‌ فرماندهي‌ پدافند هوايي‌ قرار داشت‌.
 در سال‌ 1350 گردان هاي تابعه‌ گروه‌ جنگ‌افزار‌هاي پدافند زمين‌ به‌ هوا به‌ 14 گردان‌ و ايستگاه هاي رادار به‌ 20 ايستگاه‌ رسيده‌ بودند كه‌ تعدادي‌ از آن ها داراي‌ مصوبه‌ سازماني‌ بوده‌ ولي‌ تشكيل‌ نشده‌ بودند.
 ماموريت‌ گردان هاي پدافند زمين‌ به‌ هواي‌ متشكله‌، تأمين‌ پدافند ارتفاع‌ كم پايگاه هاي هوايي‌ و ايستگاه هاي رادار بود. درهمان  سال‌ 1350 شبكه‌ فرماندهي‌ و كنترل‌ پدافند هوايي‌ نيز تشكيل‌ شده‌ بود كه‌ شامل‌ يك‌ مركز عمليات‌ پدافند هوايي‌،  دو مركز عمليات‌ منطقه‌اي‌ و شش مركز كنترل‌ و گزارش ‌ بود. در آذر ماه‌ سال‌ 1350 سامانه جنگ افزار  پدافند زمين‌ به‌ هواي‌ اورليكن‌ كه‌ آتش‌ آن ها توسط‌ سامانه‌ راداري‌ - هدايت و كنترل رايانه‌اي مي‌‌گرديد به‌ خدمت‌ گرفته‌ شد. توپ‌ها ساخت‌ كارخانه‌ اورليكن‌ و رادار ساخت‌ كارخانه‌ كنتراوس‌ سوييس‌ و در نوع‌ خود از پيشرفته‌ترين‌ سامانه هاي پدافند زمين‌ به‌ هواي‌ ارتفاع‌ كم‌ محسوب‌ مي‌‌شدند.
در همان  سال1350 (سال 1974) راه اندازي فرماندهي اطلاعات وشناسايي الكترونيكي (فاشا) با  هسته اوليه پروژه آيبكس(به معني مارال يا بز كوهي)  تحت نام  "خفاش" زير نظر اطلاعات عمليات سابق نيروي هوايي و  با امكانات بسيار محدود فعاليت خود را آغاز نمود.    
امكانات اوليه  فاشا ، شامل17 نفركاركنان و دستگاههايي ازقبيل228ALQ جهت رهگيري  سيگنالهاي  راداري و RACAL وCOLLINS جهت رهگيري  سيگنالهاي  ارتباطي  در يك  اتاقك  سيار  ( MOBILE VAN ) واقع  در آشيانه  فعلي  پرستو بود . اين سيستم  با همان  كيفيت  نيز در هواپيماي   شناسايي مستقر و در نوار مرزي  كشور شروع به  جمع آوري  اطلاعات  نمود و اولين  ايستگاه  زميني  جمع آوري اطلاعات  سيگنالي نيز در اواخر سال 1350در قله كوه  نخجير ( غرب  ايلام)تاسيس  و عملياتي  گرديد.
در فاصله سالهاي1351تا  1354اقداماتي  در جهت  توسعه و تكميل پروژههاي شامل  كه شامل  دو فروند هواپيماي شناسايي و پنج اتاقك متحرك مجهز به دستگاههاي اطلاعات  الكترونيكي بود انجام  و درهمين رابطه  قراردادهائي  باكمپانيهاي مختلف آمريكائي جهت اجراي پروژه گسـتـرده اي با بهـره گيـري از سـيستمهاي پيشرفته الكترونيكي تحت نام پروژه آيبكس  " IBEX "منعقد گرديد.
طي سالهاي 1350الي 1387  با در نظر گرفتن ملاحظات ژئوپليتيكي و آمايش سرزميني ايستگاههاي جمع آوري اطلاعات در قسمتهاي غرب ،جنوب ،شمال وشرق كشور، ايستگاههاي جمع آوري هوايي  همچنين  مراكز پردازش همدان ، شيراز و مركز جمع آوري و پردازش اطلاعات هوايي به تناوب ايجاد ، سازماندهي و راه اندازي گريدند. و با بهره مندي از كاركنان  زبده و با دانش و مخلص  به ايفاي ماموريت پرداختند.
 با توجه به شرايط حال حاضر و پيشرفت صنايع و با نگرش به توانمندي و تكنولوژي داخلي همچنين خودباوري و توانمندي داخل يگان اقدامات مهمي جهت ساخت و خريد سيستمهاي مورد نياز صورت گرفته و تعدادي از اين سامانه در مكانهاي جديدالتاسيس راه اندازي و عملياتي گرديده است.البته عملكرد فاشا در دفاع مقدس بيانگر ارزشهاي وجودي سازماني با اهداف  متعالي و كاركنان زبده در امور هم راستا با اهداف كلان كشور در ابعاد امنيتي و حفاظت از دستاوردها مي باشد كه تا سالها در اذهان هر ايراني مسلمان ويا هر مسلمان ايراني  به عنوان نقطه قوت هويت وي باقي خواهد ماند.
 در  ادامه بررسي  تاريخچه هويتي پدافندهوايي ، در سال‌ 1353سامانه‌ موشكي‌ راپير انگليسي‌ به‌ تجهيزات‌ پدافند زمين‌ به‌ هواي‌ فرماندهي‌ پدافند هوايي‌ اضافه‌ گرديد و قابل‌ توجه‌ اين كه‌ اين‌ سامانه‌ توسط‌ كشور آمريكا نيز كه‌ خود از سازندگانِ انبوهِ سامانه هاي موشكي‌ و غيره‌ مي‌‌باشد، به‌ خدمت‌ گرفته‌ شد. در اين‌ سال‌ سامانه‌ موشكي‌ سي‌ كت‌ از سازمان‌ حذف‌ ولي‌ آتشبار‌هاي موشكي‌ تايگركت‌ كماكان‌ در سازمان‌ وجود داشتند. با توسعه‌ سازمان‌ فرماندهي‌ پدافند هوايي‌، گروه هاي پدافند زمين‌ به‌ هوا در 8 منطقه‌ شامل‌ تهران‌، اصفهان‌، اهواز، دزفول‌، اميديه‌، بوشهر، بندرعباس‌ و چاه‌بهار سازماندهي‌ گرديده‌ و در تبريز، همدان‌، شيراز، شرق كشور، مشهد و شهرآباد در سطح‌ گردان‌ حفظ‌ شدند. اين‌ گروه ها و گردآن ها، تحتِ‌ فرماندهيِ‌ «فرمانده‌ پدافند زمين‌ به‌ هوا» قرار داشتند كه‌ خود تابع‌ فرماندهي‌ پدافند هوايي‌ بود.
 در تجديد نظر‌هاي بعدي‌، كشور به‌ 4 منطقه‌ پدافند هوايي‌ تقسيم‌ گرديد و فرماندهان‌ مناطق‌ چهارگانه‌ به‌ طور مستقيم‌ زير نظر فرماندهي‌ پدافند هوايي‌ قرار گرفتند. گروه هاي پدافند هوايي‌؛ متشكله‌ از يك‌ ايستگاه‌ رادار (بجز در موارد استثنايي‌ كه‌ گروه‌ فاقد ايستگاه‌ رادار بود)، گردان هاي موشكي‌ هاگ‌، راپير و جنگ‌افزار‌هاي پدافند زمين‌ بهواي‌ اورليكن‌ و توپ‌ 23 م‌م‌؛ با تركيب‌‌هاي متفاوت‌ تحت‌ تابعيت‌ فرماندهي‌ مناطق‌ پدافندي‌ قرار گرفتند. در اين‌ زمان‌ تعداد گروه هاي پدافند هوايي‌ به‌ رقم‌ 21 رسيد.
 پس‌ از پيروزي‌ شكوهمند انقلاب‌ اسلامي‌ فرماندهي‌‌هاي مناطق‌ پدافند هوايي‌ از سازمان‌ ف‌. پ‌. هـ حذف‌ گرديده‌ و گروه هاي پدافند هوايي‌ به‌ صورت‌ انبوه‌، به‌ طور مستقيم‌ در تابعيت‌ ف‌. پ‌. هـ قرار گرفتند. در اين‌ زمان‌ رادار‌هاي متعدد و متنوع‌ در نقاط‌ مرتفع‌ در سراسر كشور مستقر گرديده‌ و پوشش‌ راداري‌ نسبي‌ سراسر كشور فراهم‌ گرديده‌ و تعداد قابل‌ توجهي‌ رادار متحرك‌ هم‌ در «گروه‌ رادار‌هاي تاكتيكي‌» جهت‌ اعزام‌ به‌ مناطق‌ درگيري‌ احتمالي‌ و حضور در صحنه‌ نبرد سازماندهي‌ شده‌ بود.با پيروزي‌ شكوهمند انقلاب‌ اسلامي‌ به‌ خدمت‌ گرفتن‌ رادار‌هاي پرنده‌ (آواكس‌) و تشكيل‌ شبكه‌ فرماندهي‌ و كنترل‌ پيشرفته‌ مجهز به‌ سامانه هاي رايانه‌اي متوقف‌  گرديد و ف‌. پ‌. هـ با آخرين‌ سازمان‌ مصوبه‌ وارد جنگ‌ گرديد و تعدادي‌ از يگان هاي سازماندهي‌ شده‌ در طول‌ جنگ‌ عملياتي‌ گرديدند. تشكيل‌ شبكه‌ فرماندهي‌ و كنترل‌ وتشكيل‌ گردان هاي ديده‌باني‌ و موشك هاي دوش پرتابي و اضافه شدن سامانه هاي راداري ،موشكي وتوپخانه اي جديد وپوشش راداري نسبي سراسر كشور در ارتفاعات مختلف از جمله اقداماتي بود كه در طول جنگ و پس از خاتمه آن با بهر ه گيري از تجربيات هشت سال دفاع مقدس بعمل آمد ساما نه هاي پدافند هوايي اس-200،اف ام80، و...در دهه هاي 70 الي 90 شمسي به تدريج به ساختارجنگ افزاري پدافند هوايي جمهوري اسلامي ايران  افزوده شد.در بعد آموزش نيز به منظور تامين نيازهاي كاركنان تحصيلكرده و متبحر نيروي هوايي و پدافندهوايي در تخصصهاي مختلف پس از تهيه طرح ايجاد دانشگاه هوايي وتصويب فرماندهي كل قوا و شوراي عالي انقلاب فرهنگي و تلاشهاي شهيد ستاري ،دانشگاه هوايي در تاريخ 15/8/1367 به طور رسمي توسط مقام معظم رهبري (رئيس جمهور وقت) افتتاح گرديد. دانشكده مهندسي فرماندهي وكنترل هوايي اين دانشگاه در رشته هاي تحصيلي مورد نياز نياز پدافند هوايي (كارشناسي مهندسي فرماندهي وكنترل هوايي مشتمل بر رشته هاي كنترل شكاري ،عمليات موشك واطلاعات عمليات ) وساير رشته هاي تحصيلي مورد نياز به تربيت دانشجو مي پردازد.
