اس300 ایرانی سال آینده رونمایی می‌شود


دریادار امیری:

S-۳۰۰ ایرانی سال ۹۳ رسماً رونمایی می‌شود

معاون جهاد خودکفایی و تحقیقات صنعتی ارتش می‌گوید،"ایران اگرچه با کارشکنی‌های آمریکا نتوانست سامانه S-۳۰۰ را بخرد اما حالا این سامانه در داخل درحال ساخت است و سال آینده رسماً رونمایی می‌شود.

زمانی که حضرت آیت الله خامنه ای نماینده امام راحل در ارتش و معاون امور انقلاب وزارت دفاع بودند، در تاریخ 23 دی سال 1358 با صدور پیام تشکیل جهاد خودکفایی در ارتش، چراغ حرکت به سمت خودکفایی صنایع دفاعی را روشن کردند.

تا قبل از صدور فرمان ایشان، موضوع تحقیقات در عرصه صنایع دفاع وجود خارجی نداشت و در سطح نیروهای مسلح، باوری به نام "خودکفایی" معنا نمی شد. در همان سال ها، تجهیزات ارتش با مشکلات عدیده و اساسی برای تعمیر و نگهداری، تأمین قطعات و راه اندازی روبرو بودند.

اما بلافاصله پس از صدور آن فرمان تاریخی، نخستین مجموعه های خودکفایی و هسته های غیرمتمرکز و جهادی در ارتش ایجاد شدند و بدین ترتیب باور به خوداتکایی، خودکفایی، اعتلای دانش فنی و استقلال دفاعی در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی پایه گذاری شد.

و این آغازی بود برای انقلاب خودکفایی در عرصه صنایع دفاعی کشور. بدین ترتیب نیروهای مسلح که تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، انواع سامانه ها و تجهیزات مورد نیاز خود را از کشورهای صنعتی گوناگون به ویژه بلوک غرب و آمریکا تأمین می کردند، گام در مسیر خودکفایی گذاشتند.

آگاهی از آخرین دستاوردها و آمادگی تجهیزات مدرن ارتش در برابر تهدیدات ما را به دفتر معاونتی در ارتش کشاند که مدیرش یکی از جوانترین فرماندهان نظامی کشور بود؛ دریادار فرهاد امیری معاون سابق جهاد خودکفایی نیروی دریایی و معاون امروز جهاد خودکفایی و تحقیقات صنعتی ارتش جمهوری اسلامی است.

دریادار امیری در تشریح دستاوردهای ارتش قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، آن را ناچیز و غیرقابل عنوان توصیف کرد و گفت: در قبل از انقلاب کشوری بودیم وابسته به غرب؛ یعنی کشورهای غربی تهدید را علیه ما تعریف می کردند بر این اساس که شوروی دارای سلاح های پیشرفته ای است و ایران به عنوان ژاندرم منطقه و بازوی آمریکا نیاز است به تجهیزات خاصی، مسلح باشد البته آنها در مقابل این خدمت، هزینه های این تجهیزات را از نفت ما می گرفتند. بنابراین در قبال نفت، سلاح هایی با هدف خاص به ایران داده می شد.

وی با اشاره به وجود 50 هزار مستشار خارجی در قبل از انقلاب و تعلیم بسیاری از آموزش های نظامی از سوی آنان، اظهار داشت:  آموزش های ما کاملا وابسته بود و در تمام نیروها به غیر از نیروی زمینی ارتش، تمامی آموزش های تکمیلی و تخصصی هوایی - دریایی، در کشورهای دیگر از جمله آلمان، فرانسه و ایتالیا صورت می گرفت که نکته قابل توجه در این آموزش، ترویج و اشاعه فرهنگ غربی در کنار آموزش بود.

معاون جهاد خودکفایی و تحقیقات صنعتی ارتش در ادامه به شرایط امروز ارتش در کسب نوع آوری های نظامی اشاره کرد و افزود: شرایط فعلی قابل قیاس با گذشته و قبل از انقلاب نیست. در حال حاضر کلیه آموزش های تخصص و گروهی در داخل انجام می شود، علاوه بر این، از بسیاری از کشورها تقاضای فرستادن دانشجو جهت فراگیری دوره های آموزش به دانشگاه های نظامی مان می شود.

ارتش صادرات تجهیزات دفاعی هم دارد

امیری اضافه کرد: در زمینه دستاوردها، بنده به عنوان مسئول تحقیقات در ارتش می گویم که عمده نیازهای کشورمان را در داخل تهیه می کنیم و حتی پا را فراتر از آن می گذاریم و بسیاری از تجهیزات دفاعی خودمان را از طریق صادررات و فروش در اختیار دیگران می گذاریم.

وی با غلط خواندن مقایسه دستاوردهای قبل و بعد انقلاب، به دستاوردهای دفاعی و نظامی ایران در حوزه های هوافضا، موشکی و ماهواره ای اشاره و تصریح کرد:  شاید برای بعضی این سوال پیش آید که ما به لحاظ نظامی در کشورهای دنیا رتبه چندم هستیم؟ به جرات می گویم که در حوزه نظامی به غیر از ابرقدرت ها کمتر کشوری در دنیا هست که به مانند نظام اسلامی عمل کند.

" فرض کنید که اگر زمانی یک ناوچه و یا یک ناو د ر اختیار ایران قرار می گرفت بدنه اش از فرانسه، موتورش از آلمان، سیستم هدایت آتشش از هلند و توپ های آن از ایتالیا بود؛ حالا شما در نظر بگیرید ناوشکن جمهوری اسلامی ایران جماران یا جنگنده آذرخش و رادارهایی با برد چند هزار کیلومتر در داخل و بدون دخالت و حضور بیگانگان ساخته می شود."

معاون جهاد خودکفایی و تحقیقات صنعتی ارتش با تاکید بر اینکه باید در سند چشم انداز رتبه اول را داشته باشیم، خاطرنشان کرد:  به نظر بنده، الان رتبه یک هستیم ؛ ممکن است سوالی ایجاد شود که ما در منطقه ترکیه را داریم که موشک و ناو می سازد و می خواهد در سال 2016 آقای منطقه باشد، یا پاکستان که این روزها تسلیحاتی نظامی خوبی دارد، ولی باید توجه داشته باشیم که اگر ترکیه یا پاکستان، دستاوردهایی دارند ولی به لطف و کمک ناتو؛ آنها دست در دست ناتو دارند ولی ما خودکفا هستیم، بنابراین از این لحاظ ما رتبه اول منطقه هستیم.

امیری، سال 91 را سال بهره بردای از بخشی از دستاوردهای نوین موشکی عنوان کرد و افزود: با توجه به اینکه سال گذشته سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی بود و حضرت آقا نیز بحث اقتصاد مقاومتی را مطرح کردند، ارتش نیز این وظیفه را با تولید دستاوردهای بومی اجرایی کرده و به لطف خدا به یک جایگاه ارزشمند در نیروهای مسلح رسیده ایم.

"امسال هم سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی از سوی رهبر انقلاب نامگذاری شده است؛ انشاءالله در حماسه سیاسی بتوانیم انتخاب اصلح را داشته باشیم. در حوزه اقتصادی هم هر کسی قدمی در پویایی اقتصاد کشور داشته باشد، عملا به بحث حماسه اقتصادی کمک کرده و ما نیز مطابق دستور العمل ستاد کل نیروهای مسلح این خط را دنبال خواهیم کرد و معتقدیم که تحقیقات صنعت دفاعی می تواند در استقرار حماسه اقتصادی «مثمرثمر» باشد."

وی با بیان اینکه هم اکنون ایران اسلامی همزمان در چند جنگ مختلف به سر می برد، تصریح کرد: اگرچه اکنون جنگ فیزیکی نداریم، اما در چند جنگ مختلف از جمله جنگ تحریم ها، جنگ سایبری، جنگ روانی، جنگ ماهواره ای و جنگ فناوری به سر می بریم. بنابراین در شرایط صلح نیستیم بلکه در شرایط جنگ نرم به سر می بریم.

معاون خودکفایی و تحقیقات صنعتی ارتش در ادامه گفت و گو با خبرگزاری تسنیم، به دستاوردهای نیروی زمینی در سال 91 اشاره کرد و گفت: در حوزه نیروی زمینی با توجه به اینکه "آقا" بر بحث متحرک سازی تاکید داشتند، چند نمونه خودروی تکنیکی نینوا 2.5 تنی تولید شد که هم اکنون در خط تولید محدود قرار دارد و در سال آینده به تولید انبوه می رسد.

امیری در تشریح دستاوردهای نیروی زمینی ارتش، ساخت و تولید "تفنگ تک تیرانداز شاهر" را از نمونه های تولید موفق ارتش در سال 91 دانست و تصریح کرد: امروز به لطف خدا انواع سیستم های جنگ الکترونیک و شبیه ساز در نیروی زمینی ساخته شده اند که بسیاری از این دستاوردها در ایام 29 فروردین و روز ارتش جمهوری اسلامی ایران رونمایی شدند.

پایان مراحل ساخت بالگرد ملی در سال 92

وی همچنین از اتمام ساخت بالگرد ملی در سال 92 خبر داد و گفت: بالگرد ملی توسط صنایع دفاع در حال ساخت است و در سال 92 به بهره برداری می رسد که تهاجمی بودن، تحرک و قابلیت مانور مناسب در صحنه های بحران ، از خصایص این بالگرد ملی است.

معاون خودکفایی و تحقیقات صنعتی ارتش ساخت و تست موفق موشک نازعات 10 را از دستاوردهای مهم موشکی نیروی زمینی در سال 91 عنوان کرد و افزود: الحمد الله نیروی زمینی به انواع موشک ها با بردهای مختلف مورد تایید و تصویب ستاد کل نیروهای مسلح دست یافته است. در سال 92 نیروی زمینی ارتش رزمایش هایی دیگری را خواهد داشت که نتایج رزمایش های انجام شده حصول اطمینان از موشک های شلیک شده است.

امیری در بخش دیگری از گفت و گو به دستاوردهای قرارگاه پدافند هوایی اشاره و شلیک و تست موفقیت آمیز موشک های فاتح 110، سامانه موشکی اس 200 و سامانه موشکی مرصاد در رزمایش مدافعان آسمان ولایت 4 را "اثربخش" عنوان و اضافه کرد: در قرارگاه پدافند تولید انواع رادارها با برد چند صد کیلومتری را داشتیم که یکی از آنها شهاب بود. تولید انواع سامانه های موشکی زمین به هوا از جمله یازهرای3، قادر و متحرک سازی سامانه هاگ از دستاوردهای ارزشمند پدافند هوایی به شمار می رود.

وی درخصوص برخی اظهارنظرها مبنی بر اینکه ایران در تولید سامانه پیشرفته موشکی "S300" با ناکامی مواجه شده است، گفت: اینکه ما اعلام می کنیم همه چیز که در دنیا هست، در اختیار داریم، معقول نیست؛ در جمهوری اسلامی ایران، ما بسیاری از محصولات مورد نیاز را نداشتیم ولی هروقت که اراده کردیم که داشته باشیم، توانستیم خودمان آن را بسازیم. در دهه 60 و 70 جمهوری اسلامی ایران برای ساخت زیرسطحی ها اراده کرد و الان نیروی دریایی ما به انواع زیردریایی ها مجهز است و باز هم تولید زیردریایی دارد.

معاون جهاد خودکفایی و تحقیقات صنعتی ارتش اضافه  کرد: سامانه اس300 یک سامانه موشکی روز دنیاست و جمهوری اسلامی ایران به علت نیاز به آن، قصد خرید این سامانه از روسیه را داشت که با کارشکنی های آمریکا چنین نشد ولی همین عامل زمینه خودکفایی و باور تولید آن را در بین ما ایجاد کرد.

امیری تصریح کرد: ما نمی توانیم جزئیات ریز آن را در اختیار قرار دهیم چرا که ممکن است استکبار از طرق مختلف مانع دسترسی ما بر آن شود، بنابراین تصمیم بر آن است که در این حوزه اطلاع رسانی نشود تا توطئه های دشمنان بی فایده شود ولی قویاً عرض می کنم که ساخت سامانه اس300 ایرانی فعال است و تست زیرسیستم های آن به پایان رسیده و در سال 92 مراحل دیگر آن ادامه خواهد داشت و انشاءالله براساس پیش بینی ها، در سال 93 سامانه موشکی باور 373 رونمایی و آماده بهره برداری خواهد شد.

وی با اشاره به اهمیت "جنگ الکترونیک" در هزاره سوم در حوزه نظامی، در تشریح اقدامات صورت گرفته در این زمینه خاطرنشان کرد: بخش اول در جنگ الکترونیک، آگاهی از سیگنال که عملیات مربوط به جستجو، محل یابی و تشخیص امواج الکترومغناطیسی به منظور تهدید ها و بکارگیری تمهیدهای مناسب را شامل می شود که از طریق دو بخش آگاهی الکترونیکی "ELINT" و آگاهی مخابراتی "COMINT" تقسیم می کنند.

معاون جهاد خودکفایی و تحقیقات صنعتی ارتش، بخش دوم در جنگ الکترونیک را اقدامات پشتیبانی الکترونیکی (ESM) خواند و افزود: سیستم های ESM، عملیات جستجو و محل یابی را به منظور شناسایی های فوری انجام داده و در شرایط تاکتیکی بکار می روند. بنابراین حوزه فعال ما در جنگ الکترونیک ESM است که کار فریب و ایجاد اختلال را انجام می دهد.

امیری، اقدامات ضد الکترونیکی (ECM) که شامل عملیات مربوط به جلوگیری یا کاهش استفاده موثر دشمن از طیف الکترومغناطیسی را می شود را بخش سوم جنگ الکترونیک معرفی کرد و گفت: بنده عرض می کنم که در هر سه حوزه جنگ الکترونیک، دستاوردهای بسیار خوبی داشته ایم.

وی، رونمایی از رادار کیهانی سپهر با برد بالاتر از 2500 کیلومتری را از دستاوردهایی اعلام کرد که در سال جاری رونمایی خواهند شد، اظهار داشت: تمامی این دستاوردها  با وجود تحریم های یک طرفه بدست آمده است. زمانی سامانه های راداری را دشمنان به ما می دادند و همان دشمنان به نقاط کور این سامانه ها آگاهی داشتند اما امروز در جمهوری اسلامی ایران، همه این نقاط برطرف شده و کاملا نقاط مختلف در اختیار خودمان است.

معاون جهاد خودکفایی و تحقیقات صنعتی ارتش درباره ساخت موشک های با برد 3000 هزار کیلومتر در قرارگاه پدافند هوایی و اینکه گفته می شود هدف از ساخت این موشک ها هدف قرار دادن شهرهای مهم رژیم صهیونیستی است، گفت: هدف پدافند دفاع از آسمان جمهوری اسلامی ایران است. وقتی که سلحشوران غزه با موشک والفجر3 و 5 بتوانند اسرائل را زمین گیر کنند، قطعا جمهوری اسلامی ایران هم خواهد توانست.

جمهوری اسلامی ایران دارای عمق راهبردی است

امیری اضافه کرد: جمهوری اسلامی ایران دارای عمق راهبردی است. این نیست که هر چیزی که را در داخل انجام دهیم بر ملا کنیم ما از عمق راهبردی برخودار هستیم و بسیاری دستاوردهای ما رسانه ای نشده است. آمریکا و رژیم صهیونیستی دشمنان بی برو برگرد جمهوری اسلامی ایران هستند و بنده با قاطعیت عرض می کنم اگر آمریکا و رژیم صهیونیستی می توانستند تاکنون به جمهوری اسلامی حمله کنند، قطعا این کار را می کردند. علت اینکه آنها به افغانستان و عراق حمله کردند اما نتوانستند علیه ایران کاری انجام دهند این است که بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران قوی و همه جانبه است.

وی با تاکید بر اینکه این بازدارندگی بی نظیر نیروهای مسلح ایران با کمک خداوند متعال و تحت هدایت فرماندهی معظم کل قوا بدست امده است، گفت: دشمنان درجه یک ما اگر حمله کنند، جواب شدیدتر از دقایق حمله اولیه خودشان دریافت خواهند کرد.

معاون جهاد خودکفایی و تحقیقات صنعتی ارتش در ادامه به تشریح فعالیت های نیروی دریایی در سال 91 پرداخت و با بیان اینکه زیرسطحی ها دارای پیچیده ترین تکنولوژی ها در عرصه های نظامی به شمار می روند، اظهار داشت: وقتی حرف از تعمیرات زیردریایی زده می شود، برخی ها فکر می کنند که تعمیر خودرو است در صورتی که چنین نیست. الان می بینیم زیردریای ها که مبدا سازنده آنها روسیه بوده برای تعمیرش فقط خود کشور مبدا می تواند کاری بکند اما الحمدالله، ما تعمیرات نیمه اساسی را در کشور خودمان انجام می دهیم.

امیری با اشاره به تجهیز زیردریایی ها به تجهیزات مدرن موشکی، از تولید انبوه زیردریای های کلاس "غدیر" خبر داد و گفت: زیردریایی ها از استراتژیک ترین سلاح هایی هستند که در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران بر آن دست پیدا کرده است چرا که زیردریایی زیر آب قرار می گیرد و کشف آن برای دشمن بسیار دشوار است.

وی با اشاره  به نصب اژدر در زیردریایی طارق، خاطرنشان کرد: زیردریایی طارق از کشوری دیگری در اختیار ما قرار گرفت ولی ما به قابلیت تعمیر آن دست یافتیم اما زیردریایی جدیدی که رونمایی خواهد شد، صددرصد ایرانی است و از لحاظ کشف و جمع آوری اطلاعات و مجهز بودن به انواع تسلیحات در لبه تکنولوژی روز قرار دارد و تمام سخت افزارهای ساخته شده آن بومی است. این دستاور، دستاورد بزرگی است که سالیانه تولید می شود و در اختیار ارتش جمهوری اسلامی ایران قرار می گیرد.

الحاق دو ناو "بایندر" و "نقدی" به نیروی دریایی

امیری خاطرنشان کرد: ناوهای قدیمی ما نیز در دست تعمیر هستند و انشاءالله دو ناو "شهید بایندر" و "شهید نقدی" را به بهره برداری خواهیم رساند که ناو شهید بایندر در 3 ماه اول سال به آب انداخته می شود و در خلیج عدن مشغول دریانوردی می شود و وقتی که در دریا و خلیج عدن قرار گیرد بهت آور خواهد بود که ناوی که متعلق به چند دهه قبل است چگونه امروز در دریا حضور پیدا می کند.

وی سرعت و قدرت در دریا و در حفاظت از منافع جمهوری اسلامی ایران و تجهیز به جدیدترین سیستم های راداری و تسلیحاتی را از ویژگی های این ناو دانست.

معاون جهاد خودکفایی و تحقیقات صنعتی ارتش با تاکید بر بحث صدا در زیردریایی ها به عنوان مهمترین مقوله ها در زیردریایی ها و ناوشکن ها، خاطرنشان کرد: علاوه بر مقوله صدا باید به سه مولفه دید بصری، دید راداری و دید حرارتی توجه ویژه ای کرد. صدا مهم است اما اهمیت صدا در زیردریایی ها بیشتر از ناوشکن هاست چرا که وقتی زیردریایی در عمق آب به دشمن نزدیک می شود، باید کاملا خاموش باشد.

تجهیز زیردریایی ها و ناوشکن ها به رادار صفحه مسطح برای اولین بار

امیری دست یابی به اولین رادار با صفحه مسطح آرایه فازی در باند مناسب و نصب آن در زیردریایی "شهید بایندر" را از دستاورد مهم دیگر ارتش دانست و افزود:  به نظر من این دستاوردها برای خارجی ها و کسانی که چشم دیدن پیشرفت جمهوری اسلامی ایران را ندارند، بهت آور خواهد بود وانشاء الله ناو جماران 3 را که بزودی ساخته خواهد شد را به یک رادار صفحه مسطح مجهز خواهیم کرد که جزو تکنولوژی های جدید دنیا محسوب می شود و این همان اقتداری است که "حضرت آقا" نیز بر آن تاکید داشتند.

وی درخصوص همکاری مشترک با کشور روسیه برای ساخت زیردریایی ها مدرن، گفت: برنامه خاصی برای ساخت مشترک زیردریایی ها با کشورهای دیگر نداریم چرا که به قدری به خوداتکایی و خودکفایی رسیده ایم که وزارت دفاع علاوه بر اینکه مسئول تامین نیازهای دفاعی نیروهای مسلح است، بلکه بحث صادرات دستاوردهای نظامی را نیز دنبال می کند. ما پس از ساخت زیردریایی فاتح و تولید انبوه آن می توانیم موضوع صادرات این زیردریایی ها را نیز دنبال کنیم.

معاون جهاد خودکفایی و تحقیقات صنعتی ارتش با بیان اینکه فرمانده معظم کل قوا در افتتاح "جماران" دو نکته را تذکر دادند، افزود: آقا فرمودند که ساخت جماران طولانی شده است و دیگر اینکه جماران بعدی یا همان پروژه موج، باید پیشرفته تر از جماران قبلی و جماران 3 نیز از 2 بهتر باشد.

سال 95، سال به آب اندازی ناوشکن سهند خواهد بود

امیری درخصوص زمان بهره برداری از ناوشکن سهند نیز گفت: قطعا در ساخت ناوشکن سهند نیز زمان لازم برای بهره برداری زودتر از آن را انجام خواهیم داد و در عرض 3 سال وارد عرصه عملیاتی می شود و سال 95 سال به آب اندازی ناوشکن سهند خواهد بود.

وی افزود: در ساخت ناوشکن سهند، بدنه آن استیل سازی شده است. برد سامانه موشکی و راداری آن افزایش یافته و از رادار صفحه مسطح نیز در آن استفاده شده است و در جنگ الکترونیک کارآیی فراوانی خواهد داشت.

معاون جهادخودکفایی و تحقیقات صنعتی ارتش با بیان اینکه در بخش موشک های کروز دریایی نیز با کمک وزارت دفاع به برخی اهداف مورد نظر رسیده ایم، گفت: بخش موشک های ساحل به دریا و موشک های سطح به سطح از دیگر دستاوردهایی است که در بردهای مختلف کوتاه، متوسط و بلند انجام می شود و سعی می کنیم آن را به تولید انبوه برسانیم.

امیری خاطرنشان کرد: در رزمایش ولایت 92 آخرین دستاوردهای موشکی را به معرض نمایش خواهیم گذاشت.

ناوهای هواپیمابر آمریکا برای ما یک "هدف بزرگ" است

دریادار فرهاد امیری در پایان گفت وگو با خبرگزاری تسنیم و با تاکید بر عزم نیروهای مسلح در دفاع از حدود و ثغور جمهوری اسلامی ایران، به ناوهای هواپیمابر آمریکا در منطقه اشاره کرد و افزود:  شاید آمریکایی ها به داشتن ناوهای غول پیکر هواپیمابرشان بنازند اما این را هم خوب می دانند ناو هواپیمابر با وسعت بزرگ می تواند هدف بزرگ باشد. ما در اطراف ناوهای هواپیمابر آمریکا جزایر متعددی داریم که همه آنها برای ما یک ناو هواپیمابر غول پیکر محسوب می شود.(تسنیم)

برخی ازفتاوای عجیب وهابیت

بچه دار شدن از راه دور! 

ممكن است بر اثر كرامت يكى از اولياء با آنكه مسافت بين زن و شوهر زياد است آن دو به ديدار يكديگر رسيده باشند و از اين راه فرزندى به وجود آمده باشد.

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از جهان، برخي علماي وهابيت به ارائه فتواهاي عجيب شهره هستند اما اخيرا فتوايي منتشر شده که در نوع خود قابل تامل است؛ اگر مردى دخترش را كه در شرق جهان با وى زندگى مى كند به همسرى پسرى در آورد كه او در غرب جهان با پدرش زندگى مى كند و هيچگاه آن دو يكديگر را نبينند و از محل زندگى بيرون نروند، سپس شش ماه از ازدواج آنان بگذرد و آن دختر صاحب فرزند شود پدر او همان كسى خواهد بود كه در غرب دنيا زندگى مى كند، اگر چه هيچگاه همسرش را ملاقات نكرده و حتى نديده باشد.

همچنين اگر كسى را از لحظه عقد ازدواج به مدّت پنج سال زير نظر نگهبانان زندانى كنند، سپس آزاد شود و به منزلش برود و تعدادى فرزند در كنار همسرش ببيند همه آنان فرزندان وى خواهند بود اگر چه فرصت يك لحظه ديدار و ملاقات با همسرش را پس از عقد نداشته است. 
اين امر امكانش دور از واقعيّت نيست، زيرا ممكن است بر اثر كرامت يكى از اولياء با آنكه مسافت بين زن و شوهر زياد است آن دو به ديدار يكديگر رسيده باشند و از اين راه فرزندى به وجود آمده باشد

منبع: شيعه آنلاين

ترویج زنا با مجوزهای شرعی یا غیر شرعی؟؟!!

اگر مردى آلتش را در پارچه اى بپیچد، سپس با زنى نزدیکى کند ومنى اش را داخل رحم نریزد، نه غسل بر او واجب مى شود و نه حدّ زنا، و ضررى به عباداتش هم نمى زند.

این سخن از شخصى است بنام عبد القاهر تمیمى که سُبکى نویسنده کتاب طبقات الشافعیّة او را پیشوایى بزرگ وجلیل القدر و دانشمندى که آوازه علمى اش گیتى را فرا گرفته و علوم ودانشش به خراسان حمل مى‏‏شد معرّفى کرده است.
ابن نُجیم حنفى با یک درجه تخفیف همین فتوا را بگونه اى دیگر صادر کرده ومى گوید: اگر مردى آلتش را در پارچه اى بپیچد و با زنى نزدیکى کند پس اگر احساس لذّت کند و حرارت و گرماى درون را لمس کرد حجّ او باطل مى شود، وگر نه ضررى نخواهد داشت.
أبو حنیفه نیز گفته است: اگر مردى در برابر قرار داد ده درهم با مادرش ازدواج و نزدیکى نماید زناکار نخواهد بود و حدّ زناکار هم بر وى جارى نمى شود، و اگر مردى آلتش را در پارچه اى به پیچد و با زنى همبستر شود زناکار نیست و حدّ بر او جارى نمى شود.
توضیحى بر این اباطیل 1 ـ ازدواج با محارم از قبیل مادر و خواهر و غیر آن دو از محرّمات قطعى فقه اسلام است.
2 ـ زناشوئى و نزدیکى به هر شکلى و با هر زنى بدون شرایط شرعى آن از قبیل عقد از دواج و غیر آن زنا محسوب مى شود.
3 ـ استفاده از پارچه براى پوشیدن آلت، مجوّزى براى نزدیکى نمى شود.
4 ـ نریختن آب منى در رحم زن نیز نمى تواند ملاک حلیّت زناشوئى باشد.
5 -این سخنان و فتواها حریم قانون خدا را مى شکند و فحشا و گناه را در بین جامعه اسلامى گسترش مى دهد.
6 ـ آیا اسلام نابى که از آن دم مى زنید همین است؟

مجموعه ای دیگر از فتاوای مضحک وهابیت
مشایخ وهابی که به صدور فتواهای قتل و کشتار مسلمانان و پیروان اهل بیت (ع) مشهور هستند، فتواهای مضحکی نیز صادر می فرمایند!
1-پوشیدن کمربند ایمنی حرام است! زیرا مانع قضا و قدر می شود!!

2-شستن گوشت قبل از پختن بدعت است.
ابن تیمیه: شستن گوشت بدعت است، چنانکه اصحاب پیامبر رضوان الله علیهم در عهد پیامبر(ص) گوشت را بدون شستن می پختند و می خوردند!

3-عبد الله النجدی: فوتبال حرام است مگر با این شروط و ضوابط.
سوال: …جوانانی که چیزی از تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم، می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و.. نیفتیم.
جواب: به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید، باید شروط و ضوابط ذیل را رعایت کنید:
اول: خطوطی چهار طرف دور زمین نباشد؛ زیرا این خطوط ساخته کفار و قانون بین المللی فوتبال است!
دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند، مانند گل و اوت و پنالتی و کرنر و …، گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای…
سوم: هر کس از شما که در اثناء بازی افتاد و دست یا پایش شکست، یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد یا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمداً دست یا پای او را شکست…
چهارم: نباید در تعداد بازیکنان با کفار و یهود و نصارا و خصوصاً امریکای خبیث تبعیت کنید، به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید، بلکه باید بر این تعداد اضافه یا کم کنید.
پنجم: باید با لباس خواب یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید، زیرا این لباسها لباس اسلامی نیست، بلکه لباس کفار و غرب است.
ششم: هر کدام از شما که این شروط و ضوابط را رعایت کرد باید قصدش از بازی فوتبال تقویت بدنی برای جهاد فی سبیل الله و آمادگی برای زمانی باشد که به جهاد فراخوانده شود، نه گذراندن وقت و عمر و شادی از پیروزی ظنّ.
هفتم: نباید زمان بازی را 45 دقیقه قرار دهید، شما باید با کفار و فاسقان مخالفت کنید و در هیچ چیز مشابه آنان نباشید.
هشتم: نباید در دو نیمه 45 دقیقه ای بازی کنید، بلکه در یک یا سه نیمه بازی کنید تا مخالفت شما با کفار محقق شود.
نهم: هنگامی که یکی از دو تیم بر دیگری غلبه نکرد (تساوی بازی) و آنطور که شما می گویید توپ به دروازه ای وارد نشد، نباید برای بازی وقت اضافی یا پنالتی در نظر بگیرید (تا یکی پیروز شود)، بلکه بلافاصله بازی را تمام کنید، زیرا بازی به این طریق عین اجرای قوانین بین المللی فوتبال است!
دهم: در بازی فوتبال شخصی را به عنوان داور انتخاب نکنید، زیرا بعد از لغو قوانین بین المللی همچون گل و اوت و پنالتی و کرنر و… وجود او دلیلی ندارد! بلکه بودن او تشبّه به کفار و یهود و نصار و اطاعت از قوانین بین المللی است.
یازدهم: نباید در اثناء بازی، گروهی از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند، چون قصد شما ورزش و تقویت بدنی است پس دلیلی ندارد آنها شما را نگاه کنند! هر چند که بگویید آنها باعث تشویق شما در تقویت بدنی و آمادگی برای جهاد هستند، به آنها بگویید بروید دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذارید ما بدنمان را قوی کنیم!!!
دوازدهم: هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!
سیزدهم: دروازه باید به جای دو تیرک، سه تیرک داشته باشد، تا مشابه کفار نباشد تا مخالفت شما با قانون بین المللی طاغوتی سازمان فوتبال محقق شود.
چهاردهم: هنگامی که بازیکنی مصدوم شد، نباید بازیکن دیگری را جایگزین او کرد، زیرا این روش، ساخته کفار و مشرکین در آمریکا و … است.
اینها بعضی از شروط و ضوابطی است که مانع تشبّه به کفّار و مشرکین در بازی فوتبال می گردد… من به اجرای این شروط و ضوابط و سپس پرداختن به فوتبال دعوت نمی کنم، بلکه اینها در واقع برای کسی است که توان انجام ورزش های شرعی را ندارد و برای مؤمن صادق، ادلّه نقلی و عقلی مبنی بر تشبّه فوتبال به کفّار کافی است، زیرا انجام بازی فوتبال بغض انسان را نسبت به کفّار متزلزل می سازد، ولی جوانان این امر را شادی و بازی می پندارند (و تحسبونه هیناً و هو عند الله عظیم…).
در پایان امیدوارم که این پیام برای جوانان و دیگران مؤثر و مفید باشد. اللّهم آمین.
به قلم: عبد الله النجدی
ریاض-ربیع الاول1423هـ

4-تحریم اهداء گل ـ هیئت علمای ارشد
بسم الله وحده و الصّلاة علی خیر خلقه محمد صلّی الله علیه و سلّم،
و بعد: فتوای کمیته دائم علمای ارشد کشور توحید (که خدا ایشان را یاری نموده و عزّت داده و دشمنانشان را ذلیل گردانده است).
این فتوا در تحریم این گلهای خبیث به دلیل بوهای تحریک آمیزی که دارند و به سبب اینکه این کار تقلید از غرب ملعون و مسخ هویّت اسلامی ناب شمرده می شود، است. از خدا می خواهیم که امّت اسلام را از این فتوا بهره مند سازد و حجت را بر آنها تمام کند، والله المستعان!
متن فتوا:
شماره فتوا:21409
تاریخ:21/3/1421
الحمد لله و الصلاة و السلام علی من لا نبیّ بعده.
و بعد، کمیته دائم پژوهشها و فتواهای علمی از سؤال مستفتی محمد عبد الرحمن العمر از حضر ت مفتی کلّ آگاه شد که از سوی دبیرکلّ هیئت علمای ارشد با شماره 1330 و در تاریخ 21/3/1420 به این کمیته ارائه شده است.
متن سؤال:
در بعضی از بیمارستانها، اماکنی برای فروش گل وجود دارد، و ما عیادت کنندگانی را می بینیم که دسته های گل را به بیماران تقدیم می کنند، این کار چه حکمی دارد؟
در طول قرون متمادی اهداء گل (طبیعی یا مصنوعی) هیچگاه جزء سنّت عیادت از بیماران نبوده و این عادتی است که از بلاد کفر وارد شده و عدّه ای که ایمان ضعیفی داشته اند، از آنها تأثیر گرفته و این عادت را انتقال داده اند. حقیقت این است که بردن گل نفعی برای بیمار ندارد، بلکه تشبّه و تقلید محض از کفّار محسوب می شود و نه هیچ چیز دیگر، و فقط خرج کردن پول در غیر راه درست است که این اعتقاد فاسد را به دنبال دارد که این گلها باعث شفا می شود! بر این اساس نباید از گل در مورد مذکور استفاده کرد، نه به صورت فروش و نه خرید و نه اهدا… 
“این سخنان در حالی از طرف کارخانه های فتوا سازی وهابیت صادر میشود که امیران آنان با امضای قرار دادهای میلیاردی و اهدای کمکهای بلاعوض به همان بلادهای کفر ، نوکری خویش را به شکلی متفاوت به اثبات می رسانند…”

سایت رهبران شیعه : ترجمه سلام شیعه

تکفيري ها چه کساني هستند ؟

در حال حاضر يکي از عوامل مهم فتنه گري در منطقه جريان سلفي تکفيري است که در لباس دفاع از سنت، عملا در مسير منافع غربيان گام برمي دارد.
در حضور اين افراد در محافل و جوامع و انتشار آثار و فرآورده هاي فرهنگي آن در برخي از مراکز، باعث جلب توجه برخي از جوانان پرشور که از اقدامات سرکوبگرانه اشغالگران به ستوه آمده اند، شده است.

سير تحول
سلفي‎ها روايات خود را مستقيما از احمد بن حنبل (متولد 241)، احمد بن تيميه (متولد 728)، ابن القيم الجوزيه(متولد 751) و محمد بن عبدالوهاب تميمي نجدي (متولد 1115-1206) مي‎گيرند. سلفيه بعد از محمد بن عبدالوهاب به صورت يک شکل و ساختار سياسي درآمد و هم پيماني وي با محمد بن سعود پايه گذار حاکميت آل سعود در عربستان به اين روند تسريع بخشيد. پيوند ميان علما و حاکمان سعودي گرچه دچار تغيير و تحول شده است و شيوخ وهابي از برخي اختيارات خود از جمله بازداشت و امر قضا بازماندند اما در عين حال هنوز هم از وضعيت و جايگاه خوبي در نظام سياسي سعودي برخوردار هستند. علاوه بر سرزمين حجاز، مصر نيز از تغيير و تحولات عقيدتي برکنار نماند و سلفي هاي اين کشور با اقدامات و فعاليت‎هاي حسن البناء و جنبش اخوان المسلمين، سير جديد ي در آموزه هاي عقيدتي اهل سنت تجربه کردند و باب هاي جديدي براي اين گروه جهت گشودن روزنه‎هاي محدود اجتهاد باز شد. اما با مرگ زودهنگام حسن البناء جنبش اخوان المسلمين تحت تأثير انديشه‎هاي دو شخصيت، به نام‎هاي ابوالاعلي مودودي و سيد قطب قرار گرفت و آنها ضمن تثبيت روش پاي بندي به متون ديني بر اساس ديدگاه هاي خاص فقهي خود، ديدگاه تکفير را پي ريزي کردند.

سيد قطب که تحت تأثير انديشه هاي ابن قيم جوزي در خصوص رفتار با اهل کتاب بود اين اعتقاد را داشت که اهل کتاب تا زماني که جزيه پرداخت مي کنند مي توانند در سرزمين هاي اسلامي با آرامش زندگي کنند در غير اين صورت مسلمانان بايد با آنان به جهاد بپردازند. حمايت عربستان و کشورهاي حاشيه اي خليج فارس هماهنگي فراواني ميان سلفيون سنتي و جنبش اخوان‎المسلمين ايجاد کرد. از سويي ديگر ديدگاه ضد سوسياليسم سلفيون جديد به خصوص در جريان جنگ‎هاي نيروهاي جهاد افغانستان با شوروي مورد توجه شيوخ وهابي عربستان قرار گرفت.

رشد جريان تکفيري
در نهايت سلفيه با اعلام تشکيل جبهه جهاني اسلام براي جهاد با يهوديان و صليبي‎ها به رهبري بن‎لادن عربستاني و ظواهري مصري بيش از پيش توجه به گرايش‎هاي مبارزاتي را مورد توجه خود قرار داد. بي ترديد حادثه 11 سپتامبر نقطه عطف در تاريخ تحولات معاصر است. جريان اسلام سلفي که بعد از عربستان سعودي در قالب جنگجويان طالباني ظاهر شده بود منافع بسياري از کشورهاي منطقه را به خطر انداخت.

قرائت خشن و متحجرانه از سنت نبوي و برداشت هاي ظاهري از آيات قرآن، طالبان را بر آن داشت که حتي براي مخالفان فکري و سياسي خود نيز تعيين تکليف کنند و رسالتي فراتر از قد و اندازه خود در نظر بگيرند. اين جريان فکري خود را در محدوده جغرافيايي افغانستان محدود نکرد بلکه براي خود مسئوليت اشاعه تعاليم اسلام مبتني بر قرائت سلفي به ساير کشورهاي منطقه را در نظر گرفته بود. اين گروه ضمن اختلاف نظر با ساير گروه هاي سني، سرسختانه نسبت به شيعيان کينه مي ورزيد و به همين خاطر به مراتب سياستي خشن در قبال آنان به کار برد. حوادث 11 سپتامبر باعث ارتقاي جايگاه راهبردي گروه هاي نظامي و شبه نظامي و محوريت قرار گرفتن تفکر القاعده شد. چنين پديده اي از زمان پيدايش، عمدتا از سوي تفکر استراتژيک کاخ سفيد مورد حمايت قرار گرفت اما بعدها با توجه به اصطکاک منافع آنان در منطقه، نزاعي عميق ميان آنان درگرفت و در نهايت باعث تهاجم نظامي آمريکا به افغانستان شد.

علاوه‎بر افغانستان، يکي ديگر از مراکز رشد سلفي گري، لبنان است. جريان سلفي شام در دمشق توسط ناصرالدين الالباني ظهور کرد. تفکر سلفي در اواخر دهه 50 توسط تعدادي از طلاب مراکز ديني عربستان به لبنان راه يافت. مهم‎ترين اين افراد شيخ سالم الشهال و شيخ عبدالرزاق الزغبي بودند. اين دو نفر طرابلس را به مرکز گسترش و ترويج تفکر سلفي در تمام مناطق لبنان تبديل کردند. فعاليت سلفي‎ها در لبنان از طرابلس شروع شد. از سال 1977 سلفيه به نحو چشمگيري توسط افرادي که محورشان شيخ سالم الشهال بود، فعال شد. در سال 1981 به صورت تشکيلات منظم و سازمان يافته، فعاليت خود را شروع و جمعيت نواه الجيش اسلامي را بنيان گذاري کردند. اين تشکيلات در کنار ساير تشکيلات و نيروهاي اسلامي سني که عرصه را تحت سيطره خود داشتند از جمله جنبش توحيد اسلامي يا جماعت اسلامي حضور کم رنگي داشتند. با فروپاشي جنبش توحيد اسلامي بعد از حوادث طرابلس در سال 1985 سلفي ها امکان توسعه و گسترش بيشتري يافتند و توانستند ويژگي‎هاي عقيدتي خود را به عنوان يک جماعت مستقل ابراز کنند. حضور آنان به طور متمرکز و قوي در طرابلس و برخي مناطق شمال از جمله عکار و الضنيه به چشم مي‎خورد. در کل، مناطق شمال به علت استقرار اکثر شخصيت‎ها و موسسات سلفي لبناني براي سلفي‎ها اهميت خاص دارد. همچنين حوادث سال‎هاي اخير که در اين مناطق بين دولت و سلفي‎ها روي داده است مانند حوادث ظنيه، انفجار کليساها و حمله به منافع غربي‎ها و غيره و به تبع آن تحولات و اقدامات امنيتي دستگاه‎هاي دولتي، شمال را به پايگاه و مرکز تجمع سلفي‎ها تبديل کرده است.

در اواسط دهه 90 جنبش سلفيه دستخوش بحران‎ها و حوادث تعيين کننده اي شد که به تضعيف فعاليت آن انجاميد. زيرا دستگاه امنيتي لبنان به علت بمب گذاري‎ها و جنايات و ترورهايي که پيروان اين جنبش مرتکب مي‎شدند آنها را تحت فشار قرار داد. پس از وقوع حوادث 11 سپتامبر در سال 2001 فشارهاي امنيتي بر گروه‎هاي سلفي تشديد شد. با بررسي پراکندکي جمعيت ها، مدارس و مراکز آموزشي و ديني سلفيه و نيز ساخت مساجدي در روستاهاي فقير و استفاده از اين مساجد براي تبليغ مذهب سلفيه مي‎توان به روند گسترش چشمگير سلفي‎ها در شمال لبنان پي برد. حجم رشد و گسترش سلفيه را در اين مناطق مي‎توان با انجام مقايسه‎هاي ساده دريافت. براي مثال از مجموع هفتاد مسجد در شهر طرابلس، 16 مسجد متعلق به سلفي‎ها است در حالي که دارالافتاء با وجود انبوه امامان تابع خود فقط 13 مسجد و جنبش توحيد و جماعت هر يک فقط 7 مسجد را در اختيار دارند. در عکار حدود 210 مسجد وجود دارد که در روستاها و شهرهاي کوچک پراکنده اند. از اين تعداد 27 مسجد متعلق به وهابي‎ها است که در آن به انجام وظايف نماز جماعت و تدريس مي‎پردازند.

جريان مشکوک فتح الاسلام در لبنان و تحريکات نظامي اين گروه در اردوگاه نهر البارد نيز ناشي از تلاش‎هاي جريان هاي افراطي اهل سنت براي تاثيرگذاري در تحولات منطقه به خصوص لبنان بود. گزارش ها حاکي از آن بود رهبري اين جريان به عهده فردي بنام "ابوخالد العلمه " بود که سابقه عمليا ت تروريستي در عراق و همکاري با "ايمن الظواهري و زرقاوي " را داشت. وي بواسطه برخي اقدامات خرابکارانه عليه شيعيان تحت تعقيب قرار گرفت و مدتي نيز در سوريه زنداني شد.

وي بعد از آزادي از زندان با همکاري يک اردني فلسطيني تبار بنام شاکر العبيسي اقدام به تاسيس گروه فتح اسلام کرد. العبيسي که در سال 1970وارد سازمان فلسطيني فتح شده بود اما بعدها جزو گروه هاي شورشي عليه عرفات درآمد و در سال 1990به القاعده پيوست. وي در سوريه تحت تعقيب بود و در مدت سه سال در زندان به سر برد. العبيسي بعد از آزادي از زندان با زرقاوي ملاقات داشت و در نهايت بعد از توافق با العلمه گروهي با نام فتح الاسلام شکل گرفت. اين گروه وارد خاک لبنان شد و اقدامات تروريستي متعددي را در اين کشور مانند انفجار ميني بوس حامل مسافران، برهم زدن اعتصابات ضد سينوره و اختلاف بين شيعه و سني انجام داد. پرونده گروه فتح الاسلام در نهايت با دخالت دولت سينيوره و خويشتن داري حزب الله لبنان بسته شد اما کارشناسان و صاحنظران سياسي اين تلاش ها را در راستاي کاهش اقتدار حزب الله ارزيابي کردند. براساس نظر تحليل گران، آنچه در لبنان روي داد بخشي از سناريوي ناتمام آمريکايي- اسرائيلي بود که در سياست آزمون و خطا از زمان جنگ سي و سه روزه در سال گذشته با قوت بيشتر در حال تجربه شدن بود.

مسئله عراق
از ديگر نقاطي که، جريان تکفيري ها به صورت فعال در حوادث سياسي نقش آفريني مي کنند سرزمين اشغال شده عراق است. در حال حاضر يک دولت شيعي در اين کشور در راس امور اجرايي عراق قرار دارد اما حضور عناصر شيعي منافع برخي از سران منطقه، بعثي ها و گروه هاي تندروي سني مذهب اين کشور را به مخاطره انداخته است. با توجه به وجود خاطره هشت سال دفاع ايران از مرزهاي خود و حمايت همه جانبه سران عرب منطقه از صدام حسين در جنگ تحميلي، تصويري از ديکتاتور بعثي به عنوان سرداري مدافع عربيت و مذهب اهل سنت در برابر خطر عجم هاي شيعي مسلک در باور سنيان عراق و سايرکشورهاي منطقه چنان نفوذ کرده بود که تصور مي کردند حضور ايرانيان در عراق و برقراري پيوند مستحکم ميان شيعيان منطقه، حيات سياسي عرب و نفوذ مذهب اهل سنت را به خطر خواهد افکند. گذشته از اين، چون حوادث پيش آمده باعث تضعيف حزب بعث شده بود براي رهايي از اين تنگنا، اتحادي استراتژيک ميان سنيان ناراضي و عناصر حزب بعث شکل گرفت. از بعد مذهبي نيز القاعده امکان بيشتري را براي جولان دادن در مناطق سني نشين يافت. از اين پس، روند خشونت در عراق شتاب بيشتري به خود گرفت و تکفيري ها در اين کشور عرصه را براي اقدامات خود مناسب ديدند. گرچه وقوع جنگ مذهبي در خاورميانه تازگي ندارد اما افزايش چنين نزاع هايي در پاکستان و عراق به يک نگراني عمده تبديل شده است و متاسفانه نشست هاي مشترک شيعه و سني که آخرين آن کنفرانس مکه در مهره ماه 85 بود نتيجه اي قابل ملاحظه دربر نداشته است.

يکي از عوامل مهم درگيري هاي خونين منطقه، بحث تکفير شيعيان و مطرح کردن آن از سوي علما و روحانيون افراطي وهابي و سلفي است که باعث قرباني شدن بسياري از شيعيان بي گناه در منطقه شده است. جالب اينجاست که به جاي برخورد مناسب و معقولانه با اين پديده و اعلام برائت از اقدامات خشن و سرکوبگرايانه، در آذر ماه 1385 سي و هشت نفر از علماي سلفي عربستان سعودي در بيانيه اي ضمن ابراز تاسف از سقوط بغداد آن را توطئه مشکوک صليبيون، روافض و صفويان دانستند و هدف از آن را حفاظت و حمايت از اشغالگران و تحديد نفوذ اهل سنت در منطقه و ايجاد هلال شيعه و تجزيه عراق به سه منطقه کردي، شيعي و سني خواندند. کاملا مشخص بود که در اين نوع تقسيم بندي روافض يعني شيعيان، صفويان همان ايرانيان و اشغال گران نيز سربازان صليبي هستند.

يکي از بهانه هاي مهم علماي اهل سنت براي بکارگيري حربه تکفير عليه شيعيان بحث غلو در مورد ائمه اطهار است. توهين به صحابه و همسران پيامبر، عدم دخالت اهل سنت در مناصب سياسي، ممانعت از احداث و تاسيس مسجد در برخي از مراکز شهري مدعيات سنيان در مورد حکومت شيعي ايران است. غربي ها نيز اين اختلافات را از نظر دور نگه نداشته و ضمن ايجاد شرايط براي اختلاف انگيزي ميان شيعه و سني ترس موهم از اسلام را نيز مطرح کردند.