با توجه به تغئير استراتژي نبرد در سالهاي پاياني دهه نود ميلادي واهميت يافتن نبردهاي هوايي و همچنين افزايش حجم تهديدات عليه نظام مقدس ج .ا.ا و در اولويت قرارگرفتن پدافند هوائي برابر تدابير فرماندهي معظم كل قوا  طي فرماني قرارگاه پدافند هوائي با ماموريت دفاع  از هوا و فضاي كشوردر مقابل هر گونه تهديد هوائي وبا بهره گيري از تمامي ظرفيت هاي پدافند هوائي نيرو هاي مسلح كشور در دهم شهريور ماه 1387با ساختاري متفاوت سازماندهي و تقويت گرديد بعدها اين روز به عنوان روز پدافند هوايي شناخته شد.البته بايد دانست كه پيش از اين براساس تدابير واوامر فرماندهي كل قوا مقام معظم رهبري در سال 1371 قرارگاه پدافند هوايي خاتم الانبياء(ص) مسئوليت هماهنگي فعاليتهاي پدافند هوايي ارتش وسپاه را عهده دار شده بود. قرارگاه پدافند هوايي خاتم الانبياء(ص) كه در ساختار سازماني قبلي هدايت وكنترل عملياتي يگانهاي پدافند هوايي نيروهاي مسلح را بعهده داشت ،در ساختار تشكيلاتي جديد با تحويل گرفتن كامل يگانهاي پدافند هوايي نيروي هوايي واعمال فرماندهي كامل بر يگانهاي مذكور ،با در اختيار گرفتن فرماندهي اطلاعات وشناسايي ،شبكه راداري ،موشكي وتوپخانه اي وديده باني وسامانه هاي پشتيباني رزمي و عمومي يگانهاي  مذكور ،از طريق سامانه فرماندهي وكنترل پدافند هوايي (ADOC -SOC -CRC -CP ) مسئوليت كنترل عمليات هوايي كشور را بعهده داشته وكليه جنگ افزارها و يگانهاي پدافند هوايي سپاه وارتش نيز كمافي سابق تحت فرامين عملياتي قرارگاه پدافند هوايي پدافند هوايي عمل خواهند نمود.  
نخستين هاي پدافند هوايي تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي
«نخستين‌ افسر پدافند به‌ عنوان‌ وابسته‌ نظامي‌ خارج‌ از كشور :
در تاريخ‌ 1319 سروان‌ تقي‌ رياحي‌ فرمانده‌ آتشبار دوم‌ هنگ‌ ضدهوايي‌ تيپ‌ مستقل‌ مكانيزه‌ نخستين‌ افسري‌ بود كه‌ به‌ عنوان‌ معاون‌ وابسته‌ نظامي‌ ايران‌ به‌ سوئد اعزام‌ شد. اعزام‌ يك‌ افسر هنگ‌ ضدهوايي‌ به‌ اين‌ مأموريت‌ بيانگر دو واقعيت‌ زير است‌:
 اولاً، افسران‌ هنگ‌ ضدهوايي‌ آموزشها و توانايي‌هاي‌ لازم‌ را داشته‌ و ثانياً، چون‌ جنگ‌افزارهاي‌ ضدهوايي‌ از سوئد خريداري‌ مي‌شدند، لذا از وجود افسران‌ اين‌ رسته‌ استفاده‌ گرديده‌است‌، به‌ عبارت‌ ديگر، اين‌ رسته‌ اهميت‌ واقعي‌ خود را يافته‌ است‌.
 پيشرفت‌ آموزش‌ به‌ تدريج‌ و بطوري‌ چشمگير رونق‌ پيدا كرد، كه‌ فرمانده‌ هنگ‌ ضد هوايي‌ تهران‌ و فرمانده‌ آتشبارهاي‌ 1 و 3 و 4 آن‌ برابر حكم‌ عمومي‌ شماره‌ 1312 ماده‌ ( 2 ) ارتش‌، در تاريخ‌ 29 مهر ماه‌ 1319 به‌ علت‌ جديت‌ در آموزش‌ هر كدام‌ به‌ دريافت‌ يك‌ قطعه‌ نشان‌ افتخار نايل‌ گرديدند.
 جالب‌ توجه‌ اينكه‌، كفيل‌ آتشبار 3 ، ستوانيكم‌ نصرت‌ ا... خليل‌ ناجي‌ حدود بيست‌ سال‌ بعد با درجه‌ سرتيپي‌ "تيپ‌ هفتادم‌ مستقل‌ دفاع‌ هوايي‌" را براي‌ نخستين‌ بار در نيروي‌ هوايي‌ تشكيل‌داد و بعدها با درجه‌ سرلشگري‌ بازنشسته‌ گرديد.
 تشكيل‌ گردان‌ مستقل‌ مسلسل‌ ضدهوايي‌ در تيپ‌ مستقل‌ مكانيزه‌ كه‌ در ششم‌ آذر ماه‌ 1319 صورت‌ گرفت‌، به‌ اين‌ يگان‌ صورت‌ عملياتي‌تري‌ بخشيد. البته‌ تشكيل‌ گردان‌ ياد شده‌ به‌ علت‌ خريد مسلسلهاي‌ 15 ميليمتري‌ ضدهوايي‌ برنو بود.
نخستين‌ اعلاميه‌ دفاع‌ غيرعامل‌ در ايران‌ :
 نمونه‌اي‌ از اين‌ تلاش‌ كه‌ در روزنامه‌ اطلاعات‌ مورخ‌ چهارشنبه‌ پنجم‌ شهريور ماه‌ 1320 بصورت‌ آگهي‌ براي‌ حفاظت‌ در مقابل‌ بمباران‌ هوايي‌ درج‌ شده‌ بود، بشرح‌ زير مي‌باشد :
 در تعقيب‌ تذكرات‌ سابق‌ به‌ عموم‌ اهالي‌ اعلان‌ مي‌گردد، آگهي‌ خطر هوايي‌ در شب‌ بوسيله‌ خاموش‌ شدن‌ چراغهاي‌ برق‌ و در روز بوسيله‌ سوت‌ داده‌مي‌شود. به‌ اين‌ ترتيب‌ كه‌ مدت‌ پنج‌ دقيقه‌ دو سوت‌ با صداي‌ كشيده‌ "متوالي" زده‌ مي‌شود. هنگامي‌ كه‌ خطر هوايي‌ آگهي‌ مي‌شود، اهالي‌ بايد دستور زير را به‌دقت‌ رعايت‌ نمايند. تخلف‌كنندگان‌ از اين‌ دستور به‌ شدت‌ تعقيب‌ خواهندشد.
 الف‌ -  كساني‌ كه‌ در خانه‌ هستند از خانه‌ بيرون‌ نيامده‌، در زيرزمين‌ يا پناهگاه‌ ويا مانند آن‌ بمانند.
 ب‌ -  اگر در كوچه‌ يا خيابان‌ هستند، دور يكديگر جمع‌ نشوند و هر كدام‌ خود را با سرعت‌ و با خونسردي‌ به‌ خانه‌ برسانند.
 پ‌ -  كليه‌ وسايط‌ نقليه‌ بايد فوراً به‌ طرف‌ راست‌ جاده‌ يا خيابان‌ رفته‌، توقف‌ نمايند. اگر شب‌ باشد، چراغهاي‌ خود را خاموش‌ نموده‌ و مسافرين‌ را بايد به‌ پناهگاه‌ يا محل‌ سرپوشيده‌ هدايت‌ نمايند.
 ت‌ -  اهالي‌ بايد فوراً تمام‌ چراغها را خواه‌ چراغ‌ برق‌ و خواه‌ چراغ‌ نفتي‌ و حتي‌ اتاقك‌هاي‌ كوره‌ها را خاموش‌ كنند، بطوري‌ كه‌ كمترين‌ نوري‌ ديده‌ نشود.
 ث‌ -  در هر خانه‌ يكي‌ از اتاقها را با پرده‌ سياه‌ يا پارچه‌ ضخيم‌ بپوشانند كه‌ اگر هنگام‌ شب‌ موقع‌ آگهي‌ خطر هوايي‌ اهل‌ خانه‌ محتاج‌ به‌ نور شدند، در آن‌ اتاق‌ چراغ‌ روشن‌ كنند و پرده‌هاي‌ سياه‌ را جلو پنجره‌ها بكشند تا روشنايي‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ از بيرون‌ معلوم‌ نباشد.
 ج‌ -  كساني‌ كه‌ در مغازه‌ها و بنگاه‌ها هستند، تا پايان‌ آگهي‌ خطر در همانجا بايد بمانند.
 چ‌ -  اگر آتش‌سوزي‌ رخ‌ داد، فوراً آن‌ را با تلفن‌ 8887 - 8888 به‌ اداره‌ آتش‌نشاني‌ اطلاع‌ دهيد.
 ح‌ -   اگر بمبي‌ در نزديكي‌ كسي‌ فرود آمد، فوراً روي‌ زمين‌ به‌ سينه‌ دراز بكشيد و پس‌ از تركيدن‌ بمب‌ فوراً از زمين‌ بلند شده‌، از آن‌ محل‌ دور شويد، پس‌ از آن‌ لباس‌ خود را كنده‌، دست‌ و صورت‌ خود را با دستمال‌ پاك‌كنيد.
 خ‌ -  رانندگان‌ بايد خودروي‌ خود را به‌ سمت‌ راست‌ هدايت‌ نموده‌ و متوقف‌ شوند و چراغهاي‌ خودرو را خاموش‌ نمايند.
 د -  آگهي‌ رفع‌ خطر هوايي‌ در شب‌ بوسيله‌ روشن‌ شدن‌ چراغ‌ برق‌ و در روز بوسيله‌ سوت‌ داده‌ مي‌شود، به‌ اين‌ ترتيب‌ كه‌ چند سوت‌ مكرر و كوتاه‌ به‌ مدت‌ سه‌ دقيقه‌ كشيده‌ مي‌شود.
 ذ -  در هر خانه‌ يك‌ بيل‌ پهن‌ و يك‌ كلنگ‌ بايد باشد، كه‌ در موقع‌ رفتن‌ به‌ زير زمينها همراه‌ خود برده‌، تا اگر آوار جلو درب‌ زيرزمين‌ را سد كرد، راه‌ را باز نمايند. همچنين‌ تعدادي‌ لوازم‌ زخم‌بندي‌ ( چند نوار زخم‌بندي‌ تعدادي‌ هيدروفيل‌، مقداري‌ الكل‌ و تنتور يد و چند تكه‌ تخته‌ نازك‌ كوتاه‌ و تميز و پهن‌ ) و مقداري‌ شن‌ و ماسه‌ براي‌ خاموش‌كردن‌ آتش‌ بايد در هر خانه‌ باشد.
 