سازمان ها و جنبش هاي متعددي که حول محور القاعده در عراق فعاليت مي کنند، عبارتند از:
1- سازمان قاعده الجهاد في بلاد الرافدين
اين سازمان خطرناک ترين گروه تروريستي عراق است که اساس فعاليت هاي آن شامل بمب گذاري خودروها، ترور و آدم ربايي، کشتن بي گناهان، سربريدن و مثله کردن اجساد است. اين سازمان ارتباط مستحکمي با سازمان هاي نظامي بعثي مثل "ارتش اسلامي عراق - گردان هاي ثوره العشرين " دارد و با سازمان هاي تروريستي جهاني هم ارتباطات مستحکمي دارد.
حوزه فعاليت اين سازمان مناطقي چون انبار، موصل، تکريت، ديالي و حومه هاي جنوبي و شمالي و غربي بغداد است. ساختار نظامي آن را غيرنظامييان افراطي داخلي و خارجي تشکيل مي دهد و از بدو تاسيس رهبري آن به عهده ابومصعب زرقاوي بود.

2- ارتش انصار السنه
اين جمع از سني هاي افراطي تشکيل شده و اعضاي آن را سني هاي افراطي عراقي و غيرعراقي و برخي از عناصر رژيم سابق تشکيل مي دهند. حوزه فعاليت اين گروه مرکز و شمال عراق است و از هم پيمانان سازمان "قاعده الجهاد في البلاد الرافدين "است. محمد الجحيشي از رهبران برجسته اين گروه به حساب مي آيد.

3- ارتش اسلامي عراق
اين گروه از اسلام گرايان افراطي و عناصري از رژيم سابق تشکيل شده است. حوزه فعاليت اين گروه مرکز عراق است ضمن اينکه در موصل و بصره هم هسته هايي دارد.

4- حزب التحرير
هدف اعضاي اين گروه ايجاد حکومتي خلافتي در عراق و بيرون راندن کفار از عراق است. اين گروه با سازمان "قاعده الجهاد في بلاد الرافدين " در ارتباط است و حوزه فعاليت آن ديالي و برخي از بخش هاي بغداد است.

5- جيش الطائفه المنصوره
اين گروه در اواخر ژوئيه 2005 ظهور کرد. پرتاب خمپاره به سمت زائران امام موسي کاظم در تاريخ 13آگوست 2005 از سوي اين گروه بر عهده گرفته شد و اولين بيانيه آن در تاريخ 26ژولاي2005 از طريق اينترنت منتشر شد و در آن ادعا شد که اين گروه پس از سقوط رژيم صدام تاسيس شده است. فرمانده آن گروه "ابوعمر انصاري " است و ابوسامه نيز سخنگوي اين گروه است. حوزه فعاليت اين گروه در مناطق الطارميه المشاهده، التاجي، الطيفيه، و عويريج است.

6- گروه ياران اهل سنت (مناصروا و اهل السنه)
اين گروه در ژوئن 2005ظهور کرد و بيانيه تاسيس آن در تاريخ 13ژوئن 2005 صادر شد و حوزه فعاليت آن گروه مرکز و جنوب عراق (بصره) است و در منطقه الدوره، بغداد و ابورشيد هم فعاليت هايي دارد. اين گروه انفجار کمربند انفجاري در مسجد شيعيان در جاده بغداد به بصره را که به کشته شدن 46 غيرنظامي منجر شد و همچنين ربودن و قتل رييس اتحاد الکراتيه در بابل را که يک شيعه بود، بر عهده گرفت. علاوه بر اين تعدادي از اعضاي کادر سازمان بدر (سپاه پدر) در منطقه الطليعه در مسير بغداد به حله را به قتل رساند. گروه ياران اهل سنت قتل بيست نفر را که از منطقه الدوره در بغداد ربوده شده بودند و جسد آنان در تاريخ 2 آگوست 2005 در منطقه المعالف در جنوب بغداد پيدا شد بر عهده گرفت.

7- سپاه عمر
سازمان "قاعده الجهاد في بلاد الرافدين " در تاريخ 5ژولاي 2005 تشکيل اين گروه را اعلام کرد و مدعي شد قتل اعضاي کادر سازمان بدر توسط آن انجام شده است. رهبر اين سازمان جمال التکريتي است که "ابواسلام " ناميده مي شود. او از عشيره البوناصر در تکريت و يکي از همکاران زرقاوي است اين گروه تا تاريخ 29 آگوست 2005 انجام 200 عمليات ترور و ترور تعداد زيادي از اعضاي جنبش هاي اسلامي و ملي از جمله منشي دفتر عادل عبدالمهدي و مدير دفتر احمد چلبي را بر عهده گرفته است. انفجار ساختمان موسسه شهيد محراب در تلعفر در تاريخ 23 ژولاي2005 نيز از سوي اين گروه بر عهده گرفته شد.

8- گروه الانصار وابسته به گردان انتحاري براء بن مالک
گروه گردان براء بن مالک مسئوليت 11 عمليات در فاصله زماني 9ژوئن2006 تا 29ژوئن2006 و ?? عمليات در فاصله زماني 20 تا 17ژولاي2006 از جمله يک خودروي بمب‎گذاري شده وانفجار يک کمربند انفجاري را بر عهده گرفت.

9- جيش محمد (الحق)
شامل مجموعه اي از تکفيري ها و بعثي ها و طرفدار تبعيض نژادي بر اساس انتساب‎هاي عشيره اي است. اين گروه براي بازگرداندن حزب بعث اقدام مي کند و شعار آن "حکومت براي اعراب سني عراق است " بوده است.

10- گروه ابوايمن
حوزه فعاليت اين گروه در موصل و فلوجه است. اين گروه در فعاليت هاي خود به تجربه تکفيري هايي متکي است که در گذشته عضو ارتش عراق بودند و دوره هايي را در مدائن واقع در بغداد برگزار مي کنند.

11- گردان زبير بن عوام
حوزه فعاليت اين گروه مناطق ابوغريب، الرضوائيه، خان ضاري و الزيدان است و رهبر آن ابوزبيده البابلي است. اين گروه در تاريخ 26 سپتامبر2005 بيعت خود را با سازمان قاعده الجاد في بلاد الرافدين اعلام کرد ولي در گذشته به گردان هاي ثوره العشرين وابسته بود. شيوه کاري آن به‎کارگيري خودروهاي بمب‎گذاري شده، بمب‎گذاري و پرتاب موشک است.

12- گردان حسن بصري
اين گروه در تاريخ 31سپتامبر2005 بيعت خود را با القاعده در عراق اعلام کرد و حوزه فعاليت آن در ابوالخطيب، الامتحيه و الزبير است. گروه ياد شده در بصره عمليات هاي تروريستي را بر ضد نيروهاي نظامي انگليسي و عراقي و غيرنظاميان شيعه انجام داده است و شيوه کاري آن بمب گذاري، خودروهاي بمب گذاري شده، عمليات انتحاري و ترور است. گردان حسن بصري براي اولين مرتبه بين آگوست و سپتامبر 2004ظهور کرد و اعضاي آن از عشيره غائم بصره هستند که رويکردي تروريستي دارد. رهبر اين گروه ابوحذيفه عراقي است و بين سپتامبر 2004 تا مارس 2005 اين گروه مسئوليت 24 حمله از جمله 16 مورد بمب‎گذاري و عمليات هاي ترور متعددي را در بصره بر عهده گرفت.

نتيجه
در حال حاضر يکي از عوامل مهم فتنه گري در منطقه جريان سلفي تکفيري است که در لباس دفاع از سنت، عملا در مسير منافع غربيان گام برمي دارد. حضور اين افراد در محافل و جوامع و انتشار آثار و فرآورده هاي فرهنگي آن در برخي از مراکز، باعث جلب توجه برخي از جوانان پرشور که از اقدامات سرکوبگرانه اشغالگران به ستوه آمده اند، شده است و براي رهايي از اين فشار، زمينه را براي گرويدن به اين جريان هاي افراطي مناسب ديده اند. بايد توجه داشت يکي از مهمترين اقدامات فرهنگي که مي تواند در مواجهه با چنين برداشت هاي نادرستي از اسلام و سنت به کار آيد استفاده از همه امکانات و ظرفيت هايي سازمان هاي تقريبي است.
به نقل از:http://altohid.com/

نمونه ای از وحشیگری های تکفیری ها

http://sonnat.net/upload/article/5A1316F3.C475.43F4/F1FQJBH4_pic.jpg?rnd=http://sonnat.net/upload/article/5A1316F3.C475.43F4/0J7GGKEK_pic.jpg?rnd=http://sonnat.net/upload/article/5A1316F3.C475.43F4/P65RR32C_pic.jpg?rnd=http://sonnat.net/upload/article/5A1316F3.C475.43F4/LQ7J6LRI_pic.jpg?rnd=http://sonnat.net/upload/article/5A1316F3.C475.43F4/EWVHD2NU_pic.jpg?rnd=http://sonnat.net/upload/article/5A1316F3.C475.43F4/CSLVPU8P_pic.jpg?rnd=http://sonnat.net/upload/article/5A1316F3.C475.43F4/J74YFSLN_pic.jpg?rnd=http://sonnat.net/upload/article/5A1316F3.C475.43F4/OG0PG8W8_pic.jpg?rnd=http://sonnat.net/upload/article/5A1316F3.C475.43F4/NH3QIF7N_pic.gif?rnd=http://sonnat.net/upload/article/5A1316F3.C475.43F4/1OHU54N8_pic.jpg?rnd=http://sonnat.net/upload/article/5A1316F3.C475.43F4/OG6LOH8L_pic.jpg?rnd=http://sonnat.net/upload/article/5A1316F3.C475.43F4/5RBHUI43_pic.jpg?rnd=http://sonnat.net/upload/article/5A1316F3.C475.43F4/5ML7XQ2Y_pic.jpg?rnd=http://sonnat.net/upload/article/5A1316F3.C475.43F4/KB16TNK0_pic.jpg?rnd=http://sonnat.net/upload/article/5A1316F3.C475.43F4/U2R54VHK_pic.jpg?rnd=http://sonnat.net/upload/article/5A1316F3.C475.43F4/N7LUOR2K_pic.jpg?rnd=http://sonnat.net/upload/article/5A1316F3.C475.43F4/UPMH5BMG_pic.jpg?rnd=http://sonnat.net/upload/article/5A1316F3.C475.43F4/5YBM3FSK_pic.jpg?rnd=

اظهارات شرم آور تونی بلر علیه ” دین اسلام

تونی بلر، نخست وزیر سابق انگلیس در اظهارات شرم آوری به اسلام حمله کرده و از آن به عنوان دینی افراطی که می‌تواند امنیت آتی انگلیس را تهدید کند، نام برده است.http://www.jazzaab.ir/upload/2/0.809696001322665274_jazzaab_ir.jpg

ادامه نوشته

زﻧﺪﮔﻴﻨﺎﻣﻪ ﺣﻀﺮت رﻗﻴﻪ (س)

ﺑﺎدرﺧﺸﻴﺪن ﺣﻀﺮت رﻗﻴﻪ (س) در ﺳﺎل 57 ﻫﺠﺮي ﻗﻤﺮي ، ﺧﺎﻧﻪ اﻣﺎم ﺣﺴﻴﻦ (ع) وام اﺳﺤﻖ ﮔﺮﻣﺎي 

ﺗﺎزه اي ﻳﺎﻓﺖ ،
ادامه نوشته

احمدی‌نژاد روحانی را به مناظره فراخواند

یکی از نزدیکان حسن روحانی در واکنش به درخواست محمود احمدی نژاد رئیس جمهور دولت قبل برای مناظره با روحانی، از آمادگی روحانی برای مناظره البته به شرط راستگویی احمدی نژاد خبر داد.

اکبر ترکان مشاور عالی رئیس جمهور گفت: حسن روحانی و محمود احمدی نژاد در یک سطح قرار ندارند که بخواهند با هم مناظره کنند اما به هر حال، ما از پاسخگویی رئیس دولت دهم استقبال می کنیم.


با گذشت یک هفته از گزارش صدروزه رئیس جمهور به مردم که در آن انتقادات فراوانی از عملکرد دولت احمدی نژاد شده بود، رئیس دولت قبل در نامه ای از روحانی خواست تا برای افشای حقایق رو در روی وی نشسته و مناظره کند. 

متن کامل نامه احمدی‌نژاد خطاب به روحانی به شرح ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای حسن روحانی

رئیس‌محترم جمهوری اسلامی ایران

سلام علیکم

با آرزوی موفقیت برای جنابعالی و خدمتگزاران دلسوز در سراسر کشور، با آنکه اینجانب - حتی پس از شنیدن گزارش چند روز گذشته شما که بر "پایه" "انتساب عناوین غیرمنصفانه و بی‌پایه" به دولت‌های نهم و دهم شکل گرفته بود- به اقتضای مصالح کشور، بنا بر سکوت داشته و دارم، لکن به احترام تقاضاهای بی شمار گروه‌های مختلف مردم و از جمله صاحب‌نظران سیاسی و اقتصادی‌، لازم دیدم که از جنابعالی دعوت  نمایم تا در فضایی کاملاً دوستانه و صمیمی، در مناظره‌ای صریح، اصولی و روشنگر در منظر افکار عمومی، ابهامات و حقایق ناب را آنطور که هست، مورد تصدیق و تاکید قرار دهیم تا از فرصت برداشتن گام‌های بلند و استوار در مسیر روبه جلوی کشور دریغ نشود.

اینجانب با تاکید مجدد بر لزوم تحکیم‌ دوستی‌ها و حفظ وحدت و همدلی به ویژه در شرایط کنونی، این روشنگری را از جهت پاسداشت تلاش‌های گسترده، صادقانه و کم‌نظیر همکاران و کارکنان دولت در سراسر کشور و نیز قشر وسیعی از فعالان عرصه خدمت در بخش خصوصی، وظیفه خود می‌دانم، چرا که بار مسئولیت پیشرفت آتی ایران عزیز عمدتا و همچنان بر دوش این عزیزان خواهد بود. بدیهی است که جفا بر این خیل عظیم می‌تواند خسارات جبران‌ناپذیری را متوجه کشور نماید. 


خدا را شاهد می‌گیرم که این دعوت نه بر اساس یک حس شخصی، بلکه بر مبنای احساس تکلیف دینی و ملی صورت می‌گیرد. وگرنه اینجانب و همکارانم در طول 8 سال مسئولیت خود، زمانی که در عین تحمل بار سنگین خدمات کم‌سابقه در جای‌جای میهن اسلامی به موازات دشمنی‌های بیگانگان، حجم کم‌نظیر ناملایمات و بی‌مهری‌های برخی در داخل را به عشق ملت بزرگ ایران به جان پذیرفتیم، امتحان خود را به نیکی پس داده‌ایم. 

همچنین در انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری در شرایطی که دولت دهم در فقدان نماینده‌ای از خود در رقابت‌ انتخاباتی و ما لا پاسخگویی- آماج حجم سنگین و گسترده‌ای از اتهامات و انتقادات ناروا بود- به خوبی و شایستگی به وظیفه شرعی و قانونی خود در صیانت از آرا مردم عمل کرد و با برگزاری انتخاباتی قانونی و سالم، ظرفیت بالای خود را به ظهور رساند. علاوه بر ضرورت حمایت و دفاع از تلاش‌های شبانه‌روزی نیروهای مخلص و سخت‌کوش کشور در همه حوزه‌ها و قوه‌ها، چیزی که موجب مزید نگرانی شده این است که نادیده انگاشتن ظرفیت‌ها و توانمندی‌ها و داشتن برآوردهای ناصحیح و آمارهای نادرست از وضعیت کشور چه بسا به تصمیم‌سازی‌های ناصواب در عرصه سیاسی و اقتصادی داخلی و بین‌المللی و تضعیف امید و نشاط ملی بینجامد.

از این رو با تاکید مجدد بر این دعوت به عنوان قطره‌ای از اقیانوس ملت ایران، آمادگی دارم که همه توان و تجربه خود را برای تسهیل و پیشبرد امور در خدمت دولت قرار دهم.

خادم ملت ایران

محمود احمدی‌نژاد

شاخص‌های دولت اسلامی

از نظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، خطی كه انقلاب اسلامی دنبال می‌كند، خط رسیدن به «تمدن نوین اسلامی» است. اما سوال اساسی این است كه انقلاب اسلامی چگونه و با چه فرآیندی می‌خواهد این آرمان بلند خود را محقق سازد؟
رهبر انقلاب اسلامی برای رسیدن به این هدف، فرآیندی پنج مرحله‌ای را ترسیم نموده‌اند كه ابتدای آن پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن پنجاه و هفت و انتهای آن نیز تشكیل همان تمدن نوین اسلامی و زمینه‌سازی برای ظهور حضرت حجت‌بن‌الحسن عج‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف است.
دومین گام این فرآیند از نظر ایشان تشكیل نظام اسلامی است. رهبر انقلاب در این‌باره می‌گویند: نظام اسلامى، يعنى طرح مهندسى و شكل كلّى اسلامى را در جايى پياده كردن. مثل اين‌كه وقتى در كشور ما نظام سلطنتىِ استبدادىِ فردىِ موروثىِ اشرافىِ وابسته برداشته شد، به جاى آن، نظام دينىِ تقوايىِ مردمىِ گزينشى جايگزين مى‌شود؛ با همين شكل كلّى كه قانون اساسى برايش معيّن كرده، تحقق پيدا مى‌كند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/23539/C/13920525_0123539.jpg
سومین گام از این فرآیند تشكیل دولت اسلامی به معنای اسلامی‌شدن روش و منش دولتمردان و طراحی سازوكار كارها و نهادهای نظام براساس معارف اسلامی است.
گام چهارم نیز همان تشكیل جامعه‌ی الگو و نمونه‌ی اسلامی است كه از سویی حیات طیبه را برای مردم ایران رقم می‌زند و از سوی دیگر الگویی برای سایر ملت‌های مسلمان است و به وسیله‌ی الگوسازی خود راه را برای تشكیل تمدن نوین اسلامی هموار می‌كند.
اما از نظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ما هنوز در مرحله‌ی دولت‌سازی به سر می‌بریم و در حالِ گذار از دولت پیشا اسلامی به دولت اسلامی هستیم.
اكنون و به مناسبت سال روز تصویب قانون اساسی، نظام مقدس جمهوری اسلامی كه تجلی‌گاه مرحله‌ی نظام‌سازی و نقطه‌ی آغاز ورود به مرحله‌ی دولت‌سازی بوده است پایگاه KHAMENEI.IR كلیپ تصویری دولت اسلامی را منتشر می‌كند.

رژیم صهیونیستی محكوم به زوال است

رهبر انقلاب: رژيم صهيونيستى در واقع يك رژيمى است كه پايه‌هاى آن بشدّت سست است، رژيم صهيونيستى محكوم به زوال است؛ رژيم صهيونيستى يك رژيم تحميلى است، با حركتِ زور به‌وجود آمده است، هيچ پديده‌اى و موجودى كه با زور به‌وجود آمده باشد قابل دوام نيست و اين هم قابل دوام نيست.

استكبار را بشناسید

رهبر انقلاب اسلامی در دیدار ۵۰ هزار فرمانده بسیج با تشریح ویژگی‌های استكبار، بر شناخت خصوصیات آن برای تنظیم رفتار و مقابله خردمندانه با آن تاكید كردند. در این اینفوگرافیك خصوصیات استكبار در بیانات ایشان در این دیدار مرور شده است.

دیدار فرماندهان نیروی دریایی ارتش با فرمانده كل قوا

حضرت آیت الله خامنه‌ای فرمانده معظم كل قوا ظهر امروز (یكشنبه) در دیدار فرمانده و مسئولان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی، با اشاره به جایگاه برجسته‌ی نظام اسلامی، ملت و ارتش ایران، نشانه‌ی قدرت و پیشرفت واقعی را وجود عناصر برخوردار از خردمندی، عزم راسخ و شجاعت لازم خواندند و تصریح كردند: هدف اساسی نیروی دریایی باید ایجاد و ساماندهی یك نیروی نظامی در تراز ملت ایران و آرمان‌های نظام اسلامی باشد.
در این دیدار كه در آستانه‌ی هفتم آذر روز نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی برگزار شد، حضرت آیت الله خامنه‌ای هفتم آذر را روز تكریم دریادلان نیروی دریایی دانستند و افزودند: پس از پیروزی انقلاب اسلامی، پیشرفت‌های زیادی در نیروی دریایی انجام شده اما پیشرفت سخت افزاری به تنهایی نشانه‌ی قدرت نیست.
ایشان، عامل ایجاد هویت، شخصیت و عظمت در چشم قدرتها را حضور عناصر دارای معرفت، عزم راسخ و شجاعت لازم خواندند و افزودند: خوشبختانه امروز ساخت و بافت انسانی نیروی دریایی خوب و در نقطه‌ی مقابل آن چیزی است كه گذشتگان نااهل در قبل از انقلاب اسلامی، برای آن برنامه‌ریزی كرده بودند.
رهبر انقلاب با اشاره به ابعاد مختلف اهمیت علمی، نظامی، بین المللی و سیاسی نیروی دریایی خاطرنشان كردند: نیروی دریایی هم از جهت علمی و تجهیزاتی اهمیت فراوانی دارد و هم با توجه به سیاست‌های حاكم بر منطقه و برخی تهدیدهای موجود، از موقعیت ویژه سیاسی و نظامی برخوردار است.
ایشان، همچنین با اشاره به حضور نیروی دریایی در سواحل دریای عمان و تأثیرگذاری در آبادسازی ملی تصریح كردند: در صورت توجه دولت، نیروی دریایی می‌تواند زمینه‌ی پیشرفت و رشد جهشی این منطقه را فراهم كند.
در ابتدای این دیدار، امیر دریادار سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش ضمن گرامیداشت هفته بسیج و سالروز هفتم آذر، گفت: لازم است با افزایش اقتدار دریایی، حركت رو به جلوی كشور در كسب سیادت دریایی شتاب بیشتری یابد و نیروی دریایی بتواند برای ملتها الهام بخش و امیدآفرین باشد.

حجاب زن، تكریم زن است

نگاهی به دیدگاه رهبر معظم انقلاب در مورد حجاب

سخنان رهبر انقلاب كه در جایگاه ولی‌فقیه، معارف غنی اسلامی را برای مخاطبان به زبانی ساده و كارآمد و بر طبق مصادیق عینی و مشخص ارائه می‌كند، كاربردی‌ترین منبع برای فهم دیدگاه روشن اسلام در موضوعات و چالش‌های روز است.1
یكی از این موضوعات عینی و ملموس كه شاید هیچ‌كس نتواند به اندازه رهبر انقلاب در ارتباط با آن رهنمودهای شفاف و روشن ارائه كند، مسئله مهم و حساس و دقیق «حجاب» است و جالب این‌كه حجم اهتمام و گفتار ایشان در این موضوع برخلاف توقع و انتظار بسیار قابل توجه است.2

وقتی حجاب یكی از اساسی‌ترین عناصر جامعه اسلامی و رمز صلاح و سداد زن مسلمان - به عنوان ركن خانواده- تلقی می‌شود و دشمن هم به همین سبب بیش و پیش از هر چیز آن را هدف قرار داده، برای محافظت از آن و گسترش آن چه باید كرد؟


مجموعه سخنان رهبر انقلاب در این زمینه را شاید بتوان در چند محور اساسی و مشخص خلاصه كرد كه بعضی به زیرساخت‌های نظری و مفهومی حجاب و برخی به كاركردهای اجتماعی و فرهنگی حجاب نظر دارند و در نهایت تصویر روشنی از نوع نگاه انقلاب اسلامی ایران به مسئله حجاب ترسیم می‌كنند.
یكی از مهم‌ترین این مبادی و اصول توجه به مسئله حجاب به عنوان بخشی از یك مفهوم كلان و جامع فرهنگی و اجتماعی، نه به عنوان یك مسئله مستقل و انتزاعی و مجرّد است. ایشان مسئله حجاب در فرهنگ غرب را پرداخته و حاصل تفكر اروپایی - با همان ریشه و اساس رومی- می‌دانند كه امروز از طریق سیاست‌های فرهنگی غربی و غالبا در خلال قالب‌هایی چون فیلم‌های سینمایی حاكمیت و نفوذ پیدا می‌كند و با موضوعات اساسی و مهمی چون جایگاه و ارزش انسان و تعریف خانواده كاملاً مرتبط است.

غرب و نقشه انسانی عالم
ایشان از این زاویه ضمن استفاده از تعبیر دقیق و گویای «نقشه انسانی عالم» با نگاهی حكیمانه و رویكردی تمدنی به تحولات اجتماعی بشری می‌نگرند و مسئله زن را قبل از بحث حجاب به عنوان اساس و مبنای چالش‌های بعدی چون حجاب مطرح می كنند: «وقتی مابه نقشه انسانی عالم و جوامع بشری نگاه می كنیم - هم جوامع اسلامی مثل كشور خودمان و سایر كشورهای اسلامی، هم جوامع غیر اسلامی و از جمله جوامع به اصطلاح متمدن و پیشرفته- می‌بینیم كه در همه این جوامع متأسفانه مسأله‌ای به نام مسأله زن همچنان وجود دارد.»

و سپس از همین نقطه بحث اساسی و محوری خانواده را كه زنان ركن اصلی آن به‌شمار می‌آیند،با اشاره به برخی آمار و اطلاعات جدید در خصوص مشكلات مربوط به خانواده در سطح جهان، به بحران جدی دنیای معاصر در همه نقاط جهان به‌ویژه كشورهای غربی و صنعتی اشاره دارند و ریشه آن را خطای راهبردی در تعریف نقش زن و روابط او ارزیابی می‌كنند: «مسأله خانواده كه امروز یك مشكل اساسی در دنیاست از كجا ناشی می‌شود؟ ...اگر این یك قلم مسأله خانواده را شما در دنیا بررسی كنید و این بحرانی را كه در مسأله خانواده وجود دارد درست مورد توجه و كاوش قرار بدهید می‌بینید كه این ناشی از آن است كه مسائل مربوط به ارتباطات دو جنس و همزیستی دو جنس و روابط دو جنس حل نشده یا به تعبیر دیگری، نگرش نگرش غلطی است.»

ایشان با تأكید بر جایگاه زن در تفكر اسلامی از اهتمام شگفت رسول گرامی اسلام صلى‌الله‌علیه‌وآله به این مسأله یاد می‌كنند و بوسیدن دست فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها توسط آن حضرت را چیزی بسیار بالاتر از یك رابطه عاطفی و شخصی و نشانه جایگاه والای زن در اندیشه اسلامی می دانند و با این تعبیر كه «اسلام به خانواده اهمیت می‌دهد» به جایگاه زن در خانواده و سپس تركیب محیط اجتماعی می‌پردازند: «مسأله زن واقعاً مسأله مهمی است... نقش زن در خانواده، در اجتماع، ارزش و اهمیت زن و اموری از این قبیل، چیزهایی است كه ما حقیقتا به آنها كم پرداخته‌ایم و از این كم پرداختن خسارت هم می‌بینیم.»

آنگاه از این خاستگاه با قاطعیت و صراحت كامل از تشریع حجاب و  دیدگاه اسلام در این زمینه دفاع می‌كنند و بلكه از این بالاتر، می‌كوشند تا موضع جمهوری اسلامی در جنگ فرهنگی و نرم‌ستیز فكری موجود را از یك موضع انفعالی برای پاسخ‌گویی به یك موضع جدی و فعّال و پرسش‌گر تبدیل كنند: «در مسأله زن ما از دنیا طلبكاریم، ما مدعی دنیاییم... این ما نیستیم كه باید از موضع خودمان دفاع كنیم، این فرهنگ منحط غرب است كه باید از خودش دفاع كند.»

زن در فرهنگ و دنیای غربی به ابتذال كشانده شده، تحقیر شده و به او اهانت شده است... زن برای این‌كه شخصیت خودش را نشان بدهد، بایستی برای مردان چشم‌نواز باشد. این شد شخصیت برای یك زن؟


ایشان با این رویكرد تعریفی انسانی و همه‌فهم و معقول از زن در دیدگاه اسلام به دست می‌دهند و بر این اساس به تحلیل استراتژی روانی و تبلیغی كلان غرب در حوزه فرهنگ می‌پردازند و به موضوعی اشاره می‌كنند كه شاید بدون تبیین صحیح آن هرگز نتوان به نتیجه قابل ملاحظه‌ای در مورد بحث حجاب رسید: «زن، آن بخش زیبای آفرینش بشر است. این بخش زیبا به طور طبیعی با اندكی در پرده بودن همراه است، این خاصیت این بخش زیبا و لطیف وجود انسانی است. این پرده را دریدن و آنچه را كه باید با نظم و قانون پیگیری شود - آن نیاز غریزی انسانی، چه در زن و چه در مرد- بی‌قانون و بی‌نظم در جامعه رواج دادن، بزرگترین خیانتی است كه در درجه اول به زن و در درجه بعد به همه بشریت - زن و مرد انجام گرفته، این كار را سیاستهای غربی كرده‌اند.

آن طور جنس زن را - یعنی همان بخش زیبا و لطیف و مستور و در پرده وجود بشر را - برای شغل، برای تبلیغات، برای كار به میدان كشاندن، از لبخند او، از زیبایی‌های او، از جسم او، از چهره او برای ترویج فلان جنس بی‌ارزش و پست، برای به دست آوردن پول استفاده كردن، این چیزها را هم دنبال خودش دارد، طبیعی است.»
ایشان با این رویكرد به روح تشریع حجاب در احكام اسلامی یعنی تكریم و تجلیل زن اشاره می‌كنند و با تعبیر دقیق و مختصر «حجاب زن، تكریم زن است» به سرنوشتی كه فرهنگ غربی برای زن رقم زده است، اشاره می‌نمایند و علی‌رغم آن‌كه منكر تجربه‌های مثبت فرهنگ غرب نیستند وضعیت آشفته زن در جهان امروز را مورد بررسی قرار می‌دهند: «زن در فرهنگ و دنیای غربی به ابتذال كشانده شده، تحقیر شده و به او اهانت شده است... زن برای این‌كه شخصیت خودش را نشان بدهد، بایستی برای مردان چشم‌نواز باشد. این شد شخصیت برای یك زن؟ بایستی حجاب و عفاف را كنار بگذارد، جلوه‌گری كند تا مردها خوششان بیاید، این تعظیم زن است یا تحقیر زن؟... یكی از نشانه‌های مردسالاری غربی‌ها همین است كه زن را برای مرد می‌خواهند، لذا می‌گویند زن آرایش كند تا مرد التذاذ ببرد. این مردسالاری است، این آزادی زن نیست. این در حقیقت آزادی مرد است. می‌خواهند مرد آزاد باشد، حتى برای التذاذ بصری، لذا زن را به كشف حجاب و آرایش و تبرّج در مقابل مرد تشویق می‌كنند.»
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12515/C/13900301_4812515.jpg
با این مقدمه صریح و روشن، تعریفی كه اسلام برای زن ارائه داده آشكار می‌گردد و آن جمع بین شرایط طبیعی و خصوصیات بشری و اختصاصی زن با ارزش‌ها و كرامت‌هایی است كه سعادت و نیكبختی فرد و جامعه را در دنیا و آخرت تأمین می‌كند و در مقابل آن حقارت و پستی، به زن عظمت و بزرگی می‌بخشد: «عظمت زن آن است كه بتواند حجب و حیا و عفاف زنانه را كه خدا در جبلّت زن ودیعه نهاده است، حفظ كند. این را بیامیزد با عزّت مؤمنانه، این را بیامیزد با احساس تكلیف و وظیفه. آن لطافت را در جای خود به كار ببرد، آن تیزی و بُرندگی ایمان را هم در جای خود به كار ببرد. این تركیب ظریف فقط مال زن‌هاست، این آمیزه ظریف لطافت و برندگی، مخصوص زن‌هاست، این امتیازی است كه خدا به زن داده است.»

آیا زن را به حاشیه‌نشینی دعوت می‌كنیم؟
حال آیا دیدگاه اسلامی چنین زنی را در چنین محیط و جامعه‌ای به انزوا و پنهان شدن دعوت می‌كند یا برعكس، با حفظ كرامت و جایگاه والای او نقش‌های برجسته‌تر اجتماعی برای او رقم می‌زند؟ رهبر انقلاب با ذكر نمونه‌های عینی و مقایسه شرایط در دوران طاغوت و تحولات گسترده بعد از انقلاب تأكید می‌كنند كه نه تنها حفظ حجاب به معنی انزوا و حاشیه‌نشینی زن نیست بلكه برعكس زن در چنین دیدگاهی از یك عنصر حاشیه‌ای و تزئینی به یك عنصر تعیین‌كننده و فعّال و مؤثر تبدیل می‌شود و این چیزی است كه امروز جمهوری اسلامی ایران به عنوان الگویی برای دیگر جوامع عرضه می‌كند. بدین ترتیب ایشان صراحتاً حجاب را در متن حضور اجتماعی پویا و جدّی زن تعریف می‌كنند: «مسأله حجاب به معنای منزوی كردن زن نیست، اگر كسی چنین برداشتی از حجاب داشته باشد برداشتش كاملاً غلط و انحرافی است... حجاب به هیچ وجه مزاحم و مانع فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی و علمی نیست.»

دلیل این رویكرد آن است كه حجاب - هرچند بسیار مهم و جدی- نه یك عنصر مستقل و انتزاعی، بلكه نقطه‌ای است از مجموعه نقاط متعدد و متنوعی كه در مجموع تعریف اسلام از زندگی، انسان، دین و روابط اجتماعی را شكل می‌دهند و دارای غایت و هدف بسیار كلان و گسترده‌ای هستند و حفظ و ترویج ارزش‌هایی را تضمین می‌كنند كه از خلال آن‌ها جامعه و فرد آرمانی محقق می‌گردد: «باید گوهر انسانی در زن و مرد رشد پیدا كند، این یك مسأله ارزشی است... مسأله حجاب مسأله‌ای است كه اگر چه مقدمه است برای چیزهای بالاتر، اما خود یك مسأله ارزشی است. ما كه روی حجاب این قدر مقیدیم به خاطر این است كه حفظ حجاب به زن كمك می‌كند تا بتواند به آن رتبه معنوی عالی خود برسد و دچار آن لغزشگاه‌های بسیار لغزنده‌ای كه سر راهش قرار داده‌اند نشود.»
حال برای تأمین این هدف چه باید كرد؟ وقتی حجاب یكی از اساسی‌ترین عناصر جامعه اسلامی و رمز صلاح و سداد زن مسلمان - به عنوان ركن خانواده- تلقی می‌شود و دشمن هم به همین سبب بیش و پیش از هر چیز آن را هدف قرار داده، برای محافظت از آن و گسترش آن چه باید كرد؟

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/11905/smps.jpg

توصیه‌های رهبر انقلاب درباره تحصیل بانوان را در گفت‌وگو با بانو مجتهده زهره صفاتی بخوانید.


با منطق رفتار كنید
رهبر انقلاب در این‌جا ضمن تأكید بر دغدغه همیشگی خود در خصوص ترویج كتاب‌خوانی و توسعه زمینه‌های رشد علمی و آگاهی‌های فرهنگی زنان به آموزش و تربیت اشاره می‌كنند3 و - ضمن در نظر گرفتن ضرورت وجود اقدامات قانونی- فعالیت فرهنگی و تبلیغی را كارآمدترین راه حل می‌دانند و تأكید می‌كنند كه برای درمان یك بیماری و حل یك مشكل، باید از همان مسیر و موضعی عمل كرد كه مشكل آغاز و منتشر شده است: «بهترین راه تأمین حجاب هم همین است كه با منطق برخورد شود... آن چیزی كه در اساس لازم است و مهم‌تر از همه، این است كه شما ذهن این دختر جوان، یا این زن را - كه عمده هم خانم‌های جوان هستند- با اهمیت حجاب آشنا كنید، یعنی به او تفهیم كنید كه حجاب از لحاظ شرعی و از لحاظ منطقی این است. در ذهن او استدلال صحیح را در مورد رعایت حجاب راسخ كنید. شما با تبلیغات كار كنید، یعنی همان حربه‌ای را كه افراد مورد نظر شما برای سست كردن اعتقاد به حجاب به كار می‌برند شما هم به كار ببرید... از لحاظ اجتماعی هم به ترویج دیدگاه خودتان بپردازید.»

این محورهای اصلی - و برخی محورهای فرعی سخنان ایشان مانند تأكید بر ویژگی‌های بومی و ملی فرهنگ حجاب - اگر به درستی و با شیوه‌های حرفه‌ای و عالمانه و كارآمد به زبان محصولات فرهنگی ترجمه شوند و بر اساس آن‌ها راهبردهای عملیاتی و اجرایی در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی شكل گیرد قطعاً حاصل بسیار  ارجمندتری خواهند داشت.
در آن صورت بی‌تردید نیازی به این همه كار موازی و تكراری و گاه كم‌نتیجه كه بدون مبنای فكری و نظری و نقشه دقیق اجرایی و مشخص در دستگاه‌های مختلف صورت می‌گیرد نخواهد بود و از این وضع آشفته و بی‌سامان در صورت‌بندی فرهنگی جامعه به در خواهیم آمد.

امروز با توجه به ضرورتی كه همه دلسوزان دارای دغدغه و نهادهای فرهنگی و اجتماعی مسئول - و بعضاً حتى نهادهای غیر فرهنگی و غیر مسئول- برای فعالیت در زمینه حجاب احساس می‌كنند ناخواسته به سمت و سویی می‌رویم كه گاه برخی فعالیت‌ها نه تنها نتیجه مثبت ندارد بلكه یا دارای نتیجه كاملاً منفی یا حداقل خنثى‌كننده فعالیت‌های دیگر است. 
اگر در نرم‌ستیز فرهنگی امروزمان حقیقتاً رهبر انقلاب را به عنوان فرمانده در جایگاه رصد و تشخیص خطر و تعیین اصول كلان برای مقابله و دفاع مقدس فرهنگی می‌دانیم باید صادقانه در فكر و باور و مجدّانه در عمل و واقع همه طراحی‌ها وسیاست‌گذاری‌های فرهنگی - در سطوح مختلف از گردآوری اطلاعات صحیح تا ارزیابی مواضع خطر و طراحی نقشه عملیات- با توجیه یك فرمانده صورت گیرد نه این‌كه سخنان و رهنمودهایشان را در زمینه‌های مختلف تنها برای تعارف و تزیین به كار بریم و در عمل به كار خود - حتى با نیت خیر- بپردازیم.4

پی‌نوشت:
1. شاید به همین دلیل انتشار و تدوین گفته‌ها و نوشته‌های رهبر معظم انقلاب و ترجمه آن‌ها - یا لااقل گزیده‌های موضوعی آن‌ها- به زبان‌های دیگر اهمیت بیشتری پیدا می‌كند و كوتاهی در این زمینه به هر دلیل و توجیهی كه باشد جای گله افزون‌تری باقی می‌گذارد.
2. این عبارات را از مجموعه‌ای برگزیده‌ام كه با عنوان «حجاب در پرتو رهنمودهای مقام معظم رهبری» در خرداد 89 به همت ستاد فرهنگی فجر انقلاب اسلامی منتشر شده است.
3. همین توجه و اهتمام جدی جمهوری اسلامی و رهبر انقلاب به رشد فكری و علمی بانوان از درخشان‌ترین نقاط كارنامه فرهنگی نظام و دستاوردهای ملموس انقلاب است كه می‌توان و باید در دنیا مطرح كرد و روی آن ادعا داشت. ولی متأسفانه - مثل بسیاری دیگر از بركات انقلاب اسلامی- چنان‌كه باید مورد اهتمام و توجه نبوده است.
4. در غیر این صورت و با نهایت تأسف خواهیم دید كه وضعیت همه موضوعات فرهنگی دیگر هم مانند حجاب، هرچه بگذرد به سمت و سوی مطلوب نخواهد رفت و برخی رهنمودهای كلان ایشان بعد از بیست سال همچنان، چنان‌كه شایسته است به قالب‌های اجرایی درنخواهند آمد.

خلاصه وصیت‌نامه امام(از زبان آیت الله خامنه ای)

بهار سال 1365 را - روزى كه امام(ره) در بستر بيمارى بودند - فراموش نمى‌كنم. ايشان دچار ناراحتى قلبى شده بودند و تقريباً ده، پانزده روزى در بستر بيمارى بودند. در آن زمان من در تهران نبودم. آقاى حاج احمد آقا - آقازاده‌ى محترم ايشان (حفظه‌اللَّه‌وسلمه‌وايده)- به من تلفن كردند و گفتند سريعاً به آن‌جا بياييد؛ فهميدم كه براى امام(ره) مسأله‌يى رخ داده است. آناً حركت كردم و پس از چند ساعت طى مسير، خود را به تهران رساندم. اولين نفر از مسؤولان كشور بودم كه شايد حدود ده ساعت پس از بروز حادثه، بالاى سر ايشان حاضر شدم. در آن وقت برادر عزيزمان جناب آقاى هاشمى در جبهه بودند و هيچ‌كس ديگر هم از اين قضيه مطلع نبود.
روزهاى نگران‌كننده و سختى را گذرانديم. خدمت امام(ره) رفتم و هنگامى كه نزديك تخت ايشان رسيدم، منقلب شدم و نتوانستم خودم را نگهدارم و گريه كردم. ايشان تلطف فرمودند و با محبت نگاه كردند. بعد چند جمله گفتند كه چون كوتاه بود، به ذهنم سپردم؛ بيرون آمدم و آنها را نوشتم. برادر عزيزمان آقاى صانعى هم در اتاق بودند. از ايشان كمك گرفتم، تا عين جملات امام(ره) را بازنويسى كنم.
در آن لحظه‌يى كه امام(ره) ناراحتى قلبى پيدا كرده بودند، ما بشدت نگران بوديم. وقتى كه من رسيدم، ايشان انتظار و آمادگى براى بروز احتمالى حادثه را داشتند. بنابراين، مهمترين حرفى كه در ذهن ايشان بود، قاعدتاً مى‌بايد در آن لحظه‌ى حساس به ما مى‌گفتند. ايشان گفتند: قوى باشيد، احساس ضعف نكنيد، به خدا متكى باشيد، «اشدّاء على الكفّار رحماء بينهم»(81) باشيد، و اگر با هم بوديد، هيچ‌كس نمى‌تواند به شما آسيبى برساند. به نظر من، وصيت سى‌صفحه‌يى امام(ره) مى‌تواند در همين چند جمله خلاصه شود.
بیانات در مراسم بيعت ائمه‌ى جمعه‌ى سراسر كشور ۱۳۶۸/۰۴/۱۲

درسی از عقب نشینی هسته ای در سال ۸۲(از خاطرات رهبر معظم انقلاب)

يك تجربه‌اى در اختيار ملّت ايران است - كه حالا من مختصراً عرض خواهم كرد - اين تجربه ظرفيّت فكرى ملّت ما را بالا خواهد برد؛ مثل تجربه‌اى كه در سال ۸۲ و ۸۳ در زمينه‌ى تعليق غنى‌سازى انجام گرفت، كه آن‌وقت تعليق غنى‌سازى را در مذاكرات با همين اروپايى‌ها، جمهورى اسلامى براى يك مدّتى پذيرفت. خب ما دو سال عقب افتاديم، لكن به نفع ما تمام شد. چرا؟ چون فهميديم كه با تعليق غنى‌سازى، اميد همكارى از طرف شركاى غربى مطلقاً وجود ندارد. اگر ما آن تعليق اختيارى را - كه البتّه به‌نحوى تحميل شده بود، لكن ما قبول كرديم، مسئولين ما قبول كردند - آن روز قبول نكرده بوديم، ممكن بود كسانى بگويند خب يك ذرّه شما عقب‌نشينى ميكرديد، همه‌ى مشكلات حل ميشد، پرونده‌ى هسته‌اى ايران عادى ميشد. آن تعليق غنى‌سازى اين فايده را براى ما داشت كه معلوم شد با عقب‌نشينى، با تعليق غنى‌سازى، با عقب افتادن كار، با تعطيل كردن بسيارى از كارها مشكل حل نميشود؛ طرف مقابل دنبال مطلب ديگرى است؛ اين را ما فهميديم، لذا بعد از آن شروع كرديم غنى‌سازى را آغاز كردن. امروز وضعيّت جمهورى اسلامى با سال ۸۲، زمين تا آسمان فرق كرده؛ آن روز ما چانه ميزديم سرِ دو، سه سانتريفيوژ؛ امروز چندين هزار سانتريفيوژ مشغول كارند. جوانهاى ما، دانشمندان ما، محقّقين ما، مسئولين ما همّت كردند، كارها را پيش بردند. بنابراين از مذاكراتى هم كه امروز در جريان است، ما ضررى نخواهيم كرد. البتّه بنده همچنان كه گفتم خوشبين نيستم؛ من فكر نميكنم از اين مذاكرات آن نتيجه‌اى را كه ملّت ايران انتظار دارد، به‌دست بيايد، لكن تجربه‌اى است و پشتوانه‌ى تجربى ملّت ايران را افزايش خواهد داد و تقويت خواهد كرد؛ ايرادى ندارد امّا لازم است ملّت بيدار باشد. ما از مسئولين خودمان كه دارند در جبهه‌ى ديپلماسى فعّاليّت ميكنند، كار ميكنند، قرص و محكم حمايت ميكنيم، امّا ملّت بايد بيدار باشد، بداند چه اتّفاقى دارد مى‌افتد [تا] بعضى از تبليغاتچى‌هاى مواجب‌بگير دشمن و بعضى از تبليغاتچى‌هاى بى‌مزدومواجب - از روى ساده‌لوحى - نتوانند افكار عمومى را گمراه كنند.
بيانات در ديدار دانش‌آموزان و دانشجويان ۱۳۹۲/۸/۱۲

نكته‌ای كه دكتر چمران به آیت‌الله خامنه‌ای گفت(از خاطرات رهبر معظم انقلاب)

مرحوم دكتر چمران - شهيد چمران - يك نخبه‌ى علمى بود؛ حالا او مشهور شده به جنگ و شهادت و تفنگ و مانند اين چيزها، لكن يك نخبه‌ى علمىِ برجسته بود؛ در يكى از دانشگاه‌هاى برجسته‌ى آمريكا هم درس ميخواند كه بعد رها كرد و آمد، و در لبنان و بعد هم در كشور خودش مشغول جهاد شد. او به من ميگفت كه در دانشگاه‌هاى آمريكا - و بخصوص و از جمله در همان دانشگاهى كه ايشان تحصيل ميكرد - برجسته‌هاى درجه‌ى يك، معدود بودند و ايرانى‌ها در بين آنها بيشتر از همه بودند. ايرانى‌ها از متوسّط استعداد جهانى بالاترند؛ اين را ما از افراد ديگر هم مكرّر شنيده‌ايم؛ عرض كردم حالا هم كه تجربه‌ها اين را نشان ميدهد.
بیانات در دیدار شركت‌كنندگان در هفتمین همایش ملی نخبگان جوان ۱۳۹۲/۰۷/۱۷

تحريم اقتصادی(از دیدگاه رهبری)

دشمنى‌هايى كه از اوّل انقلاب، دولت ايالات متّحده‌ى آمريكا و رؤساى جمهورِ مختلف - كسى نگويد اين كار زمان فلان رئيس جمهور شد، زمان رئيس جمهور كنونى نشده؛ نه، همه‌شان يك‌جورند - با نظام اسلامى انجام داده‌اند، در زمان رؤساى جمهورِ مختلف است، امّا همه يك جنس است، همه يك‌جور است. اوّل قوميّتهاى داخل كشور را تحريك كردند، بعد كودتا تدارك ديدند، بعد عراق را وادار كردند به حمله، بعد به دشمن ما - كه رژيم صدّام بود - كمك كردند در جنگ با ما، بعد تحريم را عَلَم كردند، بعد همه‌ى وسائل جمعىِ دنيا را تحريك كردند و به خط كردند براى مقابله‌ى با نظام اسلامى؛ در زمان رؤساى جمهور مختلف اين كار انجام گرفته؛ الان هم دارد انجام ميگيرد. در همين زمانِ رئيس جمهور كنونى آمريكا، در فتنه‌ى ۸۸ يكى از اين شبكه‌هاى اجتماعى - كه ميتوانست عامل فتنه و فتنه‌گران قرار بگيرد - احتياج به تعمير داشت؛ دولت آمريكا از او خواست تعميراتش را عقب بيندازد؛ اميدوار بودند كه بتوانند با اين كارهاى رسانه‌اى و شبكه‌ى فِيسبوك و توييتر و امثال اينها، نظام جمهورى اسلامى را براندازند؛ خيالهاى احمقانه‌ى خام! لذا نگذاشتند تعميراتش را در آن برهه انجام بدهد، گفتند تأخير بينداز، فعلاً بِرِس به اين كار واجب‌تر. همه‌ى وسائل و ابزارها را به خط كردند در مقابل نظام جمهورى اسلامى. تحريم هم يكى از همينها است؛ تحريم يكى از اين ابزارها است؛ اين ابزار از نظر آنها براى شكست نظام جمهورى اسلامى است. اشتباه آنها اين است كه ملّت ايران را نشناختند، اشتباه آنها اين است كه عامل ايمان و همبستگى در ميان ملّت ما را نشناختند، اشتباه آنها اين است كه از خطاهاى گذشته‌شان درس نگرفتند، لذا اميدوارند بتوانند با تحريم و فشار و امثال اينها، اين ملّت را به زانو دربياورند؛ البتّه [اشتباه ميكنند]. آنچه براى نظام جمهورى اسلامى به‌عنوان يك تجربه‌ى دائمى در طول اين ۳۵ سال وجود دارد، اين است كه تنها عامل برطرف كردن مزاحمت دشمن عبارت است از اقتدار ملّت و ايستادگى ملّت؛ اين تنها عاملى است كه ميتواند دشمن را عقب بزند. البتّه دشمن، دشمن است؛ از همه‌ى ابزارها استفاده ميكند؛ همان‌طور كه گفتيم از ابزار تحريم هم استفاده ميكند و استفاده كرده است. ما بايستى بدانيم آن راهى كه ما را ميتواند به مقصود برساند، چيست.۱۳۹۲/۰۸/۲۹