اولين‌ توپخانه‌ ضدهوايي‌ ارتش‌ :
 در تاريخ‌ 18 مهر 1335 دو گردان‌ ضدهوايي‌ برگشتي‌ از نيروي‌ هوايي‌ با فرماندهي‌ و ستاد مربوطه‌ از سازمان‌ سپاه‌ يكم‌ مركز منتزع‌ و با اضافه‌ شدن‌ يك‌ گردان‌ نظير آن‌ دو گردان‌ بنام‌ توپخانه‌ ضدهوايي‌ ارتش‌ ناميده‌ شدند و تعداد زيادي‌ افسر به‌ اين‌ يگان‌ جديدالتأسيس‌ منتقل‌ گرديدند. در تاريخ‌ 23 ديماه‌ 1336 تعدادي‌ از افسران‌ هوايي‌ جهت‌ طي‌ دوره‌ آموزشي‌ رادار به‌ انگلستان‌ اعزام‌ گرديدند. در سال 1336‌ يگانهاي‌ مسلسل‌ ضدهوايي‌ نيروي زميني با يگانهاي‌ ضدهوايي‌ ( در حد ارتفاع‌ كم‌ ) تقويت‌ گرديدند. در ششم‌ بهمن‌ 1336 توپخانه‌ ضدهوايي‌ ارتش‌ به‌ تيپ‌ توپخانه‌ ضدهوايي‌ تبديل‌ گرديده‌است‌.
 الف‌ - تيپ‌ مستقل‌ توپخانه‌ ضدهوايي‌ :
 در راستاي‌ تشكيل‌ يگانهاي‌ ضدهوايي‌ در سپاه‌هاي‌ يكم‌، سوم‌ و چهارم‌ تعداد زيادي‌ كاركنان‌ به‌ تركيب‌ سازماني‌ اين‌ سپاهها منتقل‌ و به‌ تيپ‌ توپخانه‌ ضدهوايي‌ مأمور شده‌اند و از شهريور 1335 تا اواخر 1337 بدين‌ منوال‌ بوده‌است‌. از خرداد 1337 تيپ‌ توپخانه‌ ضدهوايي‌ در نيروي‌ زميني‌ به‌ تيپ‌ مستقل‌ توپخانه‌ ضدهوايي‌ تغيير نام‌ داده‌است‌.
 ب‌ - اولين‌ آموزشگاه‌ توپخانه‌ ضدهوايي‌ :
 در سالهاي‌ 1336 و 1337 آموزشگاه‌ توپخانه‌ ضدهوايي‌ در نيروي‌ زميني‌ و كميته‌ ضدهوايي‌ در مركز توپخانه‌ اصفهان‌ وجود داشته‌ است‌.
 حكم‌ عمومي‌ قشوني‌ نمره‌ 1825 بيانگر اين‌ است‌ كه‌ در تاريخ‌ 16 اسفند 1312 دو نفر صاحب‌ منصبان‌ مفصلت‌الاسلامي‌ تيپ‌ مستقل‌ توپخانه‌ صحرايي‌ به‌ آتشبارهاي‌ ضدطياره‌ منتقل‌ و به‌ مشاغل‌ مصرحه‌ زير منصوب‌ شدند :
(1)     - نايب‌ دوم‌ احمدخان‌ نهضتي‌ صاحب‌ منصب‌ مأمور اكتشاف‌ و ارتباط‌ و دفتر آتشبار 1 فوج‌ نمره‌1 كفيل‌ فرماندهي‌ دسته‌ 2 آتشبار 1 ضدطياره‌.
 (2) - نايب‌ دوم‌ رحيم‌خان‌ شيخ‌ عليخاني‌، صاحب‌ منصب‌ مأمور اكتشاف‌ و ارتباط‌ و دفتر آتشبار 2 فوج‌ نمره‌ 2 كفيل‌ فرماندهي‌ دسته‌ 2 آتشبار 2 ضدطياره‌.
پ‌ - اعزام‌ به‌ آلمان‌ جهت‌ طي‌ دوره‌ ضدهوايي‌ :
 در تاريخ‌ 7 ارديبهشت‌ ماه‌ 1314 تعدادي‌ محصل‌ جهت‌ طي‌ دوره‌ ضدطياره‌ به‌ آلمان‌ اعزام‌ گرديدند.
ت‌ - خريد جنگ‌افزارهاي‌ ضدهوايي‌ خارج‌ از كشور :
 حكم‌ عمومي‌ قشوني‌ نمره‌ 2479 ماده‌ 10 نشانگر اين‌ است‌ كه‌ در سالهاي‌ 1314 و 1315 جنگ‌افزارهاي‌ مورد نياز اين‌ آتشبارها از خارج‌ خريداري‌ و تهيه‌ گرديده‌است‌. همچنين‌ به‌ منظور تكميل‌ كادر سازماني‌ اين‌ يگانها كاركنان‌ را از ساير سازمانهاي‌ نظامي‌ منتقل‌ و به‌ آنها اختصاص‌ داده‌اند.
ث‌ - تشكيل‌ تخستين‌ يگان‌ بعد از يگان‌ تهران‌ :
 نخستين‌ يگاني‌ كه‌ بعد از يگانهاي‌ تهران‌ تشكيل‌ گرديد، آتشبار ضدطياره‌ در لشگر نمره‌ 6 خوزستان‌ بوده‌ كه‌ مراتب‌ در 19/12/1315 در حكم‌ عمومي‌ 2596 درج‌ گرديد. يگان‌ بعدي‌ آتشبار ضدطياره‌ لشگر نمره‌ 4 شمال‌غرب‌ است‌.
ج‌ - افسران‌ پدافند دوره‌ ديده‌ خارج‌ از كشور :
  در مورخه‌ 1/1/1316 تعدادي‌ از افسران‌ آموزش‌ ديده‌ خارج‌ از كشور وارد ايران‌ شدند و از تاريخ‌ 17/4/1316 به‌ آتشبارهاي‌ ضدطياره‌ منتقل‌ و مشغول‌ خدمت‌ شده‌اند.
 در حكم‌ شماره‌ 2624 ارتش‌ عنوان‌ شده‌ كه‌ از 15/2/1316 بايد به‌ جاي‌ " آتشبارهاي‌ ضدطياره‌ "، اصطلاح‌ " آتشبارهاي‌ ضدهواپيما " را بكار برند و آتشبار ضدهواپيماي‌ لشگر نمره‌ 9 در تابستان‌ 1316 در حكم‌ عمومي‌ ارتش‌ 2628 درج‌ گرديده‌است‌.
 در جهت‌ تكميل‌ و تقويت‌ آتشبارهاي‌ ضدهوايي‌ در مورخه‌ 1/7/1316 آتشبار چهارم‌ در يگان‌ آتشبارهاي‌ ضدهوايي‌ تهران‌ تشكيل‌گرديده‌است‌.
 چ‌ - اعزام‌ جمعي‌ از افسران‌ توپخانه‌ ضدهوايي‌ به‌ آمريكا :
 در دي‌ ماه‌ 1336 جمعي‌ از افسران‌ جمعي‌ توپخانه‌ ضدهوايي‌ ارتش‌ با نام‌ جديد تيپ‌ مستقل‌ توپخانه‌ ضدهوايي‌ براي‌ تحصيل‌ به‌ آمريكا اعزام‌ گرديدند.
 ح‌ - اولين‌ آموزشگاه‌ رادار :
 در سال‌ 1337 آموزشگاه‌ رادار در دوشان‌ تپه‌ فرماندهي‌ آموزشهاي‌ هوايي‌ تأسيس‌ و افسراني‌ كه‌ قبل‌ از تاريخ‌ جهت‌ فراگيري‌ تخصصي‌هاي‌ فني‌ و عملياتي‌ رادار به‌ انگلستان‌ اعزام‌ شده‌ بودند، به‌ آموزش‌ كاركنان‌ جديدالاستخدام‌ پرداختند.
خ‌ - تشكيل‌ تيپ‌ آموزش‌ و پشتيباني‌ دفاع‌ هوايي‌ :
 جهت‌ تأسيس‌ يگان‌ دفاع‌ هوايي‌ در شهريور 1338 تيپ‌ آموزش‌ و پشتيباني‌ دفاع‌ هوايي‌ تشكيل‌ و نسبت‌ به‌ اجراي‌ برنامه‌ سريع‌ آموزشي‌ ادامه‌ داد.
د - اولين‌ تجهيزات‌ ضدهوايي‌ در فرماندهي‌ دفاع‌ هوايي‌ :