بيانات در ديدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى

هيچ كس در چشم اين دشمنان منفورتر از چهره‌ى درخشان و آفتاب فروزان امام بزرگوار ما نبود؛ برايش احترام قائل بودند، امّا از ته دل دشمنش بودند؛ به‌خاطر اينكه ايستاده بود، به‌خاطر اينكه امام با دو خصوصيّت بى‌نظير «بصيرت كامل» و «قاطعيّت تمام» - هم خوب ميديد و درست ميفهميد، هم قاطع مى‌ايستاد - سدّى بود در مقابل پيشرفت اينها و در مقابل ناخن زدن و نيش زدن و ضربه زدن اينها؛ لذا با او دشمن بودند. البتّه عرض كرديم برايش احترام هم قائل بودند، ميفهميدند عظمت او را، امّا هرچه عظيم‌تر، از چشم آنها مبغوض‌تر؛ امروز هم همين‌جور است؛ هر كسى كه در پايبندى به اين ارزش اصولى و اصلى، يعنى ارزشى كه هويّت سياسى انقلاب را معيّن ميكند - لا تَظلِمونَ وَ لا تُظلَمون - پايبندتر باشد و بفهمد كه فهرست مشكلات توليدشده و ايجادشده‌ى دشمنان عليه نظام اسلامى در اين چهارچوب ميگنجد - هركسى با يك چنين بينشى و با ايستادگى در اين راه باشد - همان‌قدر براى آنها مبغوض است. البتّه عالَم ديپلماسى، عالَم لبخند زدن است؛ لبخند هم ميزنند، مذاكره هم ميكنند، درخواست مذاكره هم ميكنند، خودشان هم ميگويند. به يكى از اين سياستمداران غربى چند روز پيش از اين گفته بودند شما كه ميخواهيد مذاكره بكنيد با ايران، خب دشمن است ايران؛ گفته بود خب، آدم با دشمن مذاكره ميكند ديگر! يعنى اقرار به دشمنى با ايران؛ صريح ميگويند. علت دشمنى اشخاص نيستند، علت دشمنى اين حقيقت و اين هويّت است. همه‌ى آنچه كه ميگويند در اين چهارچوب بايد تفسير و تحليل بشود، در اين چهارچوب بايد فهميده بشود.
ما مخالف با حركتهاى صحيح و منطقى ديپلماسى هم نيستيم؛ چه در عالم ديپلماسى ، چه در عالم سياستهاى داخلى. بنده معتقد به همان چيزى هستم كه سالها پيش اسم‌گذارى شد «نرمش قهرمانانه»؛ نرمش در يك جاهايى بسيار لازم است، بسيار خوب است؛ عيبى ندارد، اما اين كشتى‌گيرى كه دارد با حريف خودش كشتى ميگيرد و يك جاهايى به دليل فنّى نرمشى نشان ميدهد، فراموش نكند كه طرفش كيست؛ فراموش نكند كه مشغول چه كارى است؛ اين شرط اصلى است؛ بفهمند كه دارند چه‌كار ميكنند، بدانند كه با چه كسى مواجهند، با چه كسى طرفند، آماج حمله‌ى طرف آنها كجاى مسئله است؛ اين را توجّه داشته باشند.

پیشخوان | مطالعه بیشتر درباره «بسیج مستضعفین»

بدون تردید می‌توان تشكیل «بسیج مستضعفین» را از امتیازات بی‌نظیر انقلاب اسلامی ایران به شمار آورد. كم نبوده‌اند انقلاب‌هایی كه پس از پیروزی، با هدف صیانت از دستاوردهای انقلابشان اقدام به تاسیس ارتش‌های انقلابی نموده‌اند، اما همه اذعان دارند كه بسیج مستضعفین قطعا چیزی فراتر از تشكیلات نظامی عادی بوده است. بسیج مستضعفین را باید یك نوآوری‌ بی‌بدیل در تاریخ بشری -هم از جهت معنا و هویت و هم از جهت قالب، نوع تشكیلات و سازماندهی- دانست.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار بسیجیان استان كرمانشاه در تاریخ ۱۳۹۰/۰۷/۲۲ ضمن بی‌نظیر خواندن حادثه تشكیل بسیج مستضعفین در مجموعه حوادث انقلاب اسلامی فرمودند: «يكى از چيزهائى كه در هر حركت عمومى و در هر نهضت لازم است، اين است كه بر اساس تفكرات و مبانى پايه‌اى اين نهضت و اين جريان، هم بايستى «واژه‌سازى» بشود، هم بايستى «نهادسازى» بشود وقتى يك فكر جديد - مثل فكر حكومت اسلامى و نظام اسلامى و بيدارى اسلامى - مطرح ميشود، مفاهيم جديدى را در جامعه القاء ميكند؛ لذا اين حركت و اين نهضت بايد واژه‌هاى متناسب خودش را دارا باشد؛ اگر از واژه‌هاى بيگانه وام گرفت، فضا آشفته خواهد شد، مطلب ناگفته خواهد ماند.... همين طور است نهادسازى. وقتى يك انقلاب و يك حركت تحقق پيدا ميكند، بايستى دستگاه‌هاى مجرى خود را - آن مجموعه‌هائى كه آن هدفها را بايد دنبال كنند - به وجود بياورد. يكى از كارها اين است كه دستگاه‌هاى موجود جامعه را متحول كند، يكى ديگر اين است كه دستگاه متناسب با خواست خود را به وجود بياورد. هر دو سخت است، هر دو جزو كارهاى دشوار است. انقلاب اسلامى هر دو را انجام داد.»
به مناسبت فرا رسیدن هفته بسیج، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR پیشخوان زیر را برای مطالعه بیشتر در زمینه «بسیج مستضعفان» پیشنهاد می‌كند:

* پيام به مناسبت سالروز تشكيل بسيج مستضعفين ۱۳۶۰/۰۹/۰۵
ملت انقلابى ما، تشكيل دهندگان و اعضاى بسيج مستضعفان هستند

* پيام به مناسبت هفته بسيج ۱۳۶۲/۰۹/۰۴
مكتبى‌ترين و مردمى‌ترين نيروى مقاومت جهانى

* بیانات در مراسم بيعت بسيجيان نمونه‌‌ی كشور ۱۳۶۸/۰۴/۰۶
آمادگى و حضور دايمى، انتظارى كه امام خمینی(ره) از بسيج داشت

* سخنرانى در ديدار با فرماندهان نيروى مقاومت بسيج‌ ۱۳۶۹/۰۹/۰۱
بسیج یعنى همه نيروهاى مؤمنِ پرانگيزه باشورِ با توان در جامعه اسلامى

* بيانات در ديدار جمعی از فرماندهان بسيج ۱۳۷۱/۰۸/۲۷
نگذاريد بعضى از نيازهاى مادّى و مسائل كوچك، جلوی بصيرتها را بگيرد

* بيانات در دیدار جمعی از بسیجیان ۱۳۷۴/۰۹/۰۸
بسيج يك فرهنگ و يك حركت فرهنگى است

* پيام به پنجمين گردهمايى بسيج دانشجويى‌ ۱۳۷۷/۰۷/۱۴
امروز دانشگاه، بيش از هميشه به بسيج دانشجويى و بسيج دانشجويان در صراط مستقيمِ انقلاب نيازمند است

* بیانات در جمع بسیجیان حاضر در اردوى فرهنگى رزمىِ ياران امام على(ع) ۱۳۷۹/۰۷/۲۹
بسيج، يعنى حضور بهترين نيروهاى عظيم ملت در ميدانها، براى منافع ملى و اهداف بالا

* بيانات در جمع نيروهاى بسيجى شركت‌كننده در اردوى رزمى - فرهنگى علويّون ۱۳۸۰/۰۸/۲۱
پاسدارى هويّت ملى و دينى، از بزرگترين مسئوليتهاى بسيج

* بيانات در ديدار جمعی از دانشجويان بسيجى‌ ۱۳۸۴/۰۳/۰۵
شرایط و ویژگیهای دانشجوی بسیجی

* بيانات در مراسم صبحگاه رده‌های مختلف نيروى مقاومت بسيج‌ ۱۳۸۴/۰۶/۰۲
بسيج، حقيقتى شبيه افسانه‌هاست/ بسيج، يك حركت گسترده مردمى است

* بيانات در دیدار هزاران نفر از بسیجیان در سالروز شهادت حضرت امام صادق (ع) ۱۳۸۴/۰۹/۰۷
ارتباط بین حركت ائمه هدى‌(عليهم‌السّلام)، با رفتار و هويت و حركت بسيجىِ ملت ایران

* بيانات در ديدار اعضاى بسيج دانشجويى دانشگاه‌ها ۱۳۸۶/۰۲/۳۱
بسيج یعنی فرد يا مجموعه آماده برآوردنِ نيازهاى انقلاب در هر زمان و از هر نوع

* بيانات در ديدار گردان‌هاى نمونه عاشورا و الزهراى بسيج‌‌ ۱۳۸۶/۰۹/۰۵
خصوصیات و ویژگیهای مشترك بسیج و انقلاب اسلامی

* بيانات در ديدار بسيجيان استان فارس ۱۳۸۷/۰۲/۱۴
بسیج ، مظهر نصرت الهی

* بيانات در ديدار جمع كثيرى از بسيجيان كشور ۱۳۸۸/۰۹/۰۴
بسيج مظلوم است، ولى مقتدر

* بيانات در ديدار اعضاى بسيجى‌ هيئت علمى دانشگاه‌ها ۱۳۸۹/۰۴/۰۲
نقش بسيار برجسته و مهم استاد بسیجی در دانشگاه

* بيانات در ديدار هزاران نفر از بسيجيان استان قم‌ ۱۳۸۹/۰۸/۰۲
بصيرت، اخلاص، عمل بهنگام و به اندازه، سه شاخص بسیجیان

* بيانات در ديدار بسيجيان استان كرمانشاه‌ ۱۳۹۰/۰۷/۲۲
اخلاص، پايه اصلى كار بسيجى

۸ اولویت كاری دولت یازدهم در حوزه سیاست خارجی

* دفاع از حقوق هسته‌ای ملت ایران
من تأكيد ميكنم كه جمهورى اسلامى هرگز در پى تسليحات هسته‌اى نيست، و نيز هرگز از حق ملّت خود در استفاده‌ى صلح‌آميز از انرژى هسته‌اى چشم‌پوشى نخواهد كرد. شعار ما «انرژى هسته‌اى براى همه، و سلاح هسته‌اى براى هيچكس» است. ما بر اين هر دو سخن پاى خواهيم فشرد و ميدانيم كه شكستن انحصار چند كشور غربى در توليد انرژى هسته‌اى در چهارچوب معاهده‌ى عدم اشاعه، به سود همه‌ى كشورهاى مستقل و از جمله كشورهاى عضو جنبش عدم تعهد است. ۱۳۹۱/۰۶/۰۹
در تبليغات سعى كردند و ميكنند كه وانمود كنند اين يك كار صرفاً ايدئولوژيك است؛ يعنى به منافع ملت و منافع كشور ارتباط ندارد؛ در حالى كه كار شما يك كارى است كه مستقيماً به منافع ملى ارتباط دارد. كار انرژى هسته‌اى اين است؛ مستقيماً به منافع ملى ارتباط پيدا ميكند... انرژى هسته‌اى كارى است براى ملت، براى كشور، براى آينده... مستكبران عالم و كسانى كه حكمرانى دنيا را حق خودشان ميدانند - كه همين كشورهاى مستكبرند - اسم خودشان را ميگذارند جامعه‌ى جهانى؛ در حالى كه جامعه‌ى جهانى اينها نيستند؛ جامعه‌ى جهانى ملتهايند و دولتهاى آنها. چند تا كشور اسم خودشان را ميگذارند جامعه‌ى جهانى، و به نام جامعه‌ى جهانى حكم صادر ميكنند، حرف ميزنند، رد ميكنند، اظهار توقع ميكنند! اين چند كشور تسلطشان بر دنيا را به واسطه‌ى انحصار علم و انحصار فناورى تعريف كردند. بخشى از اين هياهوئى كه اينها ميكنند، به خاطر اين است كه اين انحصار شكسته نشود. اگر چنانچه ملتها بتوانند در قضيه‌ى هسته‌اى، در قضيه‌ى فضا، در مسائل الكترونيك، در مسائل گوناگون صنعتى، فناورى و علمى پيش بروند، راهى براى سيادت زورگويانه و قلدرانه‌ى اينها بر دنيا باقى نخواهد ماند. ۱۳۹۰/۱۲/۰۳
در قضيه‌ى هسته‌اى، چرخه‌ى توليد سوخت حق ماست و ما از اين حق كوتاه نخواهيم آمد و دست برنخواهيم داشت؛ اين حق ماست. ما ميخواهيم سوخت را توليد كنيم. چندين هزار مگاوات، ما به سوخت هسته‌اى نياز داريم. نيروگاه‌هاى هسته‌اى بايد به وجود بيايد. خوراك اين نيروگاه‌ها بايد در داخل توليد بشود. اگر قرار شد براى خوراك اين نيروگاه‌ها به خارج متوسل بشويم و محتاج باشيم، امور كشور نخواهد گذشت؛ بايد داخل بتواند خودش توليد كند. بنابراين حق ماست و دنبال اين را خواهيم گرفت. ۱۳۸۹/۰۵/۲۷

* ارتقاء بهره‌ورى سياسى جنبش عدم تعهد
شرائط گيتى حساس و جهان در حال گذار از يك پيچ تاريخىِ بسيار مهم است. انتظار ميرود كه نظمى نوين در حال تولد يافتن باشد. مجموعه‌ى غيرمتعهدها حدود دو سوم اعضاء جامعه‌ى جهانى را در خود جاى داده است و ميتواند در شكل‌دهى آينده نقشى بزرگ ايفاء كند. تشكيل اين اجلاس بزرگ در تهران نيز خود حادثه‌اى پرمعنا است كه بايد در محاسبات به كار آيد. ما اعضاء اين جنبش با هم‌افزائى امكانات و ظرفيتهاى گسترده‌ى خود ميتوانيم براى نجات جهان از ناامنى و جنگ و سلطه‌گرى، نقشى تاريخى و ماندگار بيافرينيم.
اين مقصود فقط با همكاريهاى همه‌جانبه‌ى ما با يكديگر امكان‌پذير است. در ميان ما، كشورهاى بسيار ثروتمند و نيز كشورهاى داراى نفوذ بين‌المللى كم نيستند. علاج مشكلات با همكاريهاى اقتصادى و رسانه‌اى و انتقال تجربه‌هاى پيشبرنده و تعالى‌بخش، كاملاً امكان‌پذير است. بايد عزمهامان را راسخ كنيم؛ به هدفها وفادار بمانيم؛ از اخم قدرتهاى زورگو نترسيم و به لبخند آنان دل خوش نكنيم؛ اراده‌ى الهى و قوانين آفرينش را پشتيبان خود بدانيم؛ به شكست تجربه‌ى اردوگاه كمونيستى در دو دهه پيش، و شكست سياستهاى به اصطلاح ليبرال دموكراسى غربى در حال حاضر - كه نشانه‌هاى آن را در خيابانهاى كشورهاى اروپائى و آمريكایی و گره‌هاى ناگشودنى اقتصاد اين كشورها همه مى‌بينند - با چشم عبرت بنگريم. و بالاخره سقوط ديكتاتورهاى وابسته به آمريكا و همدست رژيم صهيونيستى در شمال آفريقا و بيدارى اسلامى در كشورهاى منطقه را فرصتى بزرگ بشماريم. ما ميتوانيم به ارتقاء «بهره‌ورى سياسى جنبش عدم تعهد» در مديريت جهانى بينديشيم؛ ميتوانيم براى تحول در اين مديريت، سندى تاريخى تهيه كنيم و ابزارهاى اجرائى آن را فراهم نمائيم؛ ميتوانيم حركت به سمت همكاريهاى مؤثر اقتصادى را طراحى و الگوهاى ارتباط فرهنگى ميان خود را تعريف كنيم. بى‌شك تشكيل دبيرخانه‌ى فعال و پرانگيزه‌اى براى اين تشكيلات، خواهد توانست به حصول اين مقاصد كمكى بزرگ و پر تأثير تقديم كند.۱۳۹۱/۰۶/۰۹

* دیپلماسی عمومی
دیپلماسی عمومی از ابتكارات جمهوری اسلامی ایران است و باید توجه بیشتری به آن شود. ۱۳۸۸/۱۲/۰۹
شما بايد از همه‌ى امكانات استفاده كنيد. امكانات رسانه‌يى خيلى مهم است و يقيناً كار ديپلماسى يك پايه‌ى اساسى‌اش رسانه است. تعامل مستحكمى بين شما و رسانه‌هاى كشور، شبكه‌هاى بين‌المللى‌يى كه ما داريم، لازم است. به‌علاوه خودِ سفير يك رسانه است؛ خود شما مى‌توانيد مواضع جمهورى اسلامى را تبيين كنيد. ۱۳۸۳/۰۵/۲۵

* مسئله فلسطین
امروز مسئله‌ى فلسطين به بركت بيدارى اسلامى، بار ديگر به يك مسئله‌ى اصلى دنياى اسلام تبديل شده است؛ نبايد بگذاريد اين برجستگى و اين امتياز از بين برود و زير توطئه‌ها و ترفندهاى دشمنان مسلمانها و دشمنان امت اسلامى پنهان بماند. مسئله‌ى فلسطين يك مسئله‌ى اصلى است. در طول زمان، ملتها دولتهاى خودشان را با موضعگيرى آنها در قضيه‌ى فلسطين محك ميزدند. البته فشار استبداد و استكبار و اختناق و زور نميگذاشته است كه خواسته‌ى ملتها آشكار شود.۱۳۹۱/۰۵/۲۹
امروز يك مسئله‌ى اساسى در دنياى اسلام داريم و آن، مسئله‌ى قدس است. چرا عرض ميكنيم مسئله‌ى اساسى؟ چون ماجراى تقسيم غلط و مهندسى معيوب خاورميانه - اين منطقه‌ى زندگى ما و كشورهاى ما - بر اساس توطئه‌ى اسكان صهيونيستها در اينجا به وجود آمد. اگر چنانچه اين توطئه وجود نميداشت، شايد امروز وضعيت اين منطقه وضعيت ديگرى بود. اين جدائى‌ها، اين جنگهائى كه در اين منطقه اتفاق افتاد، اين دخالتهائى كه قدرتهاى سلطه‌گر و زورگو در اين منطقه كردند، ناشى از اين قضيه بود؛ كه اين، داستان طولانى و مفصلى دارد. سعى آنها اين است كه امروز اين مسئله را به حاشيه برانند. ۱۳۹۱/۰۵/۲۵

* تهاجم علیه نظام سلطه در مسائل جهانی
بايد تلاش كنيم تا مؤلفه‌هاى قدرت خودمان را بشناسيم و در بسيارى از مسائل جهانى، موضع اساسى جمهورى اسلامى را به عنوان يك موضع تهاجمى اتخاذ كنيم. ما در چند مسأله مى‌توانيم موضع تهاجمى داشته باشيم:
در قضيه‌ى حقوق بشر، موضع ما موضع تدافعى نيست؛ موضع‌مان تهاجمى است. بياييم اين‌جا عزا بگيريم كه در جمهورى اسلامى حقوق بشر ضايع شده؛ چون امريكايى‌ها و صهيونيست‌ها و رسانه‌ها گفته‌اند! اين درست است؟! شما موضع تهاجمى در اين قضيه داريد. حالا بنشينيد دستهايتان را روى هم بگذاريد و غصه بخوريد كه نماينده‌يى در فلان‌جا گفته كه شما حقوق بشرتان را بيشتر مراقبت كنيد! اين شد حرف؟!
در مسأله‌ى زن هم موضع شما تدافعى نيست؛ تهاجمى است. آنها اعتراض‌شان به ما اين است كه چرا زنهايتان حجاب دارند؛ چرا حجاب اجبارى است. خود آنها هم بى‌حجابى را اجبارى كردند؛ اين به آن در! اما مسأله‌ى آنها در قضيه‌ى زن خيلى بيشتر از اين حرفهاست. زن در فرهنگ و دنياى غربى به ابتذال كشانده شده، تحقير شده و به او اهانت شده است. اين‌كه زن و مرد در پشت ميز ديپلماسى و كنار همديگر، شانه‌به‌شانه، بنشينند، جبران آن لطمه‌يى را كه غربى‌ها به زن وارد كرده‌اند، نمى‌كند. از زن به عنوان يك وسيله‌ى التذاذ و شهوت‌رانى استفاده كرده‌اند. آنها معتقدند كه زن بدون آرايش ارزش ندارد؛ بايد خودش را آرايش كند تا مردها او را بپسندند؛ اين بزرگترين اهانت به زن است. شما حرف داريد و در اين قضايا مدعى هستيد.
در زمينه‌ى سلاحهاى كشتارجمعى، شما مدعى هستيد؛ بايد مهاجم باشيد. شما كسانى را كه اين همه سلاح شيميايى هم خودشان مصرف كردند و هم به صدام دادند، مطرح كنيد؛ نه اين‌كه يك‌بار بگوييد؛ نه، اين مسائل را بايد دنبال كنيد و اينها را بايد در تريبونها بيان كنيد. اين‌كه فلان قدرت بدش مى‌آيد، نبايد مانع شود از اين‌كه ما اين موضع تهاجمى را از دست بدهيم. در مذاكرات سطوح مختلف اين مسائل را بياوريد. ۱۳۸۳/۰۵/۲۵

* تقويت همكارى‌هاى دوجانبه، منطقه‌اى و بين‌المللى
اعتلاى شأن، موقعيت، اقتدار و نقش جمهورى اسلامى ايران در منطقه و نظام بين‌الملل به‌منظور تحكيم امنيت ملى و پيشبرد منافع ملى با تأكيد بر: تقويت همكارى‌هاى دوجانبه، منطقه‌اى و بين‌المللى با اولويت كشورهاى همسايه.۱۳۸۷/۱۰/۲۱
من بارها - يعنى از زمان رياست‌جمهورى - اين مسأله را دائماً به وزارت‌خارجه گفته‌ام و تكرار كرده‌ام كه ما بايد در ارتباطات دوجانبه، ارتباطات منطقه‌يى و در مجامع جهانى حضور فعال داشته باشيم و نبايد هيچ مجمع جهانى را كه در آن عضو هستيم، دست كم بگيريم. اين‌كه ما مأيوس بشويم و بگوييم فايده‌يى ندارد، گوش نمى‌كنند؛ غلط است. همه چيز فايده دارد؛ همه‌ى تلاشها فايده دارد... شماها مى‌توانيد تغييرات محيطى را كاملاً رصد كنيد؛ ظرفيتهاى ممكن، فرصتهاى ممكن و تهديدها را منعكس كنيد؛ بايد هم بكنيد. البته اين‌طور هم نباشد كه همه‌اش تهديدها منعكس شود؛ بعضى‌ها كارشان فقط منعكس كردن تهديدهاست، كه نتيجه‌اش - نمى‌گويم آنها قصدشان اين است - مرعوب كردن مسؤولان بالاست؛ اگر قابل مرعوب شدن باشند. ۱۳۸۳/۰۵/۲۵
 