 در سال‌ 1345 فرماندهي‌ دفاع‌ هوايي‌ براي‌ نخستين‌ بار به‌ موشكهاي‌ زمين‌ به‌ هواي‌ سي كت‌و تايگركت‌ انگليسي‌ و توپهاي‌ ضدهوايي‌ 23 ميليمتري‌ روسي‌ مجهز گرديد.
ذ - تشكيل‌ كميته‌ ضدهوايي‌ :
 به‌منظور آموزش‌ كاركنان‌ مورد نياز يگان هاي‌ پدافند در نيروي‌ زميني‌، " كميته‌ ضد هوايي‌ " در مركز توپخانه‌ اصفهان‌ تشكيل‌ شد. در سال‌ 1328، مسلسل‌ ضدهوايي‌ روي‌ ناوهاي‌ نيروي‌ دريايي‌ نصب‌ گرديد.
ر- آتشبار ضد هوايي‌ در نيروي‌ دريايي‌ :
 برابر فرمان‌ همگاني‌ شماره‌ 7712، آتشبار ضد هوايي‌ در هنگ‌ تفنگداران‌ پياده‌ منطقه‌ يكم‌ دريايي‌ خليج‌فارس‌ در سال‌ 1331 وجودداشته‌است‌.
 ز - تشكيل‌ دسته‌ مسلسل‌ ضدهوايي‌ :
 در سال‌ 1331 دسته‌ مسلسل‌ ضدهوايي‌ در تيپ‌ جهرم‌ جمعي‌ لشگر 6 فارس‌ هنگ‌ 7 پياده‌ جمعي‌ لشگر تبريز و هنگ‌ 13 پياده‌ جمعي‌ لشگر خرم‌ آباد وجودداشت‌.
 ژ‌ - اعزام‌ فرمانده‌ آتشبار ضدهوايي‌ جهت‌ طي‌ دوره‌ ستاد به‌ دانشگاه‌ جنگ‌ سوئد :
 از تاريخ‌ 19/4/1317 سروان‌ توپخانه‌ حاج‌ علي‌كيا كفيل‌ فرمانده‌ آتشبار يكم‌ آتشبارهاي‌ ضدهواپيما براي‌ ديدن‌ دوره‌ ستاد عازم‌ دانشگاه‌ جنگ‌ سوئد مي‌گردد.
 س‌ - فرمانده‌ گروهان‌ مسلسل‌ ضدهوايي‌ :
 از مورخه‌ 1/7/1317 ستواندوم‌ حسين‌ موحد فارغ‌التحصيل‌ مهرماه‌ 1317 دانشكده‌ افسري‌ به‌ كفالت‌ فرماندهي‌ دسته‌ يكم‌ گروهان‌ مسلسل‌ ضدهوايي‌ هنگ‌ پياده‌ آهنين‌ لشگر نمره‌ 1 ساخلو مركز شد.
 ش‌ - اولين‌ فرمانده‌ تيپ‌ آموزشي‌ و پشتيباني‌ دفاع‌ هوايي‌ در نيروي‌ هوايي‌ :
 سرهنگ‌ نصرا... خليل‌ ناجي‌ در يكم‌ آذر 1338 تيپ‌ آموزشي‌ و پشتيباني‌ دفاع‌ هوايي‌ را در نيروي‌ هوايي‌ تحويل‌ گرفت‌ و تا 1340 فرمانده‌ آن‌ بود، كه‌ در سال‌ 1343 به‌ فرماندهي‌ دفاع‌ هوايي‌ تبديل‌ و در سال‌ 1348 به‌ فرماندهي‌ پدافند هوايي‌ تغيير نام‌ داد.
ص‌ - تشكيل‌ تيپ‌ مختلط‌ مستقل‌ توپخانه‌ مكانيزه‌ : اوايل‌ سال‌ 1317 آتشبارهاي‌ ضدهوايي‌ تهران‌ به‌ هنگ‌ ضدهوايي‌ توسعه‌ يافت‌ ( آن‌ زمان‌ گردان‌ وجود نداشت‌ ) و اين‌ هنگ‌ ضد هوايي‌ با هنگ‌ مستقل‌ توپخانه‌ 105 بلند از تاريخ‌ 2/8/1317 تشكيل‌ يك‌ تيپ‌ مستقل‌ مختلط‌ بنام‌ " تيپ‌ مختلط‌ مستقل‌ توپخانه‌ مكانيزه‌ " در حوالي‌ جي‌ بريانك‌ ( پادگان‌ جي‌ فعلي‌، شرق‌ فرودگاه‌ مهرآباد) را تشكيل‌ دادند. از اول‌ مهر ماه‌ 1317 به‌ لشگرهاي‌ نمره‌ 1 و 2 ساخلوي‌ مركز نيز هر كدام‌ يك‌ گروهان‌ مسلسل‌ ضدهوايي‌ واگذار گرديده‌است‌.»
ماموريت‌ و نقش‌ پدافند هوايي‌ قبل‌ از پيروزي‌ شكوهمند انقلاب‌ اسلامي‌ :
 گرچه‌ ماموريت‌ و نقش‌ نيروي‌ هوايي‌ قبل‌ و بعد از پيروزي‌ شكوهمند انقلاب‌ اسلامي‌ تغيير ننموده‌ است‌ ولي‌ نقش‌ پدافند هوايي‌ به‌ طور شديدي‌ دچار دگرگوني‌ شده‌ است‌. قبل‌ از پيروزي‌ شكوهمند انقلاب‌ اسلامي‌، نقش‌ سامانه هاي موشكي‌ ارتفاع‌ كم‌ و جنگ‌افزار‌هاي پدافند زمين‌ به‌ هوا عبارت‌ از تأمين‌ پدافند زمين‌ به‌ هواي‌ پايگاه ها شامل‌ باند‌هاي پروازي‌، مخازن‌ سوخت‌، مهمات‌ و توقفگاه هاي هواپيما بود و سامانه هاي موشكي‌ ارتفاع‌ متوسط‌ نيز طوري‌ گسترش‌ داده‌ مي‌‌شدند تا بتوانند پدافند زمين‌ به‌ هواي‌ ارتفاع‌ متوسط‌ پايگاه ها و سايت‌‌هاي راداري‌ را تأمين‌ نمايند. باتوجه‌ به‌ برد و ارتفاع‌ درگيري‌ موشكهايي‌ كه نام برده شد، تأمين‌ پدافند هوايي‌ شهر‌هاي نزديك‌ و اطراف‌ پايگاه ها نيز مدّنظر قرار مي‌‌گرفت‌.
 در مورد شهر‌هاي بزرگي‌ نظير تهران‌، اصفهان‌ و . . . گسترش‌ سايت‌‌هاي موشكي‌ (با ملحوظ‌ داشتن‌ امر پدافند از پايگاه‌ هوايي‌) به‌ گونه‌اي صورت‌ مي‌‌گرفت‌ تا ضمن‌ حصول‌ اطمينان‌ از تأمين‌ پدافند دورادور و ارتفاع‌ متوسط‌ اين‌ شهرها، پوشش‌ موشكي‌ لازم‌ براي‌ كليه‌ يا اكثر نقاط‌ حياتي‌ و حساس‌ نظامي‌ و غيرنظامي‌ منطقه‌ نيز فراهم‌ گردد.
 باتوجه‌ به‌ احداث‌ سايت‌‌هاي موشكي‌ در اطراف‌ اين‌ شهر‌ها با ايجاد تپه هاي مرتفع‌ براي‌ استقرار سامانه هاي راداري‌ و سكوي‌ پرتاب‌ موشك‌ها و ساخت‌ محل‌هايي‌ نظير انبار، كارگاه‌ تعميراتي‌ آسايشگاه‌ و غيره‌؛ به‌ نظر مي‌‌رسيد برنامه‌اي براي‌ استفاده‌ از توان‌ جابجايي‌ (تحرك‌) اين‌ سامانه‌ موشكي‌ و انتقال‌ آن‌ به‌ منطقه‌ نبرد  (در صورت‌ نياز) وجود نداشت‌.
نقش كاركنان پدافند هوايي در پيروزي انقلاب اسلامي
        كاركنان پدافند هوايي در به ثمر رساندن پيروزي انقلاب اسلامي نقشي بي بديل ايفا نمودند.با توجه به اينكه در آن مقطع پدافند هوايي به عنوان زيرمجموعه اي از نيروي هوايي شناخته مي شد لذا اقدامات كاركنان پدافند هوايي نيز  پيش از اين به عنوان بخشي از اقدامات نيروي هوايي ارتش مد نظر قرار مي گرفت.اما با تفكيك پدافند هوايي از نيروي هوايي و تشكيل قرارگاه پدافند هوايي خاتم الانبياء(ص) آجا ،فعاليت انقلابي كاركنان پدافند هوايي متمايز تر از پيش مشخص شد.فعاليت هاي انقلابي كاركنان پدافند هوايي درتهران ، بهبهان و... در تاريخ اين مرز وبوم به ثبت رسيده است.در بدو ورود هواپيماي حضرت امام (ره) به آسمان ايران ،كاركنان سايتهاي  راداري پدافند هوايي جهت تامين امنيت  پروازي هواپيماي حضرت امام (ره) در محل خدمت حاضر شده وبه انجام وظايف پرداختند.
از جمله فعاليتهاي انقلابي كاركنان پدافند هوايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
        در 12 بهمن ماه سال 1357 اين افتخار نصيب پدافند هوايي گرديد كه اولين خوش آمد و تبريك به مناسبت بازگشت امام به وطن را به ايشان اعلام نمايند. سرهنگ بازنشسته افروز(ستوان افروز سال 57) اولين نفري بودند كه در رادار تبريز به نيابت از كليه كاركنان انقلابي پدافند هوايي توانستند كه اين پيام را از طريق خلبان فرانسوي به عرض امام رسانده و پاسخ تبريك را نيز دريافت نمايند. كاركنان پدافند هوايي در اين روز تلاش بسيار زيادي نمودند كه خداي ناكرده اتفاقي براي هواپيماي امام نيفتد و به سلامت به زمين بنشيند.
        كاركنان جوان پدافند از بدو ورود امام در كنار ايشان قرارگرفتند و در تاييد همين بحث ميتوان به 53 نفر دانشجوي افسري پدافند هوايي اشاره كرد كه مسئول انتظامات بهشت زهرا در سال 57 شده اند(لازم به توضيح است كه  شهيد نامجو فرمانده اين افراد بوده است) 
        در 19 بهمن تركيبي از كاركنان پدافند هوايي و نيروي هوايي جهت بيعت خدمت امام (ره) ميرسند. همزمان با اين اقدام انقلابي كاركنان پدافندي تبريز جهت حمايت، هماهنگي و همگامي با انقلابيون با لباس وارد دانشگاه تبريز ميشوند كه در اين دانشگاه توسط اين افراد قرآن با صداي بلند تلاوت ميگردد و دانشجويان آنها را گلباران مي نمايند.   
        در اين ايام مبارك و پيش از آن يكي از فعاليتهاي بسيار مهم تبادل اخبار وفرمايشات و سخنرانيهاي  امام (ره) در شبكه فرماندهي و كنترل پدافند هوايي و اطلاع رساني متن پيامهاي حضرت امام به كليه كاركنان و در اقصي نقاط كشور از طريق اين شبكه بوده است.
        كاركنان انقلابي پدافند هوايي علي رغم فشار و تهديدات و اقدامات سازمان ضد اطلاعات وقت رژيم  شاه در شهرهاي تهران، تبريز، بوشهر،دزفول، همدان و... همگام با ساير انقلابيون به فعاليت هاي خود ادامه ميدادند. كه ميتوان به بخش كوچكي از آنها بشرح زيل اشاره نمود:
        ترك محل خدمت كاركنان پدافند در اجراي فرمان امام (ره) علي رغم فشارها و تهديدات ضد اطلاعات  رژيم كه حداقل مجازات در صورت گرفتاري اعدام بوده است
        كساني كه به دليل بسته بودن درب پايگاهها نتوانسته بودند ترك محل نمايند شروع به اعتصاب غذا مي نمايند.
        فرار فرمانده پايگاه تبريز(تيمسارماكويي) و افسر ضد اطلاعات (ستوانيكم ميلاني) همان پايگاه به دليل هجوم انقلابيون پدافندي  پيش از 22 بهمن
وضعيت پدافند هوايي پس از پيروزي انقلاب اسلامي
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ،پدافند هوايي همچون ساير نيروهاي انقلابي در معرض آسيب نيروهاي ضدانقلاب قرار گرفت.از جمله اينكه سايت راداري كرج در معرض حمله ضدانقلاب قرار گرفته و تعدادي اسلحه نيز از حمله ناكام آنها برجاي ماند . چندماه بعد ودر آذر ماه 1358 در منطقه مرزي ايلام يك يك گروه مسلح ضدانقلاب به سايت راداري-مخابراتي «نخجير» واقع در غرب ايلام حمله كرده و خساراتي را به آن مركز حساس پدافند هوايي كشور وارد كردند...»  هدف اصلي اين در گيريها آسيب رساندن به توان پدافند هوايي كشور ودر نهايت كاهش امنيت كشور قلمداد مي شود.
عملكرد پدافند هوايي قبل از آغاز جنگ
برابر اسناد ومدارك موجود تا هيجدهم شهريور 1359 درگيريهاي پراكنده وگاه غير موثري بين واحدهاي پدافند هوايي ايران وهواپيماهاي عراقي رخ داد اما هجدهم شهريور 1359 را بايد آغازي خوب براي حضور پدافند هوايي در دفاع مقدس دانست، زيرا دراين روز 3فروند بالگرد و 2فروند هواپيماي عراقي براثر آتش پدافند هوايي سرنگون شدند.روز بعدنيز يك فروند بالگرد عراقي در حوالي( آق داغ ) قصرشيرين سرنگون شد.در بيست وسوم شهريور نيز لشكر 81 زرهي از اصابت قرار گرفتن 2 فروند هواپيماي عراقي توسط آتش ضدهوايي خبر داد .
 