* حمایت از ملتهای بپاخاسته
در قضاياى منطقه، موضع نظام جمهورى اسلامى روشن است. موضع ما، دفاع از ملتها و حقوق ملتهاست. ما با ملتهاى مسلمان و ملتهاى مظلوم در هر نقطه‌ى عالم موافقيم؛ با زورگويان و مستكبران و ديكتاتورها و خبيثها و سلطه‌گران و غارتگران در هر نقطه‌ى دنيا مخالفيم؛ اين موضع ملت ايران و موضع نظام اسلامى است؛ اين موضع آشكار و عيان نظام جمهورى اسلامى است... ما بين غزه و فلسطين و تونس و ليبى و مصر و بحرين و يمن تفاوتى نميگذاريم. در همه جا ظلم به ملتها محكوم است. حركت ملتها با شعار اسلام و در جهت آزادى، مورد تأييد ماست.. ۱۳۹۰/۰۱/۰۱
هر جا حركت اسلامى است، هر جا دفاع از هويت اسلامى است، هر جا دفاع از مظلوم است، جمهورى اسلامى آنجا حاضر است و حاضر خواهد بود و آمريكا و صهيونيسم و شبكه‌ى فاسد سياسى مستكبرين نتوانستند بر جمهورى اسلامى فائق بيايند و نخواهند توانست... ما به توفيق الهى، در كنار ملت فلسطين ايستاديم، در كنار ملتهاى انقلاب‌كرده‌ى مسلمان ايستاديم، در كنار مردم مظلوم بحرين ايستاديم، در كنار همه‌ى كسانى كه در مواجهه‌ى با آمريكا و صهيونيسم قرار دارند، ما ايستاديم و از آنها دفاع ميكنيم و در اين مورد از هيچ كس و هيچ قدرتى ملاحظه نميكنيم. ۱۳۹۱/۰۴/۲۱
من بنام ملت و دولت انقلابی ایران به شما ملت مصر و ملت تونس درود میفرستم و پیروزی كامل شما را از خداوند عزیز مسألت میكنم. من به شما و قیامتان افتخار میكنم. ۱۳۸۹/۱۱/۱۵

* تقویت وحدت اسلامی
هر حركت اختلافى، به هر شكلى، در ميان ملتهاى مسلمان، يا در درون يك كشور ميان افراد آن كشور، بازى كردن در زمينى است كه دشمن آن زمين را تعيين كرده است؛ كمك به دشمن است. مسئله‌ى وحدت را همه بايد جدى بگيرند؛ در درجه‌ى اول، نخبگان؛ نخبگان سياسى، نخبگان دينى، نخبگان دانشگاهى، نخبگان حوزه‌هاى علميه؛ در همه جا. در كشور ما همه مسئله‌ى وحدت را جدى بگيرند. ايجاد اختلاف مذهبى بين گروههاى مختلف مسلمان، خطر بزرگى است. اگر دشمنان بتوانند آتش اختلافات فرقه‌اى را در يك جائى برافروزند، فرونشاندن آن جزو دشوارترين كارهاست. بايد جلوى اين كار را گرفت؛ اين هم نميشود، جز با ابتكار عمل و مجاهدت و اخلاص نخبگان در هر كشورى؛ علما، دانشگاهيان، سياستمداران، كسانى كه داراى نفوذ و تأثيرند؛ براى مردم تشريح كنند نقشه‌ى دشمن را، و نگاه اميدوارانه‌ى دشمن را به ايجاد اختلاف بين مردم، بين كشورهاى اسلامى، بين جناحهاى اسلامى، بين سنى و شيعه، بين گرايشهاى مختلف در مذاهب مختلف اسلامى؛ مردم را آگاه كنند.
 اين خطر بزرگى است كه دشمنان تجربه كردند. انگليسها در اين زمينه داراى تجربه‌هاى طولانى‌اند. ما در تاريخ، در شرح حال اينها ميخوانيم و مى‌بينيم كه چه كارهائى را كردند براى ايجاد اختلاف. اينها بلدند، ديگران هم از اينها ياد گرفتند. مشغول تلاش هستند براى ايجاد اختلاف؛ بايد پرهيز كرد. نبايد با احساسات سطحى و عاميانه، موجب برافروختن اين آتشها شد؛ اين، سرنوشت ملتها را سياه ميكند؛ ملتها را به خاك سياه مينشاند؛ دشمنان اسلام را، دشمنان مسلمين را، دشمنان استقلال را، در كارهاى خودشان موفق ميكند؛ نقشه‌ى آنها را تحقق خواهد بخشيد؛ بايد بيدار بود.۱۳۹۱/۱۱/۱۰

از مجمع تقريب مذاهب اسلامی در اين برهه‌ی خطير و حساس انتظار می‌رود با بهره‌گيری از تجربيات ارزشمند گذشته و نيز خلاقيت و ابتكارات مورد نياز شرايط كنونی،‌ با همكاری و همدلی نخبگان جهان اسلام به‌ويژه انديشمندان حوزه و دانشگاه «ديپلماسی وحدت اسلامی» را راهبرد خود قرار داده و پايه‌گذاری تشكيل امت واحد اسلامی را در مقابل اردوگاه استكبار به عنوان چشم‌انداز آينده ترسيم نمايد. ۱۳۹۱/۰۴/۲۴

بیست جمله از رهبر انقلاب درباره «بسیج»

در آستانه فرارسیدن «هفته بسیج»، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR بیست جمله‌ی برگزیده از حضرت آيت‌الله خامنه‌ای را در این‌باره، منتشر كرد:

* هفته بسيج، در حقيقت فرصتى براى ارائه حركت عظيمى است كه به وسيله امام بزرگوار راحل، در اين كشور پايه‌گذارى شد و اين حركت، در اين منطقه اسلامى و دينى، براى ديگر ملتها هم ان‌شاءاللَّه الگو و سرمشق خواهد شد. ۱۳۷۵/۰۸/۳۰

* سازماندهی بسيج، يكی از نوآوری‌های امام بزرگوار بود. ۱۳۸۷/۰۲/۱۴

* امروز اگر شما جلوه‌هاى زيباى پُرشور حضور جوانان را در صحنه‌هاى پُرخطر فلسطين و لبنان مشاهده مى‌كنيد، اين الگوگيرى از بسيج است. ۱۳۸۴/۰۶/۰۲
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/21557/C/13910829_0121557.jpg
* ميتوان بسیج را را بحق مكتبى‌ترين و مردمى‌ترين نيروى مقاومت جهانى ناميد. ۱۳۶۲/۰۹/۰۴

* بسيج، عبارت است از مجموعه‌اى كه در آن، پاكترين انسانها، فداكارترين و آماده‌به‌كارترين جوانان كشور، در راه اهداف عالى اين ملت و براى به كمال رساندن و به خوشبختى نائل كردنِ اين كشور، جمع شده‌اند. ۱۳۷۶/۰۹/۰۵

* بسيج به معنى حضور و آمادگى در همان نقطه‌اى است كه اسلام و قرآن و امام زمان ارواحنافداه و اين انقلاب مقدّس به آن نيازمند است؛ لذا پيوند ميان بسيجيان عزيز و حضرت ولى عصر ارواحنافداه - مهدى موعود عزيز - يك پيوند ناگسستنى و هميشگى است. ۱۳۷۸/۰۹/۰۳

* همه بايد بدانند كه در دوران دفاع مقدس چه معجزات عظيمی از حضور مؤمنانه و پر تلاش نيروهای بسيجی در صحنه‌های جنگ اتفاق افتاد؛ اين را بايد همه بدانند. ۱۳۸۷/۰۲/۱۴
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24524/C/13920829_19924524.jpg
* مطمئن باشيد اگر حضور بسيج مستضعفين در هشت سال دفاع مقدس نبود، امروز سرنوشت كشور چيز ديگرى بود.۱۳۸۸/۰۹/۰۴

* تا بسيج هست، نظام اسلامى و جمهورى اسلامى از سوى دشمنان تهديد نخواهد شد؛ اين يك ركن اساسى است.۱۳۸۸/۰۹/۰۴

* عرصه‌ى بسيج يك عرصه‌ى عمومى است؛ نه مختص يك قشر است، نه مختص يك بخشى از بخشهاى جغرافيائى كشور است، نه مختص يك زمانى دونِ زمان ديگرى است؛ نه مختص يك عرصه‌ئى دون عرصه‌ى ديگرى است. در همه‌ى جاها، در همه‌ى مكانها، زمانها، عرصه‌ها و در همه‌ى قشرها، اين وجود دارد. اين معناى بسيج است. ۱۳۸۹/۰۴/۰۲

* بسيج دانشجويى يكى از ارزنده‌ترين يادگارهاى امام راحل بزرگوار ما است. ۱۳۷۷/۰۷/۱۴

* بسيج به كيفيت‌بخشيدن روزافزون به خود نيازمند است و اين حلقات «صالحين»، از كارهاى بسيار خوب و برجسته است و در طريق همين تكميل بسيج قرار دارد كه ان‌شاءالله روز به روز بايد آن را كاملتر كرد. ۱۳۹۱/۰۹/۰۱
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24521/1.jpg
* از جمله‌ى اساسى‌ترين كارهائى كه بر عهده‌ى بسيج است و در بافت درونىِ هويت بسيج دخالت دارد، عبارت است از حمايت و دفاع از اصول مسلّم اسلامى. ۱۳۹۰/۰۷/۲۲

* جوانى كه در نيروى مقاومت بسيج به عنوان يك نيروى بسيجى، خود را خدمتگزار اهداف انقلاب و آرمانهاى اسلامى مى‌داند، بايد چنان خود را بسازد كه مثل شمعى پروانه‌ها را به دور خود جمع كند و سازندگى علمى، اخلاقى، معنوى، فكرى و سياسى داشته باشد. ۱۳۸۰/۰۸/۲۱

* اخلاص و معنويت بسيجى و ارتباط با خدا در بسيجى، يك خصوصيت عمده است. ۱۳۷۶/۰۹/۰۵

* بسيج نگاه ميكند ببيند كه اين حركت عمومى انقلاب و نظام از مسيرِ درست منحرف نشود؛ مراقب است كه انحراف به وجود نيايد؛ هر جا انحرافى مشاهده شد، بسيج در مقابل آن مى‌ايستد. اين از جمله‌ى خصوصياتى است كه مربوط به بسيج است. ۱۳۹۰/۰۷/۲۲

* آنچه كه براى همه‌ى ما، براى همه‌ى بسيجيان عزيز، براى جوانها در هر نقطه‌اى از اين عرصه‌ى عظيم كه مشغول كار هستند، بايد به عنوان شاخص مطرح باشد، عبارت است از اين سه عنصر: بصيرت، اخلاص، عمل بهنگام و به اندازه. اين سه عنصر را هميشه با يكديگر توأم كنيد و در نظر داشته باشيد. ۱۳۸۹/۰۸/۰۲
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24521/3.jpg
* بسيجيان در قبال پيچيدگى اوضاع توانسته‌اند در ذهن خود و فكر خود و شخصيت خود پيچيدگى ايجاد كنند و بشناسند؛ قضاياى سال ۸۸ اين را نشان داد. ۱۳۸۹/۰۸/۰۲

* بسيج تنها تا آن روز پيروز است كه در يك دست بسيجى«قرآن» و در دست ديگرش«سلاح» باشد. ۱۳۶۲/۰۹/۰۴

* راز پيروزى مسلمين و وحشت و هراس دشمنان و معاندين از مسلمين در برافراختن پرچم قرآن است. بسيج بايد مطيع مسجد، حامى مسجد، عامل به قرآن و حافظ قرآن باشد. ۱۳۶۲/۰۹/۰۴

نگاهی گذرا به زندگینامه‌ی حضرت آيت‌الله‌العظمی سيد علی حسینی خامنه‌ای

رهبر انقلاب اسلامی ایران


http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif سيد على حسینی خامنه‌اى فرزند مرحوم حجت‌الاسلام‌والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌اى، در فروردین‌ماه سال ۱۳۱۸ شمسی برابر با ۱۳۵۸ قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. او دومين پسر خانواده بود و زندگى مرحوم سيد جواد خامنه‌اى هم مانند بيشتر روحانيون و مدرسان علوم دينى، بسيار ساده: «پدرم روحانى معروفى بود، اما خيلى پارسا و گوشه‌گير [...] زندگى ما به‌سختى مى‌گذشت. من يادم هست شب‌هايى اتفاق مى‌افتاد كه در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت براى ما شام تهيه مى‌كرد. [...] آن شام هم نان و كشمش بود.»

ادامه نوشته

سوء استفاده بهائیان از آیات قرآن

سوء استفاده بهائیان از آیات قرآن             آیت‌الله جعفر سبحانی در جلسه تفسیر سوره «یس» که در مدرسه حجتیه قم برگزار شد با اشاره به تبیین صحیح روز قیامت در قرآن مجید اظهار کرد: یکی بهترین مثال‌ها برای روشن شدن کیفیت روز قیامت، روزهای پایانی دوران آموزشی در زمان سربازی است، یعنی روزی که سربازان را در یگان‌های مختلف دسته‌بندی می‌کنند هرچند این تشبیه یک نوع مشابه‌سازی ناقص به کامل محسوب می‌شود.
 
وی افزود: در روز قیامت همه انسان‌ها چه آنها که نیکوکارند و چه آنها که اهل گناه هستند در کنار یکدیگر می‌ایستند و پس از آن آنها را بنا به کارهایی که در این جهان انجام داده‌‌اند تقسیم‌بندی و جدا می‌کنند.
این مرجع تقلید جدا شدن انسان‌ها را امری تکوینی دانست و خاطرنشان کرد: این کار به میل و اراده بشر بستگی ندارد.
وی ادامه داد: زمانی که گروهی از انسان‌ها را به سمت دوزخ می‌برند خداوند به ملامت آنها می‌پردازد و خطاب به آنها می‌فرماید مگر شما را از اطاعت شیطان نهی نکرده بودم؟ البته این خطاب ناظر به زمان آفرینش است که خداوند آدم را از افتادن در دام و فریب شیطان برحذر داشته بود.
آیت‌الله سبحانی با اشاره به آیاتی از سوره مبارکه «اعراف» عنوان داشت: در برخی از آیات این سوره سخن از پیامبرانی آمده است که باید از آنها اطاعت شود؛ این همان مسئله‌ای است که بهائی‌ها با استفاده سوء از آن درصدد انکار خاتمیت نبی مکرم اسلام(ص) هستند اما حقیقت آن است که خطاب مورد اشاره در این آیه از ابتدای آفرینش بوده است.
 
استاد برجسته حوزه علمیه قم با بیان اینکه گناهکاران به عبادت شیطان نمی‌پردازند گفت: با این حال قرآن انسان‌ها را از عبادت شیطان برحذر می‌دارد و منظور همان اطاعت از شیطان است ضمن اینکه در آیاتی دیگر از کتاب خدا هم عبادت نه به معنای پرستش بلکه به معنای اطاعت ذکر شده است.
 وی تصریح کرد: راه مستقیم همان مسیر توحید است و شرک به خدا چیزی جز راه کجی نیست که شیطان به وسیله آن بسیاری از اقوام و امت‌ها را منحرف کرده است.
 
آیت‌الله سبحانی در بخش دیگری از سخنان خود به سالروز شهادت امام علی(ع) اشاره کرد و گفت: زمانی که خبر شهادت ایشان به مردم کوفه رسیدن آنها جامه عزا بر تن کردند و این در حالی بود که همین مردم در زمان حیات امیرالمومنین(ع) خون به دل ایشان کرده بودند.
این مرجع تقلید افزود: امام حسن مجتبی(ع) پس از شهادت پدر بزرگوارشان در خطابه‌ای فرمودند «مردی از میان ما رفت که تنها ۷۰۰ درهم از اموال دنیا در نزد او بود در حالیکه بیت‌المال را در اختیار داشت؛ امیرالمومنین(ع) دیگران را به ترک دنیا دعوت می‌کرد و خود در این مسیر پیشقدم بود.»

منبع: فارس

سرنوشت مسیحیان در دولت مهدی موعود

حضرت مهدی(عج)، حکومتی الهی و فراگیر با حاکمیت دین مبین اسلام، در سرتاسر کره زمین تشکیل می‌دهد، در اینجا، این پرسش مطرح می‌شود که آیا همه اهل کتاب(۱) به آیین اسلام می‌گروند؟ آیا در عصر ظهور هم، عده‌ای از اهل کتاب، دست از آیین خود بر نداشته و همچنان بر دین خود، پافشاری خواهند کرد؟ اگر مسیحیان و یهودیان در عصر ظهور باقی باشند، چگونه خواهند بود؟ آیا ملزم به ترک دین و آیین خود خواهند شد، یا بر عقیده خود می‌توانند باقی باشند؟ در صورت بقاء، آیا در دولت مهدوی از آزادی کامل برخوردار خواهند بود یا در محدودیت قرار خواهند گرفت؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها دیدگاه‌های گوناگونی مطرح شده است که یکی از آن‌ها نظریه «بقای اهل کتاب در زمان حکومت مهدوی» است که توسط حجت‌الاسلام موسی جوانشیر کارشناس ارشد مهدویت و نویسنده کتاب «اصطلاحات مهدوی» بررسی شده که در ادامه می‌آید:

در تبیین این دیدگاه، لازم به توضیح نکاتی است:
۱-آزادی و اختیار انسان‌ها
انسان‌ها در انتخاب دین و آیین مختارند و اجبار آنان به پذیرش عقیده و مذهب، تأثیری در نجات و رستگاری آن‌ها ندارد. در میدانِ اختیار است که انسان‌ها، امتحان پس داده و مستحق عذاب و عقاب می‌شوند. خداوند متعال، بشر را آزاد گذاشته تا با عقل و درایت خدادادی خود، راه هدایت و رستگاری را برگزینند، آیات قرآن(۲) نیز مؤید این مطلب است. آیت‌الله جوادی آملی نیز در این ‌مورد می‌نویسد: «اصولاً دین مجموعه‌ای از اعتقادات ویژه است که هرگز نمی‌توان آن‌ها را بر کسی تحمیل کرد. اگر اصول و مبادی دیانت برای کسی حاصل نشود، دین نیز به قلمرو جانش پای نمی‌نهد».(۳)
بر این اساس، تحمیل عقیده و ایمان از امور ناممکن بوده و تحقق خارجی نخواهد داشت و کاری بی‌ثمر است؛ بنابراین حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، دین اسلام را برای همگان ـ حتی کفار ـ فقط بیان می­کند، ولی کسی را مجبور به پذیرش آن نمی‌کند.

۲-عدم اجبار و اکراه در پذیرش دین
قرآن کریم به روشنی، اکراه و اجبار در دین را رد و نفی می‌کند. در شأن نزول آیه شریفه «لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ…»(۴) آمده است: مردى از انصار که نامش «ابوالحصین» بود، دو پسر داشت. پسران او تحت تبلیغ تجّار شامی قرار گرفته و نصرانی شده بودند. «ابوالحصین» از پیامبر(ص) خواست آن‌ها را به اسلام برگرداند، اما پیامبر(ص) موافقت نکرد و فرمود: «خداوند آن دو پسر را [از رحمتش] دور کند که آنان اولین دسته‏اى هستند که پس از هدایت به اسلام، کافر شدند». ابوالحصین از اینکه پیامبر اکرم(ص) به دنبال آن‌ها نفرستاد ناراحت شد؛ تا اینکه آیه فوق نازل شد.(۵)
از آنجا که حضرت مهدی(عج) در پی اجرای آیات قرآن کریم هستند بنابراین هیچ کسی را مجبور به پذیرش دین اسلام (اگر چه حق است) نمی­کند، بلکه فقط دستورهای ناب آن را اجرا کرده، در معرض دید همگان قرار می‌دهند تا بر پایه سنت الهی، هر کس با درایت و تحقیق و آگاهی کامل به این مسیرِ صحیح، رهنمون شود.

۳-اهل کتاب در عصر ظهور
از مجموع آیات و روایات مهدوی پیداست که اهل کتاب (یهودیان و مسیحیان) در عصر ظهور، حضور دارند و از دولت کریمه مهدی(عج) بهره‌مند می‌شوند.

*آیات
سه آیه از قرآن کریم بر حضور اهل کتاب تا روز قیامت دلالت دارد.
«و در میان آن‌ها عداوت و دشمنی را تا روز قیامت افکندیم».(۶)
«و از کسانی که ادعای نصرانیت [و یاری مسیح] داشتند [نیز] پیمان گرفتیم، ولی آن‌ها قسمت قابل ملاحظه‌ای از آنچه به آنان تذکر داده شده بود را به دست فراموشی سپردند، بنابراین در میان آنها تا قیامت، عداوت و دشمنی افکندیم».(۷)
«و یاد کن هنگامی را که پروردگارت اعلام داشت که تا روز قیامت بر آنان کسانی را خواهد گماشت که بدیشان عذاب سخت بچشانند».(۸) تعبیر «تا روز قیامت» در آیات فوق، به خوبی دلالت می‌کند اهل کتاب در عصر ظهور هم حضور خواهند داشت.

*روایات
-دریافت جزیه از اهل کتاب
از امام صادق(ع) پرسیده شد: رفتار حضرت قائم(عج) با اهل ذمه چگونه خواهد بود؟ فرمود: با آن‌ها از درِ مسالمت وارد خواهد شد، همچنان که رسول خدا(ص) با آن‌ها سازش کرد. اهل ذمه به آن حضرت جزیه می‌پردازند و در هنگام پرداخت آن [مانند یک اقلیت] کوچک شمرده می‌شوند».(۹)

-قضاوت مهدی(عج) در میان اهل کتاب
امام باقر(ع) فرمود: «مهدی(عج) را از آن رو مهدی (هدایت شده)، نامیده‌اند که به چیزی پنهان راه می‌یابد، او تورات و دیگر کتاب‌های آسمانی را از غاری در انطاکیه [از قدیمی‌ترین شهرهای شام] بیرون می‌آورد و در میان اهل تورات با تورات و میان اهل انجیل(مسیحیان) با انجیل و در میان پیروان زبور با زبور و برای اهل قرآن با قرآن قضاوت می‌کند».(۱۰)
بنابراین، آیات و روایات، حضور اهل کتاب و اقلیت‌های مذهبی را در عصر ظهور امام زمان(عج) تأیید می‌کند.
همچنین، بنا بر روایاتی،(۱۱) سیره حضرت مهدی(عج)، همچون سیره پیامبر مکرم اسلام(ص)، معرفی شده است.
پس، حضرت مهدی(عج) نیز طبق روش پیامبر اسلام(ص)، از اهل کتاب جزیه خواهند گرفت تا آن‌ها هم در سایه حکومت عدل او به زندگی خود ادامه دهند.

*پی‌نوشت‌ها:
۱-مراد از اهل کتاب در این نوشتار فقط یهودیان و مسیحیان است.
۲-سوره انسان/۳، سوره غاشیه/۲۱-۲۲، سوره کهف/۲۹، سوره ق/۴۵.
۳-جوادی آملی، فلسفه حقوق بشر، ص ۱۲۶.
۴-سوره بقره/۲۵۶.
۵-ترجمه مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۱۳.
۶-سوره مائده/ ۶۴.
۷-سوره مائده/ ۱۴.
۸-سوره اعراف/ ۱۶۷.
۹-بحارالانوار، ج۵۲ ، ص ۳۷۶، باب ۲۷.
۱۰-الغیبه، باب ۱۳، ص ۲۳۷، ح ۲۶.
۱۱-الارشاد، ج ۲، ص ۳۸۳.

آشنایی با فرقه اسماعیلیه

فرقه اسماعیلیه، از فرق مهم شیعه است که از دو جهت اهمیت دارد:
۱. از فِرق مهم و اثرگذار تشیع است که تا کنون نیز باقی مانده است.
۲. از فِرقی است که توانسته حکومتی تشکیل دهد و فعالیتهای فراوانی داشته باشد.
اگر فرق تشیع را از نگاه تشکیل حکومت بنگیریم، خواهیم دید که اسماعیلیه و زیدیه از این جهت بر امامیه مقدم هستند.

حال مختصری درباره اسماعیلیه بدانید:
اسماعیلیه فرقه اى هستند که پس از شش امام اول شیعیان ، فرزند بزرگ امام صادق علیه السلام به نام اسماعیل یا فرزند اسماعیل ، محمد را به امامت مى پذیرند یعنى به هفت امام قائل اند و لذا به سبعه هم نامیده شده اند.
۲. مهمترین ویژگى اسماعیلیه ، باطنى گرى و تاءویل آیات و احادیث است و در این راه از آراى فلاسفه یونان هم سود مى جستند. به اعتقاد همه فرق اسلامى ، آنها در تاءویل دین افراط کردند.
۳.گروهى از اسماعیلیان منکر مرگ اسماعیل شدند و او را امام قائم دانستند که اسماعیلیه خالصه نامیده شده اند. گروه دیگرى مرگ او را پذیرفته و فرزندش محمد را امام دانستند که مبارکیه نام دارند. اینها پس از مدتى به دو فرقه منشعب شدند، برخى مرگ محمد را پذیرفته و سلسله ائمه را در فرزندان او ادامه دادند و برخى هم منکر مرگ او بودند و او را امام قائم مى پنداشتند. اینان قرامطه نامیده شده اند.
۴.فاطمیان از همان گروه از اسماعیلیه اند که امامت را در فرزندان محمد بن اسماعیل جارى مى دانند. آنها امامان را به دو قسم ظاهر و مستور تقسیم مى کنند که پس از هفت امام نخست ، نوبت به امامان مستور مى رسد که به طور مخفیانه مردم را به آیین اسماعیلى دعوت مى کردند. آخرین امام در سلسله امامان مستور المهدى بالله است که امامت خود را آشکار کرد و دوره امامان ظاهر فرا رسید. المهدى حکومت فاطمیان را در مغرب تاءسیس ‍ کرد.
۵.پس از مرگ هشتمین امام ظاهر، مستنصر بالله ، وزیر مقتدرش ، فرزند ارشدش ، نزار را از خلافت محروم و مستعلى برادرش را جایگزین نمود و این موجب تفرقه در اسماعیلیه و پیدایش دو گروه نزاریه و مستعلیه شد. فرقه مستعلیه خود بعدا به فرقه هاى حافظیه و طیبیه انشعاب پیدا کرد و باز طیبیه به دو شاخه داوودیه و سلیمانیه تقسیم شد.
۶.سرگذشت نزاریه با حکومت حسن صباح پیوند خورده است . او پس از دست یابى به قلعه هاى الموت حکومت اسماعیلیه نزاریه را در ایران مستقر کرد که در مقابل دعوت فاطمیان مصر که دعوت قدیم نامیده شد به این حکومت دعوت جدید مى گفتند. بعدها نزاریه به دو فرقه مؤ منیه و قاسمیه تقسیم شدند و تنها فرقه اسماعیلى که به استمرار امامتم تا زمان حاضر معتقدند همین گروه قاسمیه اند که به آقاخانیه شهرت دارند.
۷.فاطمیان همانند دیگر فرق اسماعیلیه به تمایز میان ظاهر و باطن دین معتقدند.
۸.اسماعیلیان درجاتى را براى امامت معتقدند:
۱.امام مقیم که بالاترین درجه است . ۲.امام اساس که کارهاى رسول ناطق را ادامه مى دهد. ۳.امام مستقر ۴.امام مستودع یا نائب الامام .
۹.قرامطه پیروان قرمطاند و از فرقه مبارکیه منشعب شده اند. اینها بیش از دیگر فرق اسماعیلى به باطنى گرى و ضدیت با عقاید قطعى مسلمانان مبادرت مى کردند به نحوى که نمى شود آنها را فرقه اى اسلامى نامید.
۱۰. قرامطه به هفت پیامبر الوالعزم معتقدند و همه احکام قرآن و سنت را داراى باطن و ظاهرى مى دانند و عمل به ظاهر را سبب گمراهى مى شمارند.
۱۱. قرامطه در برخى مناطق موفق به تشکیل حکومت شدند. مهمترین قیام آنها در بحرین رخ داد. در زمان ابوطاهر قرامطه قدرت بسیارى یافتند و مترکب فجیع ترین اعمال شدند. حکومت قرامطه تا سال ۴۶۹ ق . در بحرین ادامه داشت و پس از آننتوانستند حکومت تأسیس کنند.

منبع:سایتhttp://bahaiat.com

آشتایی با فرقه زیدیه

برای شناخت فرقه زیدیه، می توانید چکیده زیر را بخوانید و با این فرقه آشنا شوید:
۱.زیدیه فرقه اى هستند که پس امام على علیه السلام و امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام به امامت ((زید)) فرزند امام سجاد علیه السلام قائل اند و ائمه بعدى را امام نمى دانند بلکه تنها به عنوان پیشوایان علم و معرفت مى پذیرند.
زید فرزند امام سجاد علیه السلام در نیمه دوم قرن اول و نیمه اول قرن دوم مى زیست و بر ضد هشام بن عبدالملک حاکم اموى قیام کرد و به شهادت رسید. امامان معصوم و دانشمندان امامیه زید را به جهت دانش ، تقوى و شجاعتش مى ستایند و به نظر آنها زید مدعى امامت نبوده است و تنها به قصد امر به معروف و نهى از منکر و اصلاح امور و واگذارى حکومت به ائمه علیه السلام قیام کرده است .با این حساب مى توان خود را زید را شیعه امایم دانست .
۳.فرقه هایى از زیدیه خلافت ابوبکر و عمر را مشروع مى دانند و دلیلشان جواز خلافت مفضول با وجود افضل است . امام این اعتقاد را نمى توان به زید نسبت داد و جملاتى هم که از زید در برخى کتب فرق نقل شده ، تنها تفاوت دو خلیفه را با بنى امیه نشان مى دهد و بنابراین نمى توان روایات صحیحى که دال بر امامیه بودن زید است را رد کرد.
۴.پس از زید دانشمندانى به تنظیم عقاید و احکام زیدیه پرداختند و مذهب زیدیه پدید آمد.
به عقیده زیدیه تنها سه امام نخست امامیه از جانب پیامبر صلى الله علیه و آله به امامتشان تصریح شده است و پس از امام سوم در میان امامان معصوم کسى که شرط مبارزه با ستمگران را داشته باشد نیست و لذا آنها به امامت امام سجاد علیه السلام و دیگران که به جهاد علنى نپرداختند اعتقاد ندارند در عوض زید و یحیى بن زید و محمد بن عبد الله (نفس زکیه ) و عده اى دیگر را که به جهاد پرداختند امام مى دانند. بنابراین یکى از تفاوتهاى زیدیه با امامیه در این است که زیدیه شرط امام بودن را مبارزه مسلحانه مى دانند.
۵.مهمترین فرقه هاى زیدیه ، جارودیه ، سلیمانیه و صالحیه اند. جارودیه پیروان ابى جارود، زیاد بن ابى زیاد ملقب به سرحوب هستند. به اعتقاد این فرقه پیامبر صلى الله علیه و آله شخص امام على علیه السلام را به مردم معرفى نکرده بلکه تنها اوصاف امام بر حق را بیان کرده و این اوصاف تنها بر آن حضرت منطبق است . این اعتقاد حد وسط راءى امامیه و اهل سنت است.
۶.فرقه سلیمانیه پیروان سلیمان بن جریر هستند و معتقدند امام به وسیله شورا و توسط مردم انتخاب مى شود و مردم مى توانند فرد افضل را کنار گذاشته و فرد مفضول را انتخاب کنند و لذا خلافت ابوبکر و عمر صحیح است .
عقاید این فرقه به اهل سنت نزدیکتر است تا شیعه ، چون به انتخاب خلیفه معتقدند. امام علت اینکه این فرقه یکى از فرق زیدیه به شمار آمده است این است که اینها مانند آنچه به زید نسبت داده شده قائل به جواز امامت مفضول با وجود افضل بوده اند.
۷. فرقه صالحیه پیروان حسن بن صالح بن حى و بتریه پیوان کثیر النوى ملقب به ابترند. آنها امامت مفضول را با رضایت افضل قبول دارند. آنها همه فرزندان امام على علیه السلام را که به جهاد علنى قیام کنند امام مى دانند.

شناخت فرقه امامیه

برای شناخت امامیه، کافیست این مقاله کوتاه را بخوانید تا چکیده ای از اطلاعات پیرامون این مذهب را به دست آورید:
۱. معناى لغوى امام و شیعه متمم یکدیگرند، شیعه به معنى پیروان است و امام کسى است از او پیروى مى شود امامیه یا شیعه اثنى عشریه اصطلاحا به کسانى گفته مى شود که گذشته از اعتقاد به امامت بلافصل على علیه السلام پس از او حسین بن على علیه السلام و حسین بن على علیه السلام و نه فرزند ایشان که آخرین آنها مهدى موعود (عج ) است به امامت مى پذیرند.
۲. فرق اسلامى، چون معتزله ، اشاعره ، خوارج و مرجئه ، غالبا در واکنش به حوادث اعتقادى و سیاسى برخى دوره ها و به صورت انفعالى پیدا مى شدند ولى پیدایش امامیه این گونه نبوده است . جانشینان پیامبر صلى الله علیه و آله از زمان خود حضرت ، دست کم براى عده اى از اصحاب مشخص بودند که از علوم و اسرار پیامبر بهره خاص گرفته بودند و این علوم و اسرار سینه به سینه در آنها انتقال پیدا کرده بود، لکن به جهت اختناق موجود در بعضى دوره ها فرصت بروز و ظهور به صورت گروهى منسجم را نیافتند تا اینکه امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام با اندک فرصتى که یافتند توانستند در کنار فقه شیعه ، کلام امامیه را هم بنیان نهند و متکلمان برجسته اى را تربیت کنند.
۳. کلام امامیه نه با عقل گریزى اصحاب حدیث و حنابله موافق بود و نه با عقل گرایى افراطى معتزله همراهى داشت چه اینکه با جمودگرایى اشعرى و نادیده گرفتن نقش تعقل در کشف عقاید سرآشتى نداشت . منابع معارف شیعه عبارت بودند از قران سنت پیامبر و اهل بیت و همچنین عقل . متکلمان امامیه گذشته از استفاده از مستقلات عقلى ، با اجتهاد عقلى معارف قرآن و سنت را استنباط مى کردند و به جدال احسن با مخالفان مى پرداختند.
۴. پنج اصل توحید، عدل ، نبوت ، امامت و معاد به عنوان اصول عقاید امامیه معرفى شده است . دو اصل توحید و عدل در این میان اهمیت بیشترى دارد و تفسیر خاص امامیه و معتزله از این دو اصل ، آنها را از دیگر فرق کلامى جدا کرده است . اصل امامت هم مختص امامیه بوده که آنها را از بقیه و حتى معتزله جدا نموده است .
۵. امامیه در مورد توحید صفاتى معتقدند که صفات را زاید بر ذات متغایرند لکن مصداقا واحد هستند، برخلاف معتقدند که صفات را زاید بر ذات مى دانند و یا معتزله که به نیابت ذات از صفات قائلند. در مورد توحید افعالى هم نظر اشاعره مبنى بر انحصار فاعلیت در خدا و نظر معتزله مبنى بر فاعلیت مستقل انسان از سوى امامیه رد شده است . اختیار و آزادى انسان هرگز به تفویض معتزله نمى انجامد بلکه قدرت اختیار انسان متوقف بر اجازه الهى است .
عدل در نزد امامیه به معناى منزه بودن خداوند از ارتکاب افعال قبیح و لزوم انجام کارهاى نیکوست . آنان سخن اشاعره مبنى بر اینکه عدل همان فعلى است که خدا انجام مى دهد (ولو قبیح ) با دلایلى رد مى کنند. نظریه امامیه در مساءله حسن و قبح داراى دو عنصر اساسى است . نخست آنکه حسن و قبح ، ذاتى افعال است و دیگر آنکه عقل آدمى قادر بر درک این حسن و قبح است ، البته در برخى موارد براى شناخت حسن و قبح افعال محتاج دین و شریعت است . بر همین اساس امامیه افعالى را که عقلا قبیح انداز خداى متعال سلب مى کنند.
۷. امامیه معتقد است خداى متعال به هیچ صورت در دنیا و آخرت با چشم قابل رؤ یت نیست . البته رؤ یت قلبى که در روایات آمده نه تنها مردود نیست بلکه عالى ترین نوع معرفت آدمى نسبت به خداوند است و چه بسا که این رؤ یت در همین دنیا هم میسر باشد.
۸. در میان مکاتب کلامى ، امامیه تنها گروهى است که امامت را از اصول دین مى شمارد و بر آن تاءکید دارد. بنابر نظر امامیه ،
امام را خداوند تعیین مى کند و مردم مى باید امام زمان خود را بشناسند و با او بیعت کنند. امامت رهبرى امت اسلامى در همه شؤ ون حیات بشرى اعم از اعتقادى ، علمى ، اخلاقى ، سیاسى و اجتماعى است و امام فردى معصوم از خطا و گناه است .
۹. متکلمان برجسته امامیه از یک نظر به دو گروه تقسیم مى شوند: متکلمان عصر حضور که از اصحاب ائمه اند و متکلمان عصر غیبت . برخى از متکلمان عصر حضور عبارت اند از: ۱. هشام بن حکم ، شاگرد برجسته امام صادق علیه السلام و امام کاظم علیه السلام که سرآمد شاگردان آن حضرت در مباحث کلامى بوده و داراى آثار کلامى متعددى است ؛ ۲. هشام بن سالم . شاگردان امام صادق علیه السلام و امام کاظم علیه السلام ؛ ۳. محمد بن على بن نعمان معروف به مؤ من الطاق که از اصحاب امام سجاد علیه السلام و امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام است ؛ ۴. قیس ‍ الماصر؛ ۵. زرارة بن اعین : از اصحاب امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام و امام کاظم علیه السلام که برخى او را از بزرگترین رجال شیعه مى دانند. متکلمان یاد شده در قرن دوم هجرى مى زیسته اند. در قرن سوم هم متکلمان بسیارى بوده اند که از جمله آنها فضل بن شاذان است که از اصحاب امام رضا علیه السلام ، امام جواد علیه السلام و امام هادى علیه السلام و امام حسن عسکرى علیه السلام است . کتاب معروف الایضاح که در رد فرقه هاى مختلف کلامى است مربوط به اوست .
۱۰. مهمترین متکلمان عصر غیبت مربوط به قرن ۴ و ۵ است که تعدادى از آنها از خاندان نوبختى اند. خاندان نوبختى از مهمترین خانواده هاى شیعى بوده اند که برخى از آنها یاران امام معصوم علیه السلام بوده اند از جمله حسین بن روح نوبختى که آخرین نایب خاص امام دوازدهم علیه السلام بوده است . این خاندان در فرهنگ و تمدن دوره عباسى نقش به سزایى داشتند و به جهت آشنایى با فلسفه ، مفاهیم فلسفى را در کلام امامیه وارد کردند. ابوسهل نوبختى ، حسن بن موسى نوبختى (صاحب کتاب فرق الشیعه ) و ابواسحق ابراهیم بن نوبخت (صاحب کتاب الیاقوت ) از جمله متکلمان امامیه منسوب به این خاندان هستند.
۱۱. یکى از شخصیتهاى برجسته امامیه شیخ صدوق صاحب کتاب من لایحضره الفقیه است . وى در کتب خویش بیشتر بر نصوص دینى تاءکید ورزیده است . کتاب التوحید شیخ صدوق جامع عقاید اصلى و مهم امامیه است .
روش شیخ صدوق از جهتى در مقابل روش متکلمان نوبختى است . نوبختیان سعى مى کردند از مباحث فلسفى و عقلى در کلام سود جویند و شیخ صدوق بیشتر از نصوص دینى بهره مى جست . مقایسه کتاب الیاقوت و الاعتقادات این مطلب را روشن مى سازد.
۱۲. شیخ مفید از دیگر متکلمان مشهور امامیه است که سید مرتضى و شیخ طوسى از شاگردان او محسوب مى شوند. مهمترین کتاب کلامى وى اوائل المقالات است . تفکر کلامى مفید از جهت توجه به عقل و نقل حد وسط میان روشن متکلمان نوبختى و شیخ صدوق محسوب مى شود. سید مرتضى متکلم دیگر امامیه پس از شیخ مفید کلام امامیه را بیشتر به جانب عقلانیت کشاند. شیخ طوسى که داراى دو مجموعه هاى تهذیب الاحکام و الاستبصار است در زمینه کلامى کتاب تمهیدالاصول را نگاشته و روش ‍ عقلانى سید مرتضى را تکمیل کرده است و متکلمان شیعى پس از او تنها به شرح و بسط آراى سلف پرداختند تا در قرن هفتم با ظهور خواجه نصیر الدین طوسى کلام شیعه دچار تحولى دیگر شد.
۱۳. خواجه نصیر الدین طوسى در میان متکلمان دوره غیبت بیش از دیگران بر کلام امامیه تاءثیر گذارده است . او بیش از همه به عقاید شیعه رنگ فلسفى داد و با تاءلیف کتاب تجرید الاعتقاد یکى از مهمترین کتابهاى کلامى شیعه را آفرید. اهمیت این کتاب را از شروحى که بر آن نوشته شده مى توان یافت .
علامه حلى که جامع علوم عقلى و نقلى بود شرح کشف المراد را بر تجرید خواجه نگاشت و پس از وى هم متکلمان برجسته اى چون علامه مجلسى ، فیض کاشانى و ملاعبدالرزاق لاهیجى آثار دیگرى را در کلام امامیه آفریدند.
۱۴. کلام شیعه در سه مرحله متوالى ، به تدریج بر جنبه عقلانى آن افزوده شد و به علوم فلسفى نزدیکتر شد. در دوره نخست تاءکید بیشتر بر نصوص ‍ دینى و کلام ائمه بود و عقل در خدمت تبیین معارف وحى و دفاع از حقانیت و عقلانیت آن بود. در دوره دوم مایه هاى عقلانى کلام شیعه افزایش یافت . در نهایت با ظهور خواجه طوسى کلام شیعه با فلسفه مشاء در آمیخت . کلام شیعه در قرنهاى اخیر هم شاهد گرایشهاى نص گرایانه و عقل گرایى معتدل بوده است و این رویارویى همچنان ادامه دارد.

پیدایش تشیع

اندیشمندان درباره خاستگاه پیدایش تشیع، دیدگاه های گوناگونی دارد که می توان آنها را به دو دسته کلی قسمت کرد:
الف نویسندگان و پژوهش گرانى که مى گویند تشیع پس از رحلت پیامبر خاتم (صلى الله علیه و آله و سلم) ایجاد شده است. اینان خود چند دسته اند:
۱. گروهى مى گویند تشیع در روز سقیفه پدید آمده است، همان روزى که گروهى از بزرگان صحابه با صراحت گفتند: على (علیه السلام) اولى به امامت و خلافت است.۱
۲. دسته دوم، پیدایش شیعه را به اواخر خلافت عثمان مربوط مى دانند و انتشار آراى عبدالله بن سبأ در این زمان را به پیدایش تشیع ربط مى دهند.۲
۳. گروه دیگرى معتقدند شیعه در روز فتنه الدار (روز قتل خلیفه سوم) پدید آمده است. پس از این روز، پیروان على(علیه السلام) که همان شیعیان بودند، در مقابل خون خواهان عثمان(عثمانیان)قرار گرفتند. ابن ندیم مى نویسد:» وقتى طلحه و زبیر با على (علیه السلام)مخالفت کردند و جز به خون خواهى عثمان به چیزى دیگر قانع نشدند، على خواست با آن ها بجنگد تا سر به فرمان حق نهند. آن روز، کسانى را که از او پیروى کردند، به نام شیعه خواندند و او خود نیز به آن ها مى گفت: شیعیان من.»۳ ابن عبد ربه اندلسى نیز مى گوید: «شیعیان کسانى هستند که على را بر عثمان برتری دادند».۴
۴. دسته چهارم معتقدند که تشیع پس از ماجراى حکمیت تا شهادت على (علیه السلام) به وجود آمده است.۵
۵. دسته پنجم نیز آغاز تشیع را از زمان واقعه کربلا و شهادت امام حسین (علیه السلام) می دانند.۶
ب در مقابل این ها، پژوهش گرانى معتقدند که تشیع در عصر رسول خدا(صلى الله علیه و آله) ریشه دارد. از میان دانشمندان شیعه، مرحوم کاشف الغطا،۷ شیخ محمدحسین مظفر،۸ محمدحسین زین عاملى۹ و از میان علماى اهل سنت، محمد کرد على مى گویند: شمارى از صحابه در عصر پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله)به شیعه على معروف۱۰ بودند.
با توجه به این نظرها مى توان گفت ایام سقیفه، اواخر خلافت عثمان، جنگ جمل، حکمیت و حادثه کربلا از دوره هاى اثر گذار بر تاریخ تشیع است. افزون بر آن، وجود شخصى به نام عبدالله بن سبا مورد تردید است. با همه این ها پیدایش تشیع در یکى از این دوره ها درست به نظر نمى رسد. بررسى احادیث نبوى نشان مى دهد که واژه شیعه پیش از همه از زبان رسول خدا، محمد مصطفى(صلى الله علیه و آله) در احادیث متعددى براى نامیدن دوستداران على(علیه السلام) به کار رفته است. اینک به این موارد اشاره مى کنیم که همه آن ها در منابع اهل سنت آمده است.
مسعودى نوشته است: عباس بن عبدالمطلب مى گوید: «روزى نزد رسول خدا (صلى الله علیه و آله) بودیم که ناگهان على بن ابى طالب وارد شد. همین که چشم پیامبر امین (صلى الله علیه و آله) به على (علیه السلام) افتاد، چهره اش شکفت. عرض کردم: یا رسول الله! شما به خاطر دیدن این پسر چهره تان باز شد! فرمود: عمو، به خدا سوگند! خداوند او را بیش از من دوست دارد. هیچ پیامبرى نیست مگر این که اولادش از صلب خود اوست، ولى اولاد من پس از من، از نسل على هستند. در روز قیامت، مردم را به نام خود و نام مادرشان بخوانند براى این که خداوند پرده پوشى مى کند جز على و شیعیانش که آنان را به نام خود و نام پدران شان صدا مى زنند».۱۱
حضرت محمد مصطفی (صلى الله علیه و آله) به امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمود: «خدا گناهان شیعیان و دوستداران شیعیان تو را بخشیده است».۱۲ هم چنین پیامبر(صلى الله علیه و آله) فرموده است: «تو و شیعیانت در حوض کوثر بر من وارد مى شوید. از آن سیراب خواهید شد و صورت تان سفید است و دشمنان تو تشنه و در غل و زنجیر بر من وارد مى شوند.» پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله)در حدیثى طولانى درباره فضایل على (علیه السلام) به دخترش فاطمه (علیها السلام)مى فرماید: «یا فاطمه! على و شیعیان او رستگاران فردا هستند».۱۳ هم چنین پیامبر اعظم (صلى الله علیه و آله)فرمود: «یا على ! خدا، گناهان تو، خاندانت و شیعیان و دوستداران شیعیانت را بخشیده است…».۱۴
حتى گفتنى است روایاتى نیز از رسول اکرم (صلى الله علیه و آله) درباره بعضى شیعیان از زبان مخالفان شیعه نقل شده است. براى نمونه، عایشه درباره حجر بن عدى نقل کرده است: آن گاه که معاویه پس از قتل حجر و یارانش حج گزارد و به مدینه آمد، عایشه به او گفت: «معاویه! هنگامى که حجر و یارانش را مى کشتى، حلمت کجا رفته بود؟ آگاه باش که از رسول خدا (صلى الله علیه و آله) شنیدم که فرمود: جماعتى در محلى به نام «مرج عذرا» کشته مى شوند که اهل آسمان ها براى قتل آنان خشمگین مى شوند.»۱۵
چون این احادیث انکار شدنى نیستند و محدثان بزرگ اهل سنت آن را نقل کرده اند، بعضى نویسندگان اهل سنت به تأویل نارواى آن دست زده اند. ابن ابى الحدید مى گوید: «منظور از شیعه که در روایات متعدد، به آنان وعده بهشت داده شده است، کسانى هستند که به برترى على (علیه السلام) بر همه خلق قایل هستند. بدین گونه، عالمان معتزلى ما در تصانیف و کتاب هایشان نوشته اند: در حقیقت ما شیعه هستیم و این حرف اقرب به سلامت و اشبه به حق است». ۱۶ ابن حجر هیثمى نیز در کتاب «الصواعق المحرقه فى الرد على اهل البدع و الزندقة» هنگام نقل این احادیث گفته است: «منظور از شیعه در این احادیث، شیعیان نیستند، بلکه منظور، خاندان و دوستداران على هستند که مبتلا به بدعت سب اصحاب نشوند.»۱۷
مرحوم مظفر در پاسخ او مى گوید: «عجیب است که ابن حجر گمان کرده، مراد از شیعه در این جا اهل سنت هستند! و من نمى دانم این به دلیل مترادف بودن دو لفظ شیعه و سنى است یا به این دلیل که این دو فرقه یکى هستند یا اهل سنت بیشتر از شیعیان، از خاندان پیامبر پیروى کرده اند و آنان را دوست مى دارند؟»۱۸ مرحوم کاشف الغطاء نیز مى گوید: «با نسبت دادن لفظ شیعه به على(علیه السلام) مى توان مراد را فهمید، زیرا غیر از این صنف، شیعه دیگران هستند».۱۹
ظهور معناى شیعه در احادیث و سخنان پیامبر آشکار و روشن است و آنان با این تأویل ها خواسته اند از پذیرش حقیقت بگریزند. این را هم باید دانست که مصداق شیعه در همان عصر پیامبر مشخص بوده است و عده اى از اصحاب پیامبر در همان زمان به «شیعه على» مشهور بودند.۲۰
بنابراین، براساس احادیث موجود، پیش از همه رسول خدا (صلى الله علیه و آله) نام شیعه را بر دوستداران على(علیه السلام) گذاشته است و حوادث دیگرى مانند: سقیفه، جنگ جمل، حکمیت و واقعه کربلا بر گسترش این واژه و آموزه هاى تشیع تأثیر داشته اند.
 پی‌نوشت‌ها:
۱. یعقوبى گفته است: شمارى از بزرگان صحابه از بیعت با ابوبکر خوددارى کردند و گفتند: على(علیه السلام) اولى به خلافت است. تاریخ یعقوبى، قم، منشورات الشریف الرضا، ۱۴۱۴ هـ . ق، ج ۲، ص۱۲۴.
۲. جهاد الشیعة، مختار اللیثى، الدکتوره سمیرة، بیروت، دار جبل، ۱۳۹۶ هـ . ق، ص۲۵.
۳. شیعه در تاریخ، محمدحسین زین عاملى، برگردان: محمد رضا عطایى، انتشارات آستان قدس، ۱۳۷۵ هـ . ش، صص۳۳ و ۳۴، برگرفته از: الفهرست ابن ندیم، ص۲۴۹.
۴. العقد الفرید، احمد بن محمد ابن عبد ربه اندلسى، بیروت، دارالاحیاء التراث العربى، ۱۴۰۹ هـ ، ج۲، ص۲۳۰.
۵. الفرق بین الفرق، ابومنصور عبدالقادر بن طاهر بن محمد البغدادى، قاهره، ۱۳۶۷ هـ ، ص ۱۳۴.
۶. اصول اسماعیلیه، برگرفته از: برنارد لویس، ص ۸۶.
۷. دفاع از حقانیت شیعه، برگردان: غلامحسن محرمى، مؤمنین، ۱۳۷۸، ص ۴۸.
۸. تاریخ منشورات، مکتبة بصیرتى، بى تا، ص۴.
۹. شیعه در تاریخ، ص۳۴.
۱۰. تاریخ شیعه، محمدحسین مظفر، مکتبة بصیرتى،(بى تا) ص۹، برگرفته از: خطط الشام، ج ۵، صص۲۵۱ ـ ۲۵۶.
۱۱. شیعه در تاریخ، ص۴۲، بر گرفته از: مروج الذهب، ج۲، ص۵۱.
۱۲. الصواعق المحرقة، ابن حجر الهیثمى المکى، مکتبة قاهره، ۱۳۸۵، ص۲۳۲.
۱۳. المناقب للخوارزمى، اخطب خوارزم، نجف، منشورات المکتبة الحیدریة، ۱۳۸۵، ص ۲۰۶.
۱۴. همان، ص۲۰۹.
۱۵. تاریخ یعقوبى، ابن واضح، منشورات الشریف الرضى، ۱۴۱۴ ه، ج۲، ص۲۳۱.
۱۶. شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، بیروت، دارالاحیاء التراث العربى، ج۲۰، ص۲۲۶.
۱۷. الصواعق المحرقة، ص ۲۳۲.
۱۸. تاریخ شیعه، ص۵..
۱۹. دفاع از حقانیت شیعه، صص ۴۸و ۴۹.
۲۰. سعد بن عبدالله اشعرى در این باره مى گوید: «نخستین فرقه، شیعه است».