منبع:
مركز مطالعات ،تحقيقات و تدوين آئين نامه‌هاي رزمي قرارگاه پدافند هوايي خاتم الانبياء(ص) آجا.

دانشگاه هوايي شهيد سرلشگر ستاري

آشنايي با دانشگاه هوايي شهيد ستاري

از زماني كه انسان چشم به جهان مي‌گشايد رؤياي مصحور كننده پرواز همواره فكر و ذهن او را مشغول خويش مي‌دارد . راه پرواز راهي است كه جاي جاي آن يادآور تلاش‌ها، ‌خلاقيت‌ها ، ‌نوآوري‌ها و حتي از جان‌گذشتگي انسان‌هايي است كه جزء نخبگان جامعه خود و يا تمام زمان‌ها بوده‌اند. پس از دست‌يابي بشر به اين قلمرو اولين دل‌مشغولي دولت مردان بويژه لشكريان، حفاظت از قلمرو فضايي كشور خود و ضربه زدن به دشمن از طريق آسمان بوده است. بر همين اساس ابتدا در كشورهاي پيشرفته و سپس به تدريج در تمام كشورها ساختاري در ارتش شكل گرفت تا پاسدار آسمان باشند . به لحاظ پيچيدگي‌هاي لازم براي وسايل پرنده، نيروي هوايي پيشگام فنآوي در جهان گرديد و پيچيده‌ترين و مدرن‌ترين وسايل و تجهيزات در نيروي هوايي به خدمت گرفته شد. اما براي استفاده بهينه از اين وسايل، نيروي انساني كارآمد و ورزيده و متخصص مهم‌ترين اصلي است كه بايد همواره در نظر گرفته شود در همين راستا در تمامي كشورها آكادمي‌ها و كالج‌ها و دانشگاه‌هاي هوايي ساخته شده‌اند تا نقطه فزاينده‌ براي تأمين پرسنل نيروي هوايي گردند.