سیری در زندگانی امام حسین علیه السلام

امام حسین (ع) ملقب به «سید الشهداء»، «خامس آل عبا»، «سبط اصغر»، «شهید»، «وفی (وفادار)» و «زکی (رشدیافته و پاک‌شده)»، پدرشان امام علی (ع) و مادرشان حضرت فاطمه زهرا (س) هستند. وقت و محل تولد ایشان سوم شعبان سال چهارم هجرت در مدینه و وقت و محل شهادت ایشان روز عاشورای سال ۶۱ هجری قمری در کربلا و در حدود سن ۵۷ سالگی است. مرقد شریف ایشان در شهر کربلا در کشور عراق قرار دارد و می‌توان دوران زندگی ایشان را به چهار بخش عصر رسول خدا (ص) (حدود ۶ سال و نیم)، دوران همراهی با پدر (حدود ۵۰ سال)، دوران همراهی با برادرشان امام حسن (ع) (حدود ۱۰ سال) و مدت امامتشان (حدود ۱۰ سال) تقسیم کرد.
امام حسین (ع) در دوران حضرت علی بن ابیطالب (ع) نیز از موقعیت والایی برخوردار بودند. ایشان در دوران خلافت پدرشان، در کنار آن حضرت بودند و در سه جنگ «جمل»، «صفین» و «نهروان» نیز شرکت داشتند.
امام حسین (ع) پس از شهادت پدر که امامت به برادرشان حسن بن علی (ع) رسید، همچون یک سرباز، مطیع مولای خویش و همراه برادر بودند و پس از انعقاد پیمان صلح امام حسن (ع)، با برادرشان و بقیه اهل بیت (ع) به مدینه آمدند.
با شهادت امام حسن مجتبی (ع) در سال ۴۹ یا ۵۰ هجری، امامت بر عهده امام حسین (ع) قرار گرفت. در دوران ۱۰ ساله‌ای که معاویه بر حکومت مسلط بود، امام حسین (ع) همواره یکی از معترضان سرسخت نسبت به سیاست‌ها، دستگیری‌ها و قتل‌های وی بودند و نامه‌های متعددی در انتقاد از رویه و اعمال ناپسند دیگر معاویه نوشتند و در عین حال، یکی از محورهای وحدت شیعه و از چهره‌های برجسته و شاخصی بودند که مورد توجه مردم قرار داشتند و همواره سلطه اموی از نفوذ شخصیت ایشان بیم داشت.
با مرگ معاویه در سال ۶۰ هجری، یزید که جانشین پدر شده بود به والی مدینه نوشت که از امام حسین (ع) به نفع او بیعت بگیرد اما سیدالشهدا (ع) که فساد یزید و بی‌لیاقتی او را می‌دانستند، از بیعت امتناع کردند و برای نجات اسلام از سلطه یزید که به زوال و محو دین می‌انجامید، راه مبارزه را در پیش گرفتند و از مدینه به مکه هجرت کردند و در پی نامه‌نگاری‌های کوفیان و شیعیان عراق به آن حضرت و دعوت از ایشان برای آمدن به کوفه، ابتدا مسلم بن عقیل را به آنجا فرستادند و نامه‌هایی برای شیعیان کوفه و بصره نوشتند و با دریافت پاسخ کوفیان در مورد بیعت آنان با فرستاده‌شان، در روز هشتم ذیحجه سال ۶۰ هجری از مکه به سوی عراق حرکت کردند.
پیمان‌شکنی کوفیان و شهادت مسلم بن عقیل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و امام حسین (ع) که همراه خانواده، فرزندان و یاران به سوی کوفه می‌رفتند، پیش از رسیدن به کوفه در سرزمین «کربلا» در محاصره سپاه کوفه قرار گرفتند و تسلیم نیروهای یزیدی نشدند و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمین، به همراه اصحابشان مظلومانه به شهادت رسیدند.
از آن پس، کربلا کانون الهام‌بخشی و عاشورا سرچشمه قیام و آزادگی شد و شهادت سیدالشهدا (ع) سبب زنده شدن اسلام و بیدار شدن وجدان‌های خفته شد. فضایل این امام شهید، بیش از آن است که در این مختصر بگنجد زیرا ایشان پرورده دامان رسول خدا هستند؛ کسی که درباره امام حسین (ع) فرموده‌اند: «قسم به آنکه مرا به‌حق به پیامبری فرستاد، حسین بن علی در آسمان بزرگ‌تر از زمین است و بر سمت راست عرش الهی نوشته شده است «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه؛ همانا حسین (ع) چراغ هدایت و کشتی نجات است.»
اهداف قیام حسینی:اصلاح امت، امر به معروف و نهی از منکر و تحقق سیره و روش پیامبر (ص) و حضرت علی (ع).
نتایج قیام حسینی: درهم شکستن ارکان دین‌سالاری ساختگی اموی، بیدار کردن وجدان‌های خفته و ارائه اخلاق جدید.
صفات اخلاقی برجسته امام حسین (ع): علم، بخشش، بزرگواری، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگیری از بینوایان، عفو و بردباری، انس با قرآن‏، اخلاص، توجه به رضایت الهی‏، ذکر بسیار پروردگار، صبر و تسلیم در برابر خدا، عبادت‏ خدا، عزت‌طلبی و ذلت‌ستیزی.
در میان ادعیه، از امام حسین (ع) دعاهای فراوانی به یادگار مانده است که معروف‌ترین آنها دعای عرفه است و دعای جامع، دعای حضرت در کعبه، دعای حضرت در سجده، دعا برای شهداء و دعا در صبح عاشورا نیز از دیگر ادعیه منتسب به آن حضرت است.
غذا خوردن امام حسین (ع) با بینوایان
روزی امام حسین (ع) از جایی عبور می‌کردند که دیدند چند نفر فقیر و بینوا زیراندازی کهنه را روی خاک افکنده‌اند و تکه‌های خشک نان در دست گرفته‌اند و آنها را می‌خورند. این افراد وقتی امام حسین (ع) را دیدند، آن حضرت را دعوت کردند تا با آنان هم‌غذا شوند. امام حسین (ع) نیز دعوتشان را پذیرفتند، در کنار آنان نشستند و از نان‌های آنان خوردند. سپس فرمودند: «همانا خداوند متکبران را دوست ندارد.» (آیه ۲۳ سوره نحل). آن حضرت به آنان فرمودند که من دعوت شما را پذیرفتم. اکنون نوبت شماست که دعوت مرا بپذیرید. من شما را برای صرف ناهار به خانه‌ام دعوت می‌کنم.
آنان نیز دعوت امام حسین (ع) را پذیرفتند و همراه آن حضرت به خانه‌شان رفتند و امام (ع) هر آنچه از غذا که در منزل داشتند به بهترین نحو برای آنان آوردند.
برعهده گرفتن قرض درماندگان
یکی از اصحاب رسول خدا (ص) بیمار و بستری شده بود. امام حسین (ع) به عیادت او رفتند و شنیدند که با آهی جانسوز می‌گوید: «وای از غم و اندوه.»
امام حسین (ع) فرمودند: برادرم؛ غم و اندوه تو برای چیست؟
آن صحابی گفت: غم و اندوهم به خاطر قرض‌هایی است که دارم و مبلغ آن به ۶۰ هزار درهم رسیده است.
امام حسین (ع) فرمودند: قرضهایت بر عهده من. ناراحت نباش.
ولی آن صحابی گفت: از این می ترسم که قبل از ادای قرض خود بمیرم.
امام حسین (ع) فرمودند: نترس. قبل از مرگ تو حتما آن را ادا می‌کنم و آن حضرت همین کار را هم کردند.
پاسخ‌های امام حسین (ع) به پرسش‌های امام علی (ع)
روزی امام علی (ع) پرسش‌های زیر را از فرزندش امام حسین (ع) پرسیدند:
پسرم؛ شخصیت و آقایی با چه چیز به دست می‌آید؟
امام حسین (ع) فرمودند: نیکی کردن به خانواده و خویشاوندان و تحمل در حوادث سخت.
امام علی (ع) فرمودند: غنا و بی‌نیازی چیست؟
امام حسین (ع) فرمودند: کم کردن آرزوها و خشنودی به رضا و مقدرات خدا.
امام علی (ع) فرمودند: فقر چیست؟
امام حسین (ع) پاسخ دادند: طمع ورزیدن و ناامیدی از موفقیت.
امام علی (ع) فرمودند: پستی چیست؟
امام حسین (ع) فرمودند: پستی انسان در این است که هرچیز را برای خود بخواهد و فریفته لذت‌ها و شادی‌ها شود.
پرسش‌های امام حسین (ع) و پاسخ‌های فرد صحرانشین
روزی مردی بادیه‌نشین به خدمت امام حسین (ع) آمد و از آن حضرت تقاضای کمک مالی کرد. آن حضرت گفتند: چند سوال از تو می‌پرسم. اگر پاسخ صحیح دادی به تو کمک خواهم کرد.
امام حسین (ع) فرمودند: چه عملی بهترین عمل است؟
صحرانشین گفت: ایمان به خدا.
امام حسین (ع) فرمودند: چه چیز موجب نجات از هلاکت می‌شود؟
صحرانشین گفت: اطمینان به خدا.
امام حسین (ع) فرمودند: چه چیز زینت مرد است؟
صحرانشین گفت: حلم (بردباری و تسلط بر خویشتن).
امام حسین (ع) فرمودند: بعد از آن چه؟
صحرانشین گفت: ثروتی که همراه جوانمردی و انصاف باشد.
امام حسین (ع) فرمودند: بعد از آن چه؟
صحرانشین گفت: شکیبایی در زمان فقر.
پس از سخنان این مرد بادیه نشین، آن حضرت مبلغ بسیاری پول و انگشتر خود را به آن فرد صحرانشین بخشیدند.
پندهای امام حسین (ع)
«حیله و نیرنگ نزد ما اهل بیت (ع) حرام است.»
«گریه از خوف خدا، مایه نجات از آتش است.»
«چیزی به زبانتان نیاورید که از ارزش شما بکاهد.»
«عاجزترین مردم کسی است که از دعا کردن ناتوان باشد.»
«از نشانه‌های دانا این است که سخن خود را نقادی می‌کند.»
«برحذر باشید از ستم کردن به کسی که یاوری جز خداوند عزوجل ندارد.»
«سپاسگزاری نعمت‌های گذشته، نعمت‌های آینده و زودرس را به دنبال دارد.»
«خدا می‌داند که من نماز و تلاوت آیات قرآن و دعا کردن بسیار و استغفار را دوست دارم.»
«هرگز در غیاب برادر دینی‌ات سخنی نگو، جز آن سخنی را که دوست داری او در غیاب تو بگوید.»
«همانا نمی‌توان بهشت را از خداوند، با خدعه و نیرنگ گرفت و جز از راه اطاعت نمی‌توان به پاداش الهی رسید.»
«غافلگیر کردن بنده از جانب خداوند به این شکل است که به او نعمت فراوان دهد و توفیق شکرگزاری را از او بگیرد.»
«هر یک از دو نفری که میان آنها نزاعی واقع شود و یکی از آن دو رضایت دیگری را بجوید، سبقت‌گیرنده، اهل بهشت خواهد بود.»
«هر کس رضای خدا را به غضب مردم بجوید، خدا او را از کارهای مردم بی‌نیاز می‌کند و هر کس خشنودی مردم را به غضب خدا بجوید، خدا او را به مردم واگذار کند.»
«خود را از غیبت کردن باز دار چرا که غیبت کردن خورش سگ‌های آتش دوزخ است. (یعنی باطن غیبت کردن این‌گونه زشت است).»
«کسی که چیزی را از راه گناه به دست آورد، به نرسیدن امیدش اقدام بیشتر کرده و برای ورود به آنچه از خطر آن می‌ترسد، بیشتر شتاب کرده است.»
«از نعمت‌های خداوند بر شما نیازمندی مردم به شماست. پس نعمت‌ها را (با مصرف نکردن آنها در راه نیازمندان) نرنجانید که اگر چنین کنید، به بلا تبدیل شوند.»
«پیامبر اکرم (ص) فرموده است: هر که سنت و روش نیکویی را به وجود آورد پاداشش برای او خواهد بود و نیز ثواب هر که تا روز قیامت بدان عمل کند بدون آنکه از ثواب آن چیزی کاسته شود.»
«ای مردم؛ شما را به تقوای الهی سفارش می‌کنم و از گناه کردن برحذر می‌دارم … در مدت عمر به سلامت و تندرستی جسم پیشی گیرید … و از کسانی مباشید که بر گناه بندگان بیم دارند و خود از عقوبت گناه خویش آسوده خاطرند.»
«اگر مردم هنگام دعا کردن، خدا را با نام محمد صلی‌الله علیه و آله و اهل بیت پاک او، با نیت درست و با اعتقاد قلبی صحیحی بخوانند که آنان را مصون دارد تا پیامبر را پس از مشاهده آن همه معجزات محکم و آشکار نافرمانی نکنند، خداوند با جود و کرم خود خواسته‌های آنان را اجابت می‌کند.»
در هنگام سفر به کربلا فرمودند: «راستی این دنیا دیگرگونه و ناشناس شده و معروفش پشت کرده و از آن جز “نمی” که بر کاسه نشیند و زندگی‌ای پست، همچون چراگاه تباه، چیزی باقی نمانده است. آیا نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل نهی نمی‌شود؟ در چنین وضعی مومن به لقای خدا سزاوار است و من مرگ را جز سعادت و زندگی با ظالمان را جز هلاکت نمی‌بینم. به راستی که مردم بنده دنیا هستند و دین بر سر زبان آنان است و مادام که برای معیشتشان باشد پیرامون آنند و وقتی به بلا آزموده شوند، دینداران اندکند.»
«گروهی خدا را از روی میل و رغبت به بهشت عبادت می‌کنند که این عبادت تاجران است و گروهی خدا را از روی ترس از دوزخ می‌پرستند و این عبادت بندگان است و گروهی خدا را از روی شکر و شایستگی پرستش عبادت می‌کنند و این عبادت آزادگان است که بهترین عبادت است.»
«جز به یکی از این سه تن حاجت مبر: به دیندار یا صاحب مروت یا کسی که اصالت خانوادگی داشته باشد زیرا شخص دیندار دینش تو را حفظ می‌کند و شخص جوانمرد به خاطر جوانمردی‌اش حیا می‌کند و انسان با شخصیت و با اصالت خانوادگی آبروی تو را حفظ می‌کند و می‌داند که تو دوست نداری آبرویت ریخته شود.»
«من از روی خودخواهی و خوشگذرانی یا برای فساد و ستمگری قیام نکردم بلکه قیام من برای اصلاح در امت جدم است و می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره و روش جدم و پدرم علی بن ابیطالب (ع) عمل کنم.»
«به جان خودم سوگند، امام و پیشوا نیست، مگر کسی که به قرآن عمل کند و راه قسط و عدل را در پیش گیرد و تابع حق باشد و خود را در راه رضای خدا وقف سازد.»
«هان ای مردم؛ پیامبر خدا فرموده است: کسی که زمامداری ستمگر را ببیند که حرام خدا را حلال می‌سازد و عهدش را می‌شکند و با سنت پیامبر (ص) مخالفت می‌ورزد و در میان بندگان خدا بر اساس گناه و تجاوز عمل می‌کند ولی در مقابل او با عمل یا گفتار، اظهار مخالفت نکند، بر خداوند است که او را با همان ظالم در جهنم اندازد.»
«بندگان خدا؛ از خدا بترسید و از دنیا بر حذر باشید که اگر بنا بود همه دنیا به یک نفر داده شود و یا یک فرد برای همیشه در دنیا بماند، پیامبران برای بقا سزاوارتر بودند… پس برای آخرت خود توشه‌ای برگیرید و بهترین توشه آخرت، تقواست. از خدا بترسید، باشد که رستگار شوید.»
در روز عاشورا خطاب به سپاه ظلم فرمودند: «وای بر شما؛ چرا ساکت نمی‌شوید تا گفتارم را بشنوید؟ همانا من شما را به راه هدایت و رستگاری فرامی‌خوانم. هر کس از من پیروی کند سعادتمند است و هر کس نافرمانی‌ام کند از هلاک‌شدگان است. شما همگی نافرمانی‌ام می‌کنید و به سخنم گوش نمی‌دهید. آری، بر اثر هدایای حرامی که به شما رسیده و بر اثر غذاهای حرامی که شکم‌هایتان از آنها انباشته شده، خداوند این چنین بر دل‌های شما مهر زده است.»
درباره حضرت مهدی (عج) نیز فرمودند: «شما مردم، آن حضرت را به داشتن آرامش و متانت و به شناخت حلال و حرام و به رو آوردن مردم به او و بی‌‌نیازی او از مردم می‌شناسید.»

منبع: خبرگزاری مشرق

نتانیاهو:من خفه نمی‌شوم

خشم نتانیاهو از جمهوری اسلامی ایران روز افزون است به گونه‌ای که او دیگر تعادل روحی خود را از دست داده و واکنش‌ها و سخنان ناهنجاری را بر زبان می‌آورد.او به تازگی گفته است که خفه نمی‌شود؟!نتانیاهو,اسرائیل,خفه نمی‌شوم

ادامه نوشته

سخنگوی وزارت امور خارجه خبر داد: مذاکرات کارشناسی ایران و 1+5، 18 و 19 آذر

مرضیه افخم

ادامه نوشته

برنده توافقنامه ژنو کیست؟

شاره: مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های بینندگان الف است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. بینندگان الف می توانند با ارسال یادداشت خود، مطلب ذیل را تایید یا نقد کنند.
با پایان یافتن ماراتن گفتگوهای ایران و ۵+۱، واکنش های متعددی در محافل داخلی و خارجی نسبت به نتایج حاصله ایجاد شده است. روشن است که مفاد توافق انجام شده با تفاوت اندکی با پیشنهادات طرف غربی در آخرین دور مذاکرات آلماتی منطبق است به علاوه اینکه در پایان توافقنامه در یک صفحه، نسبت به مفاد "گام نهایی مذاکرات" اشاره شده است. از این حیث، واکنش های منفی خفیفی در محافل نزدیک به تیم مذاکره کننده هسته ای قبلی نسبت به این توافق ایجاد شده است چرا که تیم قبلی بر این اعتقاد بود که تعلیق فعالیت غنی سازی ۲۰ درصد باید در مقابل لغو کلیه تحریم های یکجانبه مانند تحریم های نفتی و بانکی باشد، حال آنکه در توافق انجام شده درمقابل تعلیق غنی سازی ۲۰ درصد و هم چنین تعلیق راکتور آب سنگین اراک، فقط تحریم های پتروشیمی و فلزات گرانبها تعلیق شده است.

هرچند این انتقاد در نگاه اول صحیح به نظر می رسد، اما باید توجه داشت که توافق انجام شده یک توافق کوتاه مدت شش ماهه تا یکساله است که هدف آن بدست آوردن زمان برای مذاکرات بیشتر است. همچنین با توجه به اشباع ذخایر سوخت ۲۰ درصد، ایران تا مدت طولانی نیازی به غنی سازی ۲۰ درصد بیشتر ندارد. از سوی دیگر با توجه به مفاد توافق نامه خصوصا "گام نهایی مذاکرات"، طرف غربی غنی سازی اورانیوم در ایران را به طور ضمنی پذیرفته است که نشانگر پیروزی ایران در روند مبارزه ۱۰ ساله خود برای به رسمیت شناخته شدن این امر است. به علاوه مهمترین عاملی که این توافق در اختیار ایران قرار می دهد، "خرید زمان و تغییر فضای بازی" بین المللی است چرا که ایران می تواند در طول زمان ایجاد شده بواسطه مذاکرات، به چانه زنی با طرفهای ثالثی مانند کشورهای شرق آسیا و آلمان برای کاهش بیشتر و دور زدن تحریمها بپردازد و با شناسایی نقاط ضعف داخلی اقتصاد خود، زمینه اثرپذیری از تحریم ها را کمتر کند.

لذا با توجه به موارد فوق می توان گفت که درصورت هوشیاری مسئولان و استفاده حداکثری از زمان و فضای بازی ایجاد شده، توافق ژنو می تواند به نفع ایران باشد لکن در صورت غفلت از موارد فوق، ممکن است طرفهای غربی در مذاکرات بعدی با زیاده خواهی، خواهان تعلیق بخش های دیگری از فعالیت هسته ای کشورمان شوند.