نيروي‌هوايي‌ارتش‌ جمهموري اسلامي ايران بويژه فرمانده شهيد آن امير سرلشكر منصور ستاري با درك ويژگي‌هاي نيروي هوايي به ساختار گسترش دانشگاه‌هوايي شهيد ستاري همت گماشت .

با توجه به تحولي كه در عصر انفجار اطلاعات در تمامي گستره‌هاي علم و دانش پديد آمده است موارد ذيل در دانشگاه‌هوايي شهيد‌ستاري مورد توجه قرار گرفت:

 

ـ پرورش افسران متخصص در رشته‌هاي راهبردي علوم با بالاترين سطح علمي بجاي پرورش تعداد زيادي از افراد اما با تخصص در رشته‌هاي با ديد محدود . اين امر سبب مي‌شود تا راه براي حرفه‌اي شدن ارتش در آينده هموار شود.

ـ توجه به چهار بعد علمي، انضباطي، عقيدتي سياسي و جسماني در آموزش افسران.

ـ استفاده از برترين امكانات و تجهيزات با آينده‌نگري نسبت به تكنولوژي‌ها و فناوري‌هايي كه ممكن است مورد نياز واقع شوند يا بعداً‌ بوجود آيند.

با توجه به موارد فوق دانشگاه هوايي در سال 1367 افتتاح گرديد. هم اكنون دانشگاه هوايي شهيد ستاري با 13 رشته كارشناسي و دو رشته كارشناسي ارشد مشغول تربيت نيروي متخصص براي نيروي هوايي و ساير سازمان‌ها مي‌باشد.

 

معرفي دانشكده‌ها و رشته‌هاي تحصيلي دانشگاه هوايي شهيد ستاري

الف ـ دانشكده پرواز :

ـ كارشناسي هوانوردي ـ خلباني و كارشناسي هوانوردي ـ  ناوبري هواپيما

فارغ‌التحصيلان اين رشته‌ها براي هدايت انواع هواپيما‌هاي موجود در نيروي‌هوايي ، اعم از شكاري، ترابري، شناسايي تاكتيكي، هواپيماي سبك و ارتباطي و همچنين انواع هلي‌كوپتر‌ها بمنظور دفاع از قلمرو فضايي كشور با توانايي شناخت، بهره برداري، مديريت در سيستم‌هاي مختلف‌هوانوردي، مشاوره، طراحي و ساخت، گسترش و بهسازي و نوسازي سيستم‌هاي پروازي و تهيه و تدوين طرح‌ها، خط‌مشي‌ها و دستورالعمل‌هاي مورد نياز در جهت توسعه و جايگزيني سيستم‌هاي پروازي تربيت مي‌شوند.

 

ـ كارشناسي هوانوردي ـ مراقبت پرواز

مراقبت پرواز علم نظارت و كنترل ترددهاي هوايي وسايل پرنده در فضاي كشور و سطح فرودگاهها مي‌باشد.

هدف از ايجاد اين رشته ، تربيت كارشناس مراقبت پرواز با توانايي در زمينه كنترل ترافيك هوايي، ‌بهره برداري از دستگاه‌هاي پيشرفته ناوبري و سيستم‌هاي ترافيك هوايي مي‌باشد.

 

ب ـ دانشكده مهندسي برق

ـ كارشناسي مهندسي برق ـ الكترونيك و كارشناسي مهندسي برق ـ مخابرات

هدف از ايجاد اين رشته‌ها تربيت افسران كارشناس الكترونيك و مخابرات با توجه به تنوع تجهيزات الكترونيكي و مخابراتي زميني و هوايي موجود در نيروي‌هوايي با توانايي كافي در شناخت نحوه عملكرد در چگونگي نگهداري و بهره‌برداري از اين سيستم‌ها و كنترل و اجراي پروژه در هر گرايش، شناسايي تكنولوژي‌هاي جديد و ارزيابي آنها بمنظور كاربرد طرح، توسعه و نو‌آوري و شركت در انجام پروژه‌هاي‌صنعتي، تحقيقاتي و فني در زمينه گرايش تخصصي و كسب توانايي‌هاي لازم جهت تجزيه و تحليل سيستم‌ها و طراحي‌ آن‌ها مي‌باشد.

 

ج ـ دانشكده مهندسي تكنولوژي فرماندهي و كنترل هوايي

ـ كارشناسي مهندسي تكنولوژي فرماندهي و كنترل هوايي در سه گرايش اطلاعات عمليات ، عمليات موشك ، كنترل شكاري ، سيستم‌هاي فرماندهي و كنترل هوايي در توان نظامي كشور از نظر نظامي و سياسي نقش مهمي را ايفا مي‌نمايد اين اهميت وقتي مضاعف مي‌شود كه توانايي بكارگيري آنها در نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران كه ‌داراي دشمنان بسيار است وجود داشته باشد لذا تربيت افسران كارشناس فرماندهي و كنترل هوايي بمنظور ايجاد يك شبكه قدرتمند منسجم دفاع هوايي در كشور جهت مقابله با تهديدات احتمالي با توجه به اهميت اقتصادي دفاع از مناطق حياتي و صنعتي كشور و همچنين ايجاد توانايي علمي و عملي لازم بمنظور همگام شدن با پيشرفت سريع تكنولوژي و تجهيزات سيستم‌هاي موشكي، فرماندهي و كنترل هوايي از اهداف مهم ايجاد اين رشته مي‌باشد .

 

د ـ‌ دانشكده مهندسي هوافضا

ـ‌كارشناسي مهندسي هوافضا

هدف از ايجاد اين رشته ارائه اصول مهندسي هوافضا در سطح كارشناسي بمنظور تربيت افسران كارشناس جهت فعاليت در صنايع مربوط به هواپيما و هلي‌كوپتر در نيرو و سازمان‌هاي مشابه با توانايي محاسبات، طراحي و ساخت قسمت‌هايي از صنايع مختلف هواپيمايي، هلي‌كوپتر‌سازي و موشكي مي‌باشد. آزمايشگاه‌ها و كارگاه‌هاي دانشگاه‌هوايي شهيد ستاري كه در ارتباط با دروس نظري اين مجموعه ايجاد شده در مقايسه با دانشگاه‌هاي كشور كه رشته هوافضا دارند از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است.

ـ كارشناسي مهندسي نگهداري هواپيما

تربيت افسران كارشناس با تكيه بر اصول مهندسي نگهداري ، بهسازي و مديريت تعمير سيستم‌هاي مكانيكي هواپيما، هلي‌كوپتر و غيره كه قادر خواهند بود نياز صنايع مختلف هواپيمايي، هلي‌كوپتر‌سازي و موشكي و ديگر صنايع نيروي هوايي و سازمان‌هاي مشابه را در حد كارشناسي تأمين كنند از اهداف غايي اين رشته مي‌باشد . آزمايشگاه‌ها و كارگاه‌هاي كاربردي منحصر به فرد با انجام كارآموزي و پروازهاي مرتبط با رشته تحصيلي از ويژگي‌هاي آموزشي اين رشته در دانشگاه‌هوايي شهيد ستاري  مي‌باشد.

 

ه - دانشكده كامپيوتر

1- كارشناسي مهندسي كامپيوتر (نرم‌فزار(

هدف ايجاد رشته كارشناسي مهندسي رايانه با گرايش نرم افزار، تربيت افسران كارشناسي بمنظور طراحي، ساخت و راه‌اندازي سامانه‌هاي نرم‌افزاري براي تجهيزات و شبكه‌هاي رايانه‌اي موجود در نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، ارائه روشهاي بهره‌برداري، نگهداري، عيب‌يابي، اصلاح و توسعه آنها در راستاي تأمين نيازمنديهاي نيروي هوايي مي‌باشد.

و – دانشكده مديريت

 كارشناس مديريت دولتي و بازرگاني

هدف از ايجاد رشته كارشناسي مديريت با دو گرايش دولتي و بازرگاني ، تربيت افسران و مديران آتي نيروي هوايي ارتش جمهموري اسلامي ايران در راستاي اعمال مديريت موثر و كارآمد منابع انساني و مادي بمنظور تحقق اهداف عاليه نهاجا در جهت حراست از قلمرو هوايي كشور و دفاع از آرمانهاي جمهوري اسلامي ايران مي باشد .

 

شرايط جذب

الف ـ شرايط عمومي:

 1 ـ متدين به دين مبين اسلام

ـ تابعيت جمهوري اسلامي ايران

ـ ايمان به انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي ايران و آمادگي فداكاري در راه تحقق اهداف آن

ـ اعتقاد و التزام به ولايت مطلقه فقيه

ـ فقدان محكوميت مؤثر كيفري و محكوميت ناشي از اقدام عليه امنيت كشور، انقلاب و نظام جمهوري اسلامي

ـ نداشتن عضويت و يا وابستگي و هواداري نسبت به احزاب، گروهها و سازمانهاي سياسي

ـ دارا بودن حداقل سن17 سال تمام و حداكثر 22 سال و در صورت انجام خدمت سربازي 24 سال تمام ( تبصره : براي خانواده درجه 1 شهداء ،‌5 سال به حداكثر سن داوطلبان اضافه مي‌شود(

ـ‌حداكثر سن براي رشته خلباني هواپيما 20 سال مي‌باشد

ـ عدم معروفيت به فساد اخلاقي برابر ضوابط اوليه استخدام

10 ـ داشتن سلامت جسم و روان ( برابر معاينات اوليه استخدام(

تبصره : حداقل قد براي عموم داوطلبان 165 سانتي متر و ديد چشم براي رشته‌هاي خلباني و ناوبري 10/10 و براي ساير رشته‌ها حداقل 10/8 است.

ب  ـ شرايط اختصاصي :‌

ـ سپردن تعهد خدمتي برابر ضوابط قانون ارتش

ـ داشتن حداقل معدل كل14 جهت فارغ‌التحصيلان رشته تجربي و رياضي

ـ قبولي در آزمون علمي، معاينات پزشكي ،‌مقاومت جسماني و صلاحيت گزينشي ( تبصره : استخدام معاف شدگان پزشكي از خدمت وظيفه عمومي در نيروهاي مسلح امكان پذير نيست(

ـ نداشتن تعهد خدمتي يا استخدامي به دستگاههاي دولتي و بخش خصوصي

 

امتيازات

ـ‌ تحصيل در دانشگاه‌ هوايي شهيد ستاري بعد از طي دوره رزم مقدماتي مشترك در لشكرك به صورت شبانه‌روزي مي‌باشد  2ـ پوشاك، ‌تغذيه،‌آموزش و درمان دانشجويان رايگان است3 ـ به دانشجويان در طول دوره، كمك هزينه تحصيلي پرداخت مي‌شود4 ـ دانشجويان پس از طي هفت‌ترم موفقيت‌آميز تحصيلي به درجه ستواندومي نائل مي‌گردند و پس از دانش‌آموختگي به آنان دانشنامه كارشناسي در رشته مربوطه اعطا مي‌گردد.

رشته‌هاي تحصيلي دانشگاه هوايي شهيد ستاري و كد مربوطه براي انتخاب رشته

رديف   رشته تحصيلي          كد رشته        نوع رشته

1        كارشناسي هوانوردي ـ خلباني هواپيما       251     خاص

2        كارشناسي هوانوردي ـ ناوبري هواپيما         252    

3        كارشناسي هوانوردي ـ مراقبت پرواز  253    

4        كارشناسي مهندسي برق ـ الكترونيك         250     عمومي

5        كارشناسي مهندسي برق ـ‌ مخابرات                   

6        كارشناسي مهندسي هوافضا                   

7        كارشناسي مهندسي تعمير و نگهداري هواپيما               

8        كارشناسي مهندسي رايانه (نرم‌افزار

9        كارشناسي مديريت (دولتي-بازرگاني)

10      كارشناسي مهندسي تكنولوژي فرماندهي وكنترل هوايي

 )كنترل شكاري(

11      كارشناسي مهندسي تكنولوژي فرماندهي و كنترل هوايي

علميات موشك(

12      كارشناسي مهندسي تكنولوژي فرماندهي وكنترل هوايي

)اطلاعات عمليات(

 

استعفاء

استعفاء يا انصراف دانشجويان برابر ضوابط مقرر در ماده‌ 123 قانون آجا مي‌باشد و در صورت انصراف در دوران تحصيل مكلف به پرداخت كليه‌ي هزينه‌هاي مصروفه به مأخذ دو برابر خواهند بود.

 

اخراج :

اخراج دانشجويان به منزله‌ي اخراج از نهاجا مي‌باشد. بنابراين در صورت اخراج موظف به پرداخت هزينه‌هاي مستقيم آموزش خواهند بود.

تبصره : در صورت اخراج و يا استعفاي دانشجويان، از نظر وضعيت خدمت دوره‌ي ضرورت با آنان برابر مقررات قانون خدمت وظيفه‌ عمومي رفتار خواهد شد .

از نمایش "ابابیل مشهور" تا سانتریفیوژ‌های نسل ۳ و ۴

پهپاد ابابیل۳ و سانتریفیوژهای نسل ۳ و ۴ در حاشیه اجلاس بین‌المجالس اسلامی به نمایش گذاشته شد.
از نمایش
به گزارش افکارنیوز، دستاوردهای علمی و فناوری، دفاعی، هسته‌ای و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در حاشیه نهمین اجلاس بین‌المجالس کشورهای اسلامی در سالن اجلاس سران برپا شده است.

در غرفه‌ای که وزارت دفاع برپا کرده است، نمونه عملیاتی پهپاد ابابیل۳، ماکت موشک فاتح ۱۱۰، هاورکرافت U۶، ناوشکن جماران و نمونه عملیاتی موشک‌های تاو نسل ۱ و ۲ که تولید داخل هستند، به نمایش گذاشته شده است.

در غرفه دستاوردهای اتمی و هسته‌ای کشورمان نیز چرخه سوخت و نمونه محصولات UF۴ و UF۶ و قرص، غلاف و سوخت راکتور تهران و سوخت IR۴۰ راکتور بوشهر و ماکت نیروگاه بوشهر به نمایش گذاشته شده است.

در قسمت دیگری از این غرفه، نسل‌های مختلف سانتریفیوژ‌های تولید داخل مانند نسل‌های یک و نسل‌های پیشرفته ۳ و۴ به نمایش گذاشته شده و در قسمت دیگر نیز، محصولات پرتودهی کشاورزی از قبیل برنج و پسته قرار دارد.

در غرفه دستاوردهای فضایی کشورمان نیز ماکت‌های ماهواره‌بر سفیر، رصد و سیمرغ و همچنین ماهواره‌های طلوع۱، امید و فجر۵ به نمایش گذاشته شده است.

در بخش دیگر این نمایشگاه، غرفه تولیدات فناوری جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته که در آن نمونه‌هایی از محصولات فناوری بالا (های‌تک) تولید داخل نظیر محصولات نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی و داروهای پزشکی به نمایش گذاشته شده است.

مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، وزارت خارجه و سازمان میراث فرهنگی نیز غرفه‌هایی را در این نمایشگاه برپا کرده‌اند که در غرفه وزارت خارجه اسناد تاریخی قبل و بعد از انقلاب و کتاب مصور کنفرانس سران کشورهای اسلامی در سال ۷۶ که در تهران برگزار شد به نمایش گذاشته شده است